رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

ف.پ.ققنوس

کاربر نودهشتیا
  • تعداد ارسال ها

    1
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

آخرین بازدید کنندگان نمایه

169 بازدید کننده نمایه

دستاورد های ف.پ.ققنوس

Newbie

Newbie (1/14)

  • Conversation Starter

نشان‌های اخیر

0

اعتبار در سایت

  1.  

    سلام به انجمن نودهشتیا خوش اومدین🤍

    لطفاً مواردِ:

    نام رمان

    نویسنده

    ژانر

    خلاصه

    رو در اولین نوشتتون قرار بدید تا رمان رو تایید کنم«همون موضوع که فقط خلاصه نوشتید» 

     

    لینک رمانتون اینه واردش بشین سه نقطه بغل متن رو بزنید ویرایش رو بزنید درستش کنین جانا

  2. یک بشقاب غذا می‌تواند فقط یک غذا باشد…

     

    یا شروع اتفاقی که قرار است همه‌چیز را تغییر بدهد.

     

    رستا کیانی برای دیده‌شدن، چیزی بیشتر از استعداد لازم دارد؛

    باید ثابت کند در آشپزخانه‌ای که هیچ‌کس منتظر موفقیتش نیست، می‌تواند دوام بیاورد.

     

    اما درست وقتی یک فرصت غیرمنتظره سر راهش قرار می‌گیرد،

    سیاوش شایگان وارد ماجرا می‌شود؛

    مردی که به‌سادگی کسی را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد.

     

    و درست همان موقع، کسی از گذشته‌ی رستا دوباره ظاهر می‌شود…

     

    این‌جا قرار نیست فقط درباره‌ی غذا حرف بزنیم.

    قرار است ببینیم وقتی عشق، رقابت و جاه‌طلبی کنار هم قرار می‌گیرند،

    چه چیزی روی میز باقی می‌ماند.

     

    طعم ناتمام

    اثر ف.پ.ققنوس

  3. ف.پ.ققنوس

    طعمِ ناتمام

    هیچ مردی قرار نیست زندگی‌اش را به هم بریزد. این تنها قانونی بود که رستا کیانی برای خودش داشت. قانونی ساده؛ برای دختری که یاد گرفته بود روی پای خودش بایستد، در آشپزخانه‌ای پر از مردها کار کند و برای چیزی که می‌خواهد، بدون اینکه دستش را به سمت کسی دراز کند، بجنگد. اما بعضی آدم‌ها شبیه یک اتفاق ساده وارد زندگی‌ات می‌شوند؛ نه با سر و صدا، نه با اجازه. فقط یک روز می‌بینی چیزی در نگاهشان هست که نباید باشد. یکی از گذشته می‌آید؛ با خاطره‌هایی که هنوز تمام نشده‌اند. یکی از روبه‌رویت می‌ایستد؛ با لبخندی که نمی‌دانی باید جدی‌اش بگیری یا از آن فرار کنی. و میان این دو، دختری ایستاده که هنوز نمی‌داند کدام نگاه خطرناک‌تر است؛ نگاهی که او را می‌شناسد، یا نگاهی که تازه دارد کشفش می‌کند. گاهی آدم‌ها زندگی‌ات را با یک تصمیم بزرگ تغییر نمی‌دهند. گاهی همه‌چیز از یک شب شروع می‌شود... یک رستوران شلوغ. یک بشقاب غذا. و مردی که قرار نبود هیچ اهمیتی برایت داشته باشد. اما بعضی قانون‌ها درست از جایی شکسته می‌شوند که فکر می‌کنی محکم‌ترینشان هستند.
×
×
  • اضافه کردن...