shirin_s 588 ارسال شده در 27 فروردین سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 27 فروردین @ملک المتکلمین با یه کت شلوار مشکی و پیرهن سفید، زیادی اتو کشیده موهای مشکی و لخت که مردونه مرتب شده و چشمایی به رنگ شب، اونقدری که نیمه شب زیر درخت بتونم انعکاس ماه رو تو چشمهاش ببینم! لبخندش فقط به کج شدن لبهاش منجر میشه خندهاش شاید یه تک خندهی کوتاه شبیه پوزخند که هرازگاهی مثل یه حادثه اتفاق میوفته و زود هم غیب میشه. نظرته؟ 😉🫣 شنیده ای که میگویند کارد به استخوان رسیده؟ اینجا استخوان کمی خراش هم برداشته. 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ملک المتکلمین 39 ارسال شده در 27 فروردین اشتراک گذاری ارسال شده در 27 فروردین (ویرایش شده) 19 ساعت قبل، shirin_s گفته است: @ملک المتکلمین با یه کت شلوار مشکی و پیرهن سفید، زیادی اتو کشیده موهای مشکی و لخت که مردونه مرتب شده و چشمایی به رنگ شب، اونقدری که نیمه شب زیر درخت بتونم انعکاس ماه رو تو چشمهاش ببینم! لبخندش فقط به کج شدن لبهاش منجر میشه خندهاش شاید یه تک خندهی کوتاه شبیه پوزخند که هرازگاهی مثل یه حادثه اتفاق میوفته و زود هم غیب میشه. نظرته؟ 😉🫣 سلام واو 😁😆 خوشم اومد تصور قشنگیه 👌🏻 منم تصوری که ازت دارم : یه دختر سفید رو که نگاهش که میکنی اروم و ساکت هست اما از چشم هاش میشه شیطنت دید مثل ستاره هایی که در دل شب سو سو میزنند موهای بلند مشکی موج دار همرنگ چشمات.. لباس قرمز بلند دنباله دار که امضا شخصیتت هست و باعث میشه همیشه بدرخشی با گوشواره های یاقوت قرمز ترکیب خاصی از وقار و سیاست رو در وجودت ایجاد میکنه . 😁 ویرایش شده 28 فروردین توسط ملک المتکلمین 1 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
مدیر اجرایی سایان 836 ارسال شده در 22 اردیبهشت مدیر اجرایی اشتراک گذاری ارسال شده در 22 اردیبهشت @Yammakh حس میکنم چشمات خیلی خوشگله. یه دختر چشم قشنگ ولی غمگین. با موهای مشکی و لخت بلند انگار اکثر مواقع یه لبخند داری که ازش شرارت و مهربونی میباره درکل زیبای غمگین بهترین لقبیه که ازت توی ذهنم ساختم (از نوشتن اینا انقدر رک شرمگینم ولی نمیگفتم تو دلم میموند) 2 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 23 اردیبهشت اشتراک گذاری ارسال شده در 23 اردیبهشت 37 دقیقه قبل، سایان گفته است: @Yammakh حس میکنم چشمات خیلی خوشگله. یه دختر چشم قشنگ ولی غمگین. با موهای مشکی و لخت بلند انگار اکثر مواقع یه لبخند داری که ازش شرارت و مهربونی میباره درکل زیبای غمگین بهترین لقبیه که ازت توی ذهنم ساختم (از نوشتن اینا انقدر رک شرمگینم ولی نمیگفتم تو دلم میموند) وای دختر! دقیقاً شاید تنها عضوری که توی بدنم دوس دارم چشمامن (موهامو تازه کوتاه کردم ولی تا چند ماه پیش همون بود) افرین هم شرورم هم مهربونم.. شاید چون رمانمو خوندی انقدر از درونم آگاهی، چون فریادمو نوشتم شرمگین نباش، من خیلی خوشحالم🥹🧲 ------ پ.ن: هکم کردی زن؟! لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 2 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری