s.a 1,116 ارسال شده در 20 تیر اشتراک گذاری ارسال شده در 20 تیر (ویرایش شده) نام دلنوشته : حِرمان نویسنده : s.a ژانر : عاشقانه ، غمگین مقدمه : جدایی همچون خنجری خاموش، آرامآرام قلبم را میبرد… و من ماندهام میانِ نبودنت، با همان اشکهایی که زبان نمیفهمد... ویرایش شده 12 مرداد توسط s.a 11 1 3 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 4 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 4 مرداد (ویرایش شده) هرگز توهم مانند من دردی کشیدی یار خودت را در کنار یار دیدی؟ رفتی به دیدارش پس از سالی ولی او خانه نباشد خوب در و دیوار دیدی؟ خیره شدی لبخند در قاب اتاقش اشکت بریزد قلب خود پر بار دیدی؟ آیا شده از کوچه او که گذشتی قلبت نکوبد مرگ بی مُردار دیدی؟ آیا شده باران ببارد خیره باشی در قطره هایش صورت دلدار دیدی؟ خواندی نماز حاجتت را زیر باران ذکر نمازت اسم او هر بار دیدی؟ خیره شدی شب آسمان را با دلی تنگ تافجر هر دم آرزوی یار دیدی؟ آیا تو دیدی عشق خود را با نگارش احوال خود را فی عذاب النار دیدی؟ آیا شده اشکت بریزد روی دفتر حال غزل گفتن چنین غمبار دیدی؟ معتاد گشتی به صدایش لحضه ها را دیگر نیاید حال خود خمار دیدی؟ انکار کردی با سکوتت عشق خود را هر دم دلت را از خودت بیزار دیدی؟ آیا شده بعد از تمام گریه هایت راضی به این باشی که خود آزار دیدی؟ آیا شده شور غزل هایت بمیرد یک عاشق غم دیده ی بی عار دیدی؟ شاعر : s.a ویرایش شده 12 مرداد توسط s.a 9 1 6 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
این ارسال پرطرفدار است. s.a 1,116 ارسال شده در 5 مرداد سازنده این ارسال پرطرفدار است. اشتراک گذاری ارسال شده در 5 مرداد (ویرایش شده) با آنکه مرا هیچ ندیدی و گذشتی با آنکه به دنبال من هرگز تو نگشتی من هرچه نوشتم که به چشم تو بیایم حتی تو به دنبال یک بیت ، نگشتی! شاعر : s.a ویرایش شده 12 مرداد توسط s.a 9 2 2 5 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 6 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 6 مرداد (ویرایش شده) روزی تو میآیی که من دیگر به یادت نیستم من بی تو از این کوچه ها رفتم ، کنارت نیستم روزی پشیمان میشوی ، حیرانِ حیران میشوی سر میرسی در میزنی ، در خانه دیگر نیستم روزی تو دل دل میزنی ، فالی به حافظ میزنی خیره به هر بیتی ولی در عمق فالت نیستم روزی قرارت میرود ، سامان کارت میرود من غرقِ سامانم دگر دل بیقرارت نیستم روزی که چرخِ این جهان وارونه گردد یک زمان از عرش بر فرشی ولی من در خیالت نیستم روزی جهنم میشود این بی وفایی های تو من یک بهشت جاودان ، اما برایت نیستم من غرق تنهایی و تو دورت پر از همدم شده روزی تو تنها میشوی من غمگسارت نیستم روزی خراب آباد دل ، آباد گردد بی تو هم مانند من ویران شوی آبادکارت نیستم مستی تو از جامِ می و من هم خماری میکشم خمار و تنها میشوی ، مستی جامت نیستم رفتی به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود این بار اگر جان هم شوی جانان تو ، من نیستم ... شاعر :s.a ویرایش شده 12 مرداد توسط s.a 7 2 3 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 6 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 6 مرداد (ویرایش شده) در دلم گفتم که ای کاش از تو باشم دورتر از دهان بیرون نیامد توبه کردم زین گناه شاعر : s.a ویرایش شده 12 مرداد توسط s.a 7 1 3 3 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 11 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 11 مرداد (ویرایش شده) خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به منِ خسته بیگمان برسد شکنجه بیشتر از اینکه پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد چه میکنی اگر او را که خواستی یک عمر به راحتی کسی از راه ناگهان برسد رها کنی، بروندو دوتا پرنده شوند گلایهای نکنی بغض خویش را بخوری که هق هق تو مبادا به گوششان برسد خداکند که ... نه نفرین نمیکنم نکند به او که عاشق او بودهام ، زیان برسد ... ویرایش شده 12 مرداد توسط s.a 9 1 4 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 11 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 11 مرداد (ویرایش شده) - همیشه همینه . من شاید دنیا رو ۱۰۰ بار نجات بدم ولی وقتی خودم به کمک احتیاج دارم کسی نیست ... ممنون . بابت هیچی _دیالوگی از مرد عنکبوتی ویرایش شده 12 مرداد توسط s.a 8 1 2 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 11 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 11 مرداد (ویرایش شده) - تو به من میگی که به اطرافیانم اعتماد کنم من حتی نمیتونم به آب اعتماد کنم چون اگه امروز بهم جون بده فردا غرقم میکنه ...! ویرایش شده 12 مرداد توسط s.a 7 2 4 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 11 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 11 مرداد (ویرایش شده) مرد اگر گریه کند معترف ضعفش نیست رود اشکی است که از کوه حکایت دارد ویرایش شده 12 مرداد توسط s.a 7 1 2 3 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 12 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 12 مرداد (ویرایش شده) اگر مرگم فرا رسید و یکدیگر را ندیدیم ، فراموش نکن که من دیدارِتو را بسیار آرزو کردم... ویرایش شده 12 مرداد توسط s.a 9 1 2 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 12 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 12 مرداد (ویرایش شده) متاسفانه حق با نامادری راپونزل بود : - راپونزل من سعی خودم رو کردم بهت گفتم از این آدمها دوری کن . از این آدم های خبیثِ خودخواهِ سنگدل . این دنیای بیرحم اگه دستش به خورشید هم برسه ، داغونش میکنه ! ویرایش شده 12 مرداد توسط s.a 8 3 3 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 12 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 12 مرداد رنجِ دانستن دمار از جان انسان میکشد ؛ خوش بهحالِ بیخیالان ؛ جاهلان ؛ خوشباوران...️ 9 1 4 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 12 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 12 مرداد گرچه میدانم نمیآیی، ولی هردم ز شوق سوی در میآیم و هردم نگاهی میکنم 9 3 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 12 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 12 مرداد آره، داشتم میگفتم دلتنگی خیلی وحشیه ، مکان و زمان نمیشناسه ، یهو وسط یه روز خوب یا یه روز شلوغ وسط بلبشوی یه دعوا موقع رد شدن از خیابون ، تو پاساژ وسط خرید ، تو صف نونوایی ، وسط جشن فارغالتحصیلی ، شب عید ، میون شلوغی مترو ، سر جلسه امتحان حتی وسط وانفسای قیامت چنگ میزنه تو گلوت و تویی که مات و مبهوت تو چشاش نگاه میکنی و خشکت میزنه حتی به این فکر هم نمیکنی که این لامروت از کجا پیداش شد فقط غرق میشی ، غرق میشی ... 11 2 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 13 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 13 مرداد شک ندارم اشک میریزند ماهی ها در آب؛ اشک ماهی ها نباشد، آب دریا شور نیست!.. 7 1 2 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 13 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 13 مرداد گفتم فراموشم مکن گفتا تو در یادی مگر ؟! 8 4 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 14 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 14 مرداد پاتریک میگفت : - آره الان دوتا غریبه ایم با رازهای مشترک ولی دوباره میبینمت بابفسنجی شاید یه ماه دیگه یه سال دیگه ده سال دیگه شایدم صد سال ! ولی این سری بهتر شروع میکنیم . قول میدم :) 7 2 2 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 14 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 14 مرداد حال من حال اسیریست که هنگام فرار یادش افتاد کسی منتظرش نیست، نرفت... _ شهریار 7 1 2 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 14 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 14 مرداد (ویرایش شده) میبینی چه شب ساکتی است؟ انگار هیچکس در دنیا نیست . یا شاید ، من در دنیای هیچکس نیستم . ویرایش شده 14 مرداد توسط s.a 7 1 2 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 17 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 17 مرداد (ویرایش شده) تو اگه میدونستی من هر روز چقدر واسه بیدارشدن و زندگیکردن تلاش میکنم دیگه هیچوقت بهم نمیگفتی تنبل این روزا من فقط دارم برای زندگی کردن میجنگم _ درکم کن ویرایش شده 17 مرداد توسط s.a 5 1 2 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 18 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 18 مرداد بس که در این عهد، دلها خسته است از زندگی مرگ، درمانِ همه دلخستگانِ عالم است 5 1 2 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 18 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 18 مرداد به دلتنگی قسم دردی شبیه درد دوری نیست که جانت میرود هر لحظه اما زنده میمانی... 4 1 2 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 19 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 19 مرداد یک عمر دور و تنها ، تنها به جرم اینکه او سرسپرده میخواست من دلسپرده بودم 4 2 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 21 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 21 مرداد یارم ز برم رفت ، ولی خوب نکرد آن صبری که من کردم ، ایوب نکرد آن گریه که من کردم از دست فراغ در گمشدن یوسف ، یعقوب نکرد 5 1 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,116 ارسال شده در 24 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 24 مرداد کسی که از تاریکی زنده بیرون اومده نور رو گِدایی نمیکنه... 1 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری