s.a 1,161 ارسال شده در 18 مهر سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 18 مهر گفته بودی عشق میکارم به صحرای دلت بید مجنون کاشتی ما را چنین دیوانه کرد؟ 2 1 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,161 ارسال شده در 19 مهر سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 19 مهر گر بوسه ز گرمای لبانِ تو حرام است من کافرِ بی دین شده ی پر ز گناهم 2 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,161 ارسال شده در 20 مهر سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 20 مهر ای عشق مددکن که به سامان برسیم چون مزرعه ای تشنه به باران برسیم یامن برسم به یار و یا یاربه من یاهردوبمیریم وبه پایان برسیم 2 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,161 ارسال شده در 31 مهر سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 31 مهر آنقدر عزیزی که به هنگام جدایی هر ثانیه در حسرت دیدار، بگریم... 1 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,161 ارسال شده در 6 آبان سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 6 آبان من به قربان خدا، چون که مرا غمگین دید بَهر خوشحالیِ من، در دلم انداخت تو را 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,161 ارسال شده در 6 آبان سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 6 آبان نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت... ️ 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,161 ارسال شده در 6 آبان سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 6 آبان از کتابِ گیسوانت صفحهای را باز کن تا برایت مو به مو تفسیرِ زیبایی کنم 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,161 ارسال شده در 6 آبان سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 6 آبان تشبیهتوباماهکنم؟راهندارد . . زیبایی ِمعشوق ِمراماهندارد ... 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,161 ارسال شده در 6 آبان سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 6 آبان سوزشِ چشم من از لذتِ زیباییِ توست خیره بودم به تو و پلک زدن یادم رفت 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
s.a 1,161 ارسال شده در دیروز در 10:36 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در دیروز در 10:36 نه تو می مانی نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت... غصه هم خواهد رفت... آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری