رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
در غم ملت عزیز ایران شریکیم🖤 ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

feri156

کاربر نودهشتیا
  • تعداد ارسال ها

    12
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

1 دنبال کننده

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

دستاورد های feri156

Newbie

Newbie (1/14)

  • Conversation Starter
  • Week One Done
  • One Month Later

نشان‌های اخیر

0

اعتبار در سایت

  1. نویسنده‌ی محترم رمان «دوست دارم دختر عمو»
    با توجه به عدم پارت‌گذاری در روزهای گذشته، در صورتی که تا پایان این هفته پارت جدیدی منتشر نشود، رمان شما به بخش رمان‌های متروکه منتقل خواهد شد.

  2. نویسنده‌ی محترم رمان «دوست دارم دختر عمو»
    با توجه به عدم پارت‌گذاری در روزهای گذشته، در صورتی که تا پایان این هفته پارت جدیدی منتشر نشود، رمان شما به بخش رمان‌های متروکه منتقل خواهد شد.

  3. سلام عزیزم لطفا قبل از اینکه تاپیک رمان ایجاد کنید حتما پیام‌های خصوصیتون رو چک کنید، آموزش‌ها و شیوه‌ی ایجاد تاپیک صحیح رمان رو براتون ارسال کردم حتما مطالعه کنید.

  4. سلام عزیزم لطفا قبل از اینکه تاپیک رمان ایجاد کنید حتما پیام‌های خصوصیتون رو چک کنید، آموزش‌ها و شیوه‌ی ایجاد تاپیک صحیح رمان رو براتون ارسال کردم حتما مطالعه کنید.

  5. به نام نویسنده ی سرنوشتم. رمان: دوست دارم دختر عمو به قلم : فرشته وفایی . ژانر: عاشقانه ، طنز ، کمدی . مقدمه: عشق چیست؟! آیا علاقه ی دیگران به توست؟! آیا‌ از درون خواستن دستان معشوقت است؟! گاهی نه چشمانت میبیند و نه گوش هایت میشنود.. آن چنان عشق در قلب زنده میگردد و همانا شروع داستان تو اینجاست. خلاصه: داستان درباره ی فرشته دختری که یه برنامه نصب می‌کنه که می‌تونه با بقیه تو کشور حرف بزنه و در این حین پسرعموش انگلیس و ... پارت ۱: - فرشته ! اینو برنامه رو بگیر خیلی خفنه !! + چی هست ؟ حالا - میتونی با بیرون کشور با هرکس حرف بزنی!! یدونه زدم پس کلش و گفتم: + به جای این حرفا دو کلوم درس بخونی چیزیت نمیشه ! - ایشش ! حالا خواستم بهت لطف کنم یه کار کنم از سینگلی دربیای!! + آتناااا!!! - باشه بابا ! داشتیم همین طوری کلکل میکردیم که معلم تاریخ اومد و غرق کتابا شدم ... زنگ تفریح شد ؛ دست آتنا رو گرفتم و باهم سمت بوفه رفتیم و دو تا ساندویچ و نوشابه خریدیم و یه گوشه نشستیم و باهم مشغول خوردن شدیم ؛ + میگم آتنا !؟ - هن؟ + این برنامهه اینترنتیه؟ - yes + حیف نتم که میخواد حروم شه!! چشم غره ای رفت و دیگه حرفی بینمون دروبدل نشد.. رفتیم کلاس بعدیو دیگه و به مدرسه ی امروز پایان دادیم .. * * * * * * * * رفتم خونه و یه سلام خیلی بلند دادم و گفتم: + سلاممممم!! اهالی خونه ! مامان کفگیر به دست اومد و با اخم گفت : ۰ ساکت باش ؛ بابات خوابه! جلوی دهنم رو گرفتم و سری تکون دادم و پا انگشتی و اروم اروم سمت اتاقم رفتم . لباسام رو عوض کردم و رفتم آشپزخونه و گفتم : + غذا چی داریم مامی؟ - قرمه سبزی! + ای جانم! یه پیاز برا خودم پوست کندم و با هر لقمه ای که می‌خوردم یه پیاز تو دهنم میزاشتم ؛ انقد گشنم بود که حس کردم میتونم یه قابلمه غذا رو بخورم؛ بعد از خوردن دستی رو شکمم کشیدم و گفتم: +آخیشش! گشنم بودا! تنکیو ور ماچ مامی! مامان سری به نشونه ی تاسف تکون داد منم یه لیوان دوغ خوردم که هرچی خوردم رو بشوره ببره! بعد از خوردن رفتم توی اتاقم و خودمو پرت کردم روی تختم ؛ اول نگاهی به برنامه ی هفتگیم انداختم ؛ آخیش! فردا درس خاصی نداریم . گوشیمو برداشتم و روشنش کردم ؛ رفتم تو گوگل و برنامه ای که آتنا گفته بود رو جستجو کردم .! روی گوشیم نصبش کردم و رفتم داخل برنامه که حساب گوگل میخواست؛ حساب گوگلم رو زدم و وارد برنامه شدم ، اومایگاد! همه ی گروهای خارجی رو داشت؛ یکی از گروها که برای لندن انگلیس بود توجهم رو جلب کرد ؛ چون بعضی ها پیامهای زبان فارسی هم میدادن! یاد پسرعموم افتادم؛ رامین، تنها خاطراتی که باهاش دارم فقط بچگیشه!! بعد از چند سال بورسیه قبول شد و رفت انگلیس. ناظر: @FAR_AX
  6. یه جلد برای یه رمان جنایی و عاشقانه میخواستم عکسی مد نظرم نیست 

    خودتون انتخاب کنید ‌.

    قرمز و مشکی باشه تصویر اسم رمان: 

    پرونده ی قتل

    1. Nasim.M

      Nasim.M

      عزیزم شما رمانی دارید تو انجمن؟ 

      گلم بررسی میکنی @sarahp

    2. sarahp

      sarahp

      @Nasim.M عزیزه جان ایشون تازه پارت گذاری کردند، انشالله بعد ۱۸ پارت درخواست بدن جلد رو می‌زنیم براشون  @feri156🌻

  7. یه جلد برای یه رمان جنایی و عاشقانه میخواستم عکسی مد نظرم نیست 

    خودتون انتخاب کنید ‌.

    قرمز و مشکی باشه تصویر اسم رمان: 

    پرونده ی قتل

    1. Nasim.M

      Nasim.M

      عزیزم شما رمانی دارید تو انجمن؟ 

      گلم بررسی میکنی @sarahp

    2. sarahp

      sarahp

      @Nasim.M عزیزه جان ایشون تازه پارت گذاری کردند، انشالله بعد ۱۸ پارت درخواست بدن جلد رو می‌زنیم براشون  @feri156🌻

×
×
  • اضافه کردن...