رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
در غم ملت عزیز ایران شریکیم🖤 ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'جنایی'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • عمومی
    • قوانین نودهشتیا
    • همه چیز در مورد نودهشتیا
    • پرسش و پاسخ
  • تایپ و شروع نویسندگی
    • تایپ رمان
    • داستان کوتاه
    • دلنوشته
    • صفحه نقد رمان ها
    • رمان های متروکه
    • اشعار کاربران
    • رمان های تکمیل شده
  • تالار رمان های برتر
    • رمان های نخبگان برگزیده
    • رمان های مورد تایید مدیران
    • رمان های مورد پسند کاربران
  • تالار خدمات نودهشتیا
    • درخواست ویراستاری
    • درخواست گویندگی اثر
    • درخواست ناظر رمان
    • درخواست طراحی کاور
    • درخواست چاپ رمان
    • درخواست تبلیغات رمان
    • درخواست رصد و بررسی اثر
  • کتابخانه نودهشتیا
    • معرفی و نقد کتاب
    • مصاحبه با نویسندگان نودهشتیا
    • معرفی آثار منتشر شده در سایت اصلی
  • تالار آموزشی
    • متفرقه
    • آموزش نویسندگی
    • آموزش ویراستاری
    • آموزش گویندگی
  • فیلم و سریال
    • معرفی فیلم و سریال
    • تاتر و نمایشنامه
  • موسیقی
  • ورزشی
    • فوتبالی
    • اخبار ورزشی
  • خاطره بازی نودهشتیا
    • چالش نودهشتیا
    • خاطره بازی
  • سرگرمی
    • مشاعره
    • متفرقه
    • هاگوارتز نودهشتیا
    • موسیقی
  • فرهنگ و هنر
    • تاریخ
    • بیوگرافی
    • مذهبی

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me

11 نتیجه پیدا شد

  1. نام رمان: منتقم شیطان نویسنده: سایه مولوی | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: پلیسی، جنایی، معمایی، اجتماعی، عاشقانه خلاصه: در ارتباط با قتل‌های سریالیِ اتفاق افتاده در شهر، پای سرگرد محمدامین جاوید به پرونده‌ای عجیب و پر از رمز و راز باز می‌شود. سرگردی که‌ خود هم زخم دیده‌ی روزگار است و در جستجوی قاتلی است که شاید انعکاسی از تاریکی‌های درون خود او باشد. او قدم در این راه پرخطر می‌گذارد به امید ریشه‌کن کردن ظلم و فساد، اما آیا موفق می‌شود یا تعهدات شخصی و سایه سنگین گذشته او را به بیراهه می‌کشاند؟ مقدمه: فرشته‌ی مرگ سایه به سایه پیش می‌آمد. در کوچه‌های خیس و تاریک شهر، جایی که سکوت سنگین‌تر از هر فریادی بود، شیطان در کمینگاه منتظر نشسته و تماشاچی این بازی بود تا ببیند چه کسی در آخر برنده‌ی این بازی خونین می‌شود. این بازی یک قربانی می‌خواست و مرگ تنها پایان این بازی بود؛ مرگی که‌ شاید با ‌خود زندگی می‌آورد. اما مرگِ چه کسی و چه چیزی؟! در میان جدال حق و باطل، فرشته‌ی مرگ بر شانه‌های چه کسی می‌نشست؟
  2. نام رمان: طرح ناتمام نام نویسنده: بهاره رهدار(یامور) کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: جنایی، معمایی، عاشقانه ••خلاصه•• وقتی قتل‌ها فقط قتل نیستند، نشانه‌ها یکی پس از دیگری تکرار می‌شوند، و آرامش در هیچ الگویی از مقتول‌ها یافت نمی‌شود. قاتلی در سایه‌ها حرکت می‌کند، با ساعتی در دست و نقشه‌ای که تنها خودش از آن خبر دارد؛پنج جسد، پنج شهر، پنج ساعت متفاوت، اما انگاری این پایان ماجرا نیست! جسدهایی با نشانِ دونات صورتی، کابوس رسانه‌ها شده‌اند و توییتر زیر هشتگ "قاتل دونات صورتی" در التهاب می‌سوزد.این بازی بی‌قانون قاتل را فقط ذهنی خسته، اما نترس و بی‌نقص می‌تواند تاب بیاورد؛ ذهنی که مرز وهم و واقعیت را می‌شناسد.آیان باید پیش از آن‌که خیلی دیر شود، طرح‌ناتمام را بخواند و به پایان برساند، آیا می‌تواند؟ یا در بازی قاتل گم می‌شود؟ *** « شاید بخشی از این داستان‌ برحسب واقعیت باشد!» «هرگونه شباهت به اسامی افراد و رخداد‌های واقعی و مکان‌های نام برده شده تصادفی است!»
  3. نام رمان: طرح ناتمام نام نویسنده: بهاره رهدار(یامور) ژانر: جنایی، معمایی، عاشقانه ••خلاصه•• وقتی قتل‌ها فقط قتل نیستند، نشانه‌ها یکی پس از دیگری تکرار می‌شوند، و هیچ آرامشی در الگویی از این‌ مرگ‌ها یافت نمی‌شود. قاتلی در سایه‌ها حرکت می‌کند، با ساعتی در دست و نقشه‌ای که تنها خودش از آن خبر دارد؛پنج جسد، پنج شهر، پنج ساعت متفاوت، اما انگاری این پایان ماجرا نیست! جسدهایی با نشانِ دونات صورتی، کابوس رسانه‌ها شده‌اند و توییتر زیر هشتگ "قاتل دونات صورتی" در التهاب می‌سوزد.این بازی بی‌قانون قاتل را فقط ذهنی خسته، اما نترس و بی‌نقص می‌تواند تاب بیاورد؛ ذهنی که مرز وهم و واقعیت را می‌شناسد.آیان باید پیش از آن‌که خیلی دیر شود، طرح‌ناتمام را بخواند و به پایان برساند، اما آیا می‌تواند؟ یا در بازی قاتل سرگردان می‌ماند؟ *** « شاید بخشی از این داستان‌ برحسب واقعیت باشد!» «هرگونه شباهت به اسامی افراد، رخداد‌های واقعی و مکان‌های نام برده شده تصادفی است!» ✨صفحه نقد رمان✨
  4. به نام خالق حق نام داستان : راز یک قتل نویسنده: banoo.z ژانر : جنایی خلاصه : داستان پرونده قتلی که توسط سرگرد موسوی پیگیری میشه و در مورد قتل مشکوک زنی جوان به اسم بهار نوروزی است ...... مقدمه «مَنْ کَانَ مَقْصَدُهُ الْحَقَّ أَدْرَکَهُ وَ لَوْ کَانَ کَثِیرَ اللَّبْس»؛‏[4] هر کس در جست‌وجوی حق باشد آن‌را درخواهد یافت، هر چند حقیقت بسیار پوشیده باشد؛ هیچ کس جنایت کار به دنیا نمیاد ، این انتخاب های درست و غلط هر انسانی هست که اون رو تبدیل به قهرمان یا یک شخصیت شرور و قاتل می کنه ، و بعضی وقت ها انتخاب های غلط حتی باعث میشه به خودمون و نزدیک ترین افراد زندگیمون شدید ترین صدمات رو وارد کنیم .
  5. نام رمان: توکان پدر خوانده نویسنده: مرضیه ژانر: جنایی، پلیسی، عاشقانه خلاصه: به دنبال جواب معماهایی می‌گشتم که سر از گذشته در آوردم. گذشته‌ای که اثری از آن به جز چند قطعه عکس و چند خط نوشته نبود و جواب همه معماها از یک عکس شروع شد، عکسی که شبیه من بود اما من نبودم؛ آن لباس سفید با گل‌هایی قرمز و روسری سفید زیادی خوشگلش کرده بود. عکسی که اگر قدیمی نبود و تاریخ نداشت قطعا شک می‌کردم خودم هستم. اما آن دختر که بود که شبیه من بود و من نبود؟ مقدمه: در‌تاریکی مطلق فرو رفته‌ام! دلم یک روزنه امید می‌خواهد که با نورش تاریکی زندگی را از وجودم بشوید و مرا از این حس خفگی نجات دهد و بالاخره روزی خواهد رسید که من نیز‌بتوانم طعم گس زندگی‌ را کنار زده و شیرینی ان را تجربه کنم.
  6. نام رمان: پروتکل پژواک: سایه های فساد نویسنده: زر گریسون | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: معمایی, جنایی, عاشقانه. رده سنی: +۱۶ خلاصه: در دنیایی که هر قدمش پر از تله و خیانت است، زَر دختری با نژادی مختلط از دو فرهنگ متضاد ایرانی-آمریکایی با نگاه سرد و اراده‌ای فولادین وارد بازی شده که جانش و جان بسیاری دیگر را تحت شعاع قرار داده است. پرونده‌‌هایی از دل تاریک‌ترین بخش بشریت که همیشه خارج از دید بوده و همواره تحت پوشش سیاست و قدرت از چشم جهانیان دور نگه داشته شده است. پرونده‌‌هایی نظیر قاچاق انسان در جهت سو استفاده در موارد مختلف همچون سلاح‌‌های بیولوژیکی، آزمایش‌های مخوف که در تضاد با کرامت انسانی است. سیاست‌های کثیف و زیر پوستی، او را به قلب طوفانی می‌کشاند که هر لحظه ممکن است همه چیز را نابود کند؛ اما در پشت این چهره بی‌‌احساس، قلبی زخمی و پر از راز نهفته است زخمی که شاید تنها حقیقت بتواند درمانش کند. این داستان نبردی‌ست بی‌رحمانه بین نور و تاریکی، جایی که مرز بین دوست و دشمن، عدالت و فساد محو است. زر باید انتخاب کند بماند و بجنگد یا همه چیز را از دست بدهد. **خواندن این داستان به افراد زیر ۱۶ سال توصیه نمیشود**
  7. عنوان: رمان دِکا ژانر: جنایی، فانتزی، عاشقانه نویسنده: سارابهار خلاصه: آن‌چه که به نظر می‌آید حقیقت باشد، می‌تواند در یک چشم به هم زدن به دروغی وحشتناک تبدیل شود. شهر معمولی‌ست، مردمش نیز معمولی هستند؛ ولی آیینه‌ها چیز دیگری می‌گویند! داستانی که در آن یک کارآگاه، خود را در دام ماجرایی غیرقابل باور و تهدیدی بزرگ‌تر از هر چیزی که تصور کرده بود، گرفتار می‌یابد... *پ.ن: دِکا به یونانی به معنی عدد (10)
  8. نام رمان: آلپاکای سرخ نام نویسنده: زهراعاشقی ژانر رمان: عاشقانه،جنایی،مافیایی،طنز خلاصه رمان: وقتی دنیا زیر پای «امیلی» فرو می‌ریزد، یک تصمیم کافی است تا زندگی‌اش به جهنم یا بهشت تبدیل شود. در میان یک دنیای آشفته، جایی که همه چیز به نظر دروغ است، یک مرد با غروری زخم‌ خورده و زنی با گذشته‌ای تاریک به هم گره می‌خورند. اما آیا این عشق می‌تواند نجات‌بخش باشد یا به سقوطی بی‌پایان ختم می‌شود؟ "در این دنیای پر از تردید، مرز میان حقیقت و دروغ کجاست؟" ویراستار: @marzii79 https://forum.98ia.net/topic/423-معرفی-و-نقد-رمان-آلپاکای-سرخ-زهراعاشقی-کاربر-انجمن-نودهشتیا/
  9. عنوان: هیپنوگوجیا ژانر: درام، معمایی، علمی تخیلی ، فانتزی نویسنده: فاطمه.ع خلاصه : در دنیای ما، هر داستانی که به پایان می‌رسد، در واقع آغاز یک سفر جدید است. اما چه می‌شود اگر این سفر نه تنها به دنیای دیگری، بلکه به عمق تاریکی‌های درون خودمان برود؟ آیا می‌توانیم از سایه‌های خود فرار کنیم یا سرنوشت ما از پیش نوشته شده است؟
  10. نویسنده : A.F ژانر : عاشقانه ی ،جنایی ، معمایی ، رمزآلود ساعت پارت گذاری : نامعلوم بازی های عمارت مقدمه : با خودتان فکر کنید ؛ روزی چشم بازی می کنی و می بینی زندگیت از این رو به اون رو شده است از زندگی سخت به آسانی . برگ برنده حالا دست شماست ؛ ولی دنیا به این شکل نمی ماند . جهانی که ما در آن زندگی می کنیم پر از فراز و نشیب است . سختی و آسانی ، خوشی و ناراحتی . پس منتظر روزی باش که دنیا روی خوب خودش رو به تو نشان دهد . مثل ، آیلی بِل . خلاصه : عمارتی بزرگ و چندیدن بازی و راز حل نشده . اتفاقاتی که دنیا مرا تغییر داد . باید چندیدن بازی عمارت رو انجام بدم ؛ راز هاشون رو کشف کنم ؛ که شاید زندگی و جهان بخواهند روی خوب خودشان رو به من نشان دهند ناظر: @Nasim.M
  11. نام رمان: در میان دوقلب نام نویسنده: Haniyeh agahi هدف: دلیل این رمان اینه تا صدایی باشه برای اون‌هایی که حرفاشونو قورت دادن، برای دل‌هایی که با درد و سکوت بزرگ شدن. قصه‌ایه درباره‌ی تصمیم‌هایی که آسون نیستن، رابطه‌هایی که ساد‌ه شروع نمی‌شن و راحت تموم نمی‌شن. می‌خواستم چیزی بنویسم که واقعی باشه؛ نه لزوماً از نظر اتفاقات، بلکه از نظر احساسات. اگه حتی یه نفر بین سطرهاش خودش رو پیدا کنه، یعنی به هدفم رسیدم. پارت گذاری: روزانه دو پارت ساعت سه بعد از ظهر خلاصه: کیان مردی‌ست که میان گذشته و حال، درگیر خاطراتی‌ست که هنوز رهایش نکرده‌اند. سکوتش سنگین است، نگاهش پر از نگفته‌ها… گاهی آدم‌ها از فراموش نکردن، می‌سوزند، نه از نبودن. و در زندگی او، کسی به‌طور ناگهانی وارد می‌شود. بی‌خبر از اینکه چه تاثیری بر زندگی‌اش خواهد گذاشت. وارد می‌شود با تمام بی‌پروایی‌اش. آن‌دو، بی‌هیچ مقدمه‌ای وارد دنیای هم می‌شوند. بی‌آنکه بدانند حضورشان قرار است چه چیزی را ویران کند، یا شاید… نجات دهد. این داستان، قصه‌ی تلاقی دو جهان است. جهانی پر از انتخاب‌های مبهم، احساساتی که زود شکل می‌گیرند و دیر از بین می‌روند. مقدمه: تو را آن‌گونه که بودی ندیدم؛ آن‌گونه که دوستت می‌داشتم، می‌دیدم. روحت برایم نغمه‌ای بود آرامش‌بخش، که با گذر زمان، بدل شد به شلاقی بی‌رحم... و آن‌قدر کوبید که دیدمت؛ نه آن‌که دوستت داشتم، بلکه آن‌چه واقعاً بودی. تو معجزه‌ی بینایی‌ام شدی. و حال، من مانده‌ام و چشمانی که بینا شده و من این معجزه را دوست دارم ناظر: @sarahp
×
×
  • اضافه کردن...