نیاز
کاربر نودهشتیا-
تعداد ارسال ها
2 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
آخرین بازدید کنندگان نمایه
399 بازدید کننده نمایه
دستاورد های نیاز
-
دلنوشته: غم نام نویسنده: نیاز ژانر: عاشقانه پارت یک حست میکنم، توی خونهام، اتاقم و ... همونطور که یه آدمی برامون عزیز میشه و کم- کم جا باز میکنه لابه لای اتاقکهای قلبمون تو هم میای و اینقدر میمونی تا با گوشت و پوست و استخوانم عجین بشی! کاش یه آدمی یه آهنگی یه متنی یه معجزهای مَرهم درد تو بشه ولی وقتی تصمیم بگیری که نری، اینقدر میمونی تا موهات مثل دندونات سفید بشه، ولی کاشکی یکم دلسوز بودی و پروانههای قلبمو یکی- یکی با اون دستای ظریفت نمیکشتی کاش نمیاومدی تو دلم جا خوش کنی. یا به روایتی به قول حافظ: غم مگر جز خاطر من ! منزل و مروا نداری؟ خوش بیا.. خوش بیا آسوده بنشین بر دلم گر جا نداری. منم چارهای جز پذیرفتنت ندارم! بالاخره دوست داشتن کسی درد داره! دردسر داره! مال تو درسته کشندهتر از همهاس. ولی با جون و دل میپذیرمش! ویراستار: @Solmazheydarzadeh
-
تراژدی عاشقانه رمان آخرین شب بارانی | نیاز کاربر انجمن نودهشتیا
نیاز پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در رمان های متروکه
نام رمان: آخرین شب بارانی نام نویسنده: نیاز ژانر: تراژدی، عاشقانه ساعات پارتگذاری: سه شنبه ها و چهارشنبه ها ساعت 9 خلاصه: ارغوان دختر یتیمی که در 15 سالگی توسط یک خانواده ی معروف و پولدار به فرزند خواندگی گرفته میشود بعد از چند سال آزگار آریا با دست پر به این خانواده برمیگردد و ماجراهای پرهیجان زندگی ارغوان را رقم می زند. مقدمه: ارغوان، شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابیست هوا؟ یا گرفتهاست هنوز؟ ارغوان این چه رازیست که هر بار بهار با عزای دل ما میآید؟ که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است وین چنین بر جگر سوختگان داغ بر داغ میافزاید؟ ناظر: @sarahp