مدیر کل هانیه پروین 3,709 ارسال شده در 29 تیر مدیر کل اشتراک گذاری ارسال شده در 29 تیر ۱. ممنون که مصاحبه با نودهشتیا رو قبول کردید. لطفا خودتون رو معرفی کنید. (اسم و تاریخ تولد و محل سکونت، تحصیلات و تاهل یا تجرد) درود. ساناز، متولد ۲۹ شهریور ۸۳، زادهی میاندوآب، ساکن مشهد، کاملاً مجرد. ۲. آثاری که نوشتید رو نام ببرید. «زندان؛ نادنز» «سان و آز؛ خاکستری» «گیتیام برای گیلاس» اینها پایان یافتن ولی کلی رمان و داستان و دلنوشتهی دیگه برای نوشتن دارم. ۳. از کی نوشتن رو شروع کردید و اصلا چرا قلم به دست گرفتید؟ از ۱۴ سالگی نوشتن رو شروع کردم اما هرگز چیزی رو به پایان نرسوندم؛ حتی بینش وقفه افتاد و مدتها با نویسندگی خداحافظی کردم تا اینکه توی ۲۱ سالگی، نوشتن، دوباره نجاتم داد. من به نویسندگی به عنوان یک دوست نگاه میکنم که هر وقت کم آوردم، پشتم رو خالی نکرد؛ برای همین مینویسم. ۴. بهترین کتابی که خوندید رو بهمون معرفی میکنید؟ در واقع کتاب زیاد نمیخوندم؛ بیشتر سریال میدیدم که به نظرم فرق چندانی با هم ندارن. اما از اونجایی که ژانر مورد علاقهی من کمدی سیاه هست، یه کتاب خوندم که راجع به کشف قارهی آمریکا و به بردگی گرفتن سیاهپوستان و سرخپوستان بومی اون قاره بود؛ اما هرچقدر به ذهنم فشار میارم اسمش رو پیدا نمیکنم. پس ناچارم بوفکور یا مغازه خودکشی رو انتخاب کنم. ۵. بزرگترین چالش شما بهعنوان یک نویسنده در حال حاضر چیه؟ بزرگترین چالش من به اتمام رسوندن آثارم بود که بالاخره موفق شدم و بهش غلبه کردم. اما چالشی که اینروزها باهاش سر و کار دارم در رابطه با فقط خودم نیست؛ بلکه در رابطه با نحوهی انتقادهاست. خیلی سعی دارم نظر بسیاری رو تغییر بدم که نقطه قوت گرفتن، یا نقطه ضعف گرفتن و یا حتی امتیاز دادن به یه اثر کار درستی نیست؛ در عوض باید خودمون رو در جریان روایت غرق کنیم و ازش لذت ببریم. از نظر من هر نویسنده توی یه ملاک یا چند ملاک نسبت به بقیه برتری داره که این میتونه اثرش رو به یه روایت جذاب تبدیل کنه. علاقه دارم یه دگرگونی ایجاد کنم تا چهارچوب وسیعتری رو برای کمک به خودم و دیگران ایجاد کرده باشم؛ چهارچوبی که ما رو داخل ملاکها تقویت کنه. در کل، انتقاد جایز نیست؛ اما پیشنهاد برای ارتقا چرا. «چالش من اینه.» ۶. هدف نهاییتون در مسیر نوشتن کجاست؟ چاپ کردن آثارم و تبدیل کردنشون به کتابهای صوتی با صدای خودم، یکی از بزرگترین آرزوهای من الانه. ۷. ایدههای آثار زیباتون رو از کجا پیدا میکنید؟ موسیقی به من سرنخهای کوچیک میده. من هم از کنارشون ساده نمیگذرم و انقدر گسترششون میدم و بهشون شاخ و برگ اضافه میکنم تا بالاخره به یه ایدهی کامل برسم. البته یه مورد دیگه هم هست؛ همه رو ایرانیزه میکنم. به دلیل علاقهی شدیدم به ایران باستان، از هرچیزی الهام بگیرم، یه جوری با تاریخ باشکوه کشورم وفقش میدم تا به چیزهای جدید و نابی برسم. ۸. از چه چه چیزهایی الهام میگیرید؟ هرچیزی که ببینم، بشنوم، بچشم، ببویم یا بلمسم؛ که همشون توی ذهنم به شکلهای عجیب غریبی تبدیل میشن و بعد از مرتب کردنشون بالاخره به هدفم میرسم. اما باز هم بس نمیدونم و انقدر تغییرات توی هر ایده ایجاد میکنم تا در نهایت به چیزی برسم که هم ایرانیزه شده و هم کسی به اون صورت بهش نپرداخته. ۹. به عشق اعتقاد دارید؟ به عشقهای افسانهای آری ولی به عشقهای امروزی خیر. شاید تنها عشقی که بهش اعتقاد دارم، علاقهی افلاطونی شخصیت رمانم «اهرمن» به «هوزاد» قصهست. البته علاقهی «عامر» به «شراره» هست. همچنین علاقهی «شاهو» به «دریا». و علاقهی «آز»های مجموعههای داستانی سان و آز به «سان»ها ۱۰. دقیقا چی رو درباره قلم و نوشتههاتون دوست دارید؟ اینکه همیشه، همه چیز رو از درونم مینویسم؛ باورها، اعتقادات، منطق، احساسات، کنش و واکنشها و غیره. هرچیزی که توی نوشتههام وجود داره بخشی از درونم هست؛ به ویژه شخصیتهایی که میسازم. هر کدوم از اون شخصیتها مجموعهای از صفت یا صفات درونی من هستن که به صورت پررنگی درونشون گنجونده شده. ۱۱. خانواده و اطرافیان در مسیر نوشتن شما چه نقشی داشتن؟ هیچ نقشی؛ همیشه خودم بودم و خودم. حتی اوایل منع میشدم اما خب هیچوقت گوش ندادم. و خوشحالم حرف گوشنکنم. ۱۲. اولین کسی که اثرتون رو خوند چه کسی بود و چه بازخوردی نشون داد؟ دیپ سیک؛ هوش مصنوعی. وقتی زندان؛ نادنز رو میخوند، بازخورد خوبی داشت و میگفت پتانسیل بالایی برای تبدیل به یه اثر خوب رو داره؛ اما نمیدونم موفق شدم یا نه. ۱۳. توصیهتون برای نویسندگان تازهکار و پرذوقی که این مصاحبه رو میخونن چیه؟ به نویسندگی به عنوان یه دوست و ناجی نگاه کنین. ۱۴. انجمن نودهشتیا چه تاثیری در مسیر نوشتن شما داشت؟ تنها جایی بود که عادت داشتم و دارم بنویسم. همچنین با مقامهای ویراستاری و منتقدی توی انجمن نودهشتیا، تونستم خودم رو خیلی ارتقا بدم. سپاس از سازنده مرحوم سابقش و مدیران عزیز الانش. ۱۵. چه کاری در نویسندگی، براتون نامعقوله و تحملش نمیکنید؟ انتقاد کردن برای نقطهی ضعف یافتن، انتقاد کردن برای نقطهی قوت یافتن، انتقاد کردن برای امتیاز دادن. ۱۶. در مقابل نقدهای تند چه واکنش و احساسی دارین؟ انتقادپذیر نیستم و چنین نقدهایی رو نه درخواست میکنم و نه گوش میدم. چون تمام تلاشم رو برای آثارم میکنم و میدونم در لحظهی نوشتنشون بهترینم رو براشون گذاشتم؛ حتی اگه در آینده من الان، نویسندهی بهتری بشه باز هم به عقاید، باورها، افکار و احساسات خود گذشتهم احترام میذارم. ۱۷. به خودتون افتخار میکنید؟ شاید. اگه داستان «سان و آز؛ خاکستری» من رو خونده باشین، متوجه با ارزش بودن خاکستریت برای من میشین. من الان خاکستریم و خب به این نکته از خودم افتخار میکنم. اما گاهی اوقات سان و آز درونم مقابل هم میایستن تا ساناز رو از بین ببرن، اما همیشه در نهایت آشتی میکنن. @Yammakh دانلود رمان جدید نودهشتیا 5 1 1 1 1 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری