رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

نام رمان: لاوشات

نویسنده: 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 | کاربر انجمن نودهشتیا 

ژانر: عاشقانه، اجتماعی، طنز

خلاصه: آنیل، دختری که گذشته‌ی بدی داشت اما به سختی از اون گذر کرد، نقابِ خوشحالی به چهره‌ش زد و گیمر و یوتیوبری معروف شد؛ طوری که با گیم‌پلی بی‌نقصش شناخته می‌شد.

روزها رفتن و گذر کردن تا اینکه آنیلی که به عشق و عاشقی اعتقاد نداشت و اون رو مورد تمسخر قرار می‌داد، از یه پسر لاوشات خورد. اما در همون حوالی، گذشته‌ای که آنیل سعی می‌کرد اون رو نادیده بگیره، با حوادث آینده‌ش آمیخته شدن و نقابش رو شکستن.

مقدمه:

کمپ، تارگت، شلیک!

به همین راحتی از اسنایپرِ عشق، لاوشات می‌خوری.

.𝑺𝒆𝒐𝒅𝒂.

 تشکر ویژه‌ای از: @Yammakh

بابت تموم زحمت‌هایی که برای بهبود رمانمون داشتن:))

 

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • لایک 2
  • آتیش 3
  • چشمک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر کل

Negar_1769957026742.jpg

🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸

از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید.
قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا

برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد.
آموزش درخواست ناظر

هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید.
درخواست نقد اثر

با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید.
درخواست کاور رمان

بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید:
درخواست انتقال به تالار برتر

همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید.
اعلام پایان

با تشکر کادر مدیریت نودهشتیا

 

  • لایک 1
  • تشکر 1
  • ذوق زده 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • هاها 2
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • لایک 1
  • هاها 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • آتیش 2
  • چشمک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • آتیش 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

 

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • هاها 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • هاها 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • هاها 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • هاها 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • هاها 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

 

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • هاها 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • هاها 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

 

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • هاها 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • لایک 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • ذوق زده 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • ذوق زده 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • هاها 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • متعجب 1
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • آتیش 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ارسال شده در (ویرایش شده)

 

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • هاها 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ارسال شده در (ویرایش شده)

درحال ویرایش 🐾🫠🩶

 لاوشات برمی‌گرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍

ویرایش شده توسط Seoda mohebby
  • هاها 1
  • متعجب 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ارسال شده در (ویرایش شده)

 #Part 21

نودل رو توی آب‌جوش انداختم و سس تند و موادش رو داخلش خالی کردم؛ حس تندی اون لحظه به معده درد بعدش می‌ارزید!

تخم‌مرغ رو درسته توش خالی کردم و قارچ ورقه شده و هویج خلالی رو هم بهش افزودم.

بعد از چند دقیقه حسابی بوش در اومده بود. نودل رو کامل توی کاسه خالی کردم و روی میز تلویزیون گذاشتم.

دوباره به سوی آشپزخونه رفتم، سه تا پنیر ورقه‌ای گودا رو برداشتم. از بین نوشابه‌‌های قوطی یکیش رو انتخاب کردم. سپس به سمت حال برگشتم و روی مبل لم دادم که چشمم به گوشیم خورد؛ پیامکی از طرف ساواش!

پنیر گوداها رو روی نودل ها انداختم و منتظر موندم تا کمی خنک بشه. در همون حین فضولیم گل کرد؛ یعنی ساواش چی نوشته بود؟

گوشیم رو روشن کردم که دیدم ساواش بیست و هفت تا پیام داده. بازشون کردم. یکی‌یکی پیام‌ها رو خوندم.

- دختر کجا رفتی یهو؟ برگرد ببینم چیکار کردی! 

- بچه چرا جواب نمی‌دی؟

- آنی! با توعم‌ها!

- آقا عذرخواهی من رو می‌خوای؟ من عذر خواهم! حالا بیا جواب بده! 

- چرا گوشیت رو جواب نمی‌دی؟ 

- دیگه داری نگرانم می‌کنی! 

- ده بچه لابد یه کاری دارم که زنگ می‌زنم دیگه! 

- یعنی من اگه پیش تو دیگه خندیدم، پوکر می‌شینم.

-  بی‌جنبه!

- آخه من که می‌دونم تو نمی‌تونی صبر کنی تعریف کنی!

- حالا اگه تو یه بار زنگ می‌زدی من جواب نمی‌دادم کلم رو می‌کندی.

- باشه دختر به هم می‌رسیم! بالاخره که بهم زنگ می‌زنی، مسیج میدی!

- زنده‌ای؟

- داری می‌ترسونیم! 

- چقدر خودت رو نگه داشتی حرف نزنی؟ 

- باشه اصلا حرف نزن! 

-  آنی یه نشونه‌ی حیات بده از خودت! 

- اصلا فحش بده بهم فقط جواب بده! 

ویرایش شده توسط Yammakh
  • هاها 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

#Part 22 

پیام‌ها همین‌طور ادامه داشت.

تا اون باشه وقتی دارم از بدبختی‌هام براش میگم قه‌قه نزنه! 

 تلویزیون رو روشن کردم و یه فیلم گذاشتم که ببینم ولی لعنتی همش فکرم درگیر ساواش بود!

یعنی الان نگران من بود؟

نه بابا! امکان نداره...

صدایی توی ذهنم گفت:

- اگه ساواش با تموم خوبی‌هاش... تورو به چشم دوست نگاه نکنه چی؟

صدا رو پس زدم و خودم جواب خودم رو دادم:

- من تا حالا از نزدیک ندیدمش، اونم همین‌طور! 

یکم از نوشابه رو خوردم و لب زدم:

- چطوری می‌تونه عاشق من بشه؟ من حتی از خودمم متنفرم!

نگاهی به اوپن، که روش قرص‌های ضد افسردگی بود، کردم و با تنفر ادامه دادم:

- اگه اون قرص‌ها نبود خودم رو کشته بودم، پس خفه شو! من حالم از خودم به هم می‌خوره، اون‌وقت تو فکر می‌کنی کس دیگه ای می‌تونه من رو دوست داشته باشه!

 صدا جوابم رو داد و گفت:

- کی تو رو نگه داشت؟ 

 کی بهت امید داد؟

 کی از اول با تو بود؟

 جواب همه‌ی این حرف‌ها یه کلمه بود:

- ساواش!

چشم‌هام رو محکم و با نفرت بیشتری از خودم بستم و دوباره باز کردم؛ انگار که خود درگیری داشته باشم جیغ کشیدم:

- خفه شو، خفه شو، خفه شو!

نمی‌تونم به ساواش به چشم چیز دیگه ای غیر از داداشی و دوست نگاه کنم؛ پس دهنت رو ببند!

به رامیون روی میز نگاه کردم، باید یکمش رو می‌خوردم، اگه ساواش می‌فهمید باز...

ساواش؟...

تو بخاطر ساواش داری زندگی می‌کنی؟

آره.‌‌.. بخاطر ساواش دارم زندگی می‌کنم!...

اگه ساواش نبود چندین بار قبل‌تر خودکشی کرده بودم.

باید ازش تشکرم بکنم!... بابت وجودش...

  • لایک 1
  • متعجب 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...