رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • پاسخ 72
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال‌های محبوب

هرگز توهم مانند من دردی کشیدی یار خودت را در کنار یار دیدی؟   رفتی به دیدارش پس از سالی ولی او خانه نباشد خوب در و دیوار دیدی؟   خیره شدی لبخند در قاب اتاقش اشکت بری

با آنکه مرا هیچ ندیدی و گذشتی با آنکه به دنبال من هرگز تو نگشتی  من هرچه نوشتم که به چشم تو بیایم  حتی تو به دنبال یک بیت ، نگشتی! شاعر : s.a        

نام دلنوشته : حِرمان نویسنده : s.a  ژانر : عاشقانه ، غمگین مقدمه : جدایی همچون خنجری خاموش، آرام‌آرام قلبم را می‌برد… و من مانده‌ام میانِ نبودنت، با همان اشک‌هایی که زبان نمیفهمد..

 

تو تنها نموندی که حال دل بیقرارو بفهمی

عزیزت نرفته که تشویش سوت قطارو بفهمی

تو از دست ندادی بفهمی چیه ترس از دست دادن

جایه من نبودی بدونی چیه فرق بین تو و من

_ سیاوش قمیشی 

  • لایک 2
  • ذوق زده 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع، ولی لب هایم

هرچه از طعم لب سرخ تو دل‌کند، نشد

با چراغی همه‌جا گشتم و گشتم در شهر

هیچ‌کس ... هیچ‌کس اینجا به تو مانند نشد

هرکسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه 'خداوند' نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!

_ فاضل نظری

  • لایک 3
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ارسال شده در (ویرایش شده)

چه‌ها با جان خود دور از رُخ جانان خود کردم 

مگر دشمن کند این‌ها که من با جان خود کردم 

 

طیببم میگفت درمانی ندارد درد مهجوری

غلط میگفت، خود را کشتم و درمان خود کردم

ویرایش شده توسط s.a
  • لایک 3
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

می تَوان در سِنِ کَم مانند یک انسان پیر؛

قامَتی خَم، دستِ لَرزان، دَردِ بسیاری کشید... 

  • لایک 2
  • ذوق زده 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گیرم که به هر حال مرا برده ای از یاد 

گیرم که زمان خاطره هارا به فنا داد

گیرم نه تو گفتی نه تو بودی نه شنیدی

آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد 

با آن همه دلبستگیو عشق چه کردی؟

یکبار دلت یاد منه خسته نیوفتاد

یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی؟

یکبار دلت تنگ نشد خانه ات اباد؟

این بود جواب من دلخسته عاشق

شیرین رقیبان شده ای از لج فرهاد؟

باشد گله ای نیست خدا پشتو پناهت

احوال خودت خوب دمت گرم دلت شاد

🕊

1405/04/20

ویرایش شده توسط s.a
  • لایک 1
  • ذوق زده 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خواستم از رنجش دوری بگویم ، یادم‌ آمد 

عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد ...

  • لایک 1
  • ذوق زده 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

اطلاعیه ها


×
×
  • اضافه کردن...