رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

 

@ملک المتکلمین

با یه کت شلوار مشکی و پیرهن سفید، زیادی اتو کشیده 

موهای مشکی و لخت که مردونه مرتب شده و چشمایی به رنگ شب، اونقدری که نیمه شب زیر درخت بتونم انعکاس ماه رو تو چشم‌هاش ببینم!

لبخندش فقط به کج شدن لب‌هاش منجر میشه خنده‌اش شاید یه تک خنده‌ی کوتاه شبیه پوزخند که هرازگاهی مثل یه حادثه اتفاق میوفته و زود هم غیب میشه.

نظرته؟ 😉🫣

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

19 ساعت قبل، shirin_s گفته است:

 

@ملک المتکلمین

با یه کت شلوار مشکی و پیرهن سفید، زیادی اتو کشیده 

موهای مشکی و لخت که مردونه مرتب شده و چشمایی به رنگ شب، اونقدری که نیمه شب زیر درخت بتونم انعکاس ماه رو تو چشم‌هاش ببینم!

لبخندش فقط به کج شدن لب‌هاش منجر میشه خنده‌اش شاید یه تک خنده‌ی کوتاه شبیه پوزخند که هرازگاهی مثل یه حادثه اتفاق میوفته و زود هم غیب میشه.

نظرته؟ 😉🫣

سلام 

واو 😁😆 خوشم اومد تصور قشنگیه 👌🏻

 

منم تصوری که ازت دارم : یه دختر سفید رو که نگاهش که میکنی اروم و ساکت هست اما از چشم هاش میشه شیطنت  دید مثل ستاره هایی که در دل شب  سو سو میزنند 

موهای بلند مشکی موج دار همرنگ چشمات.. لباس قرمز بلند دنباله دار که امضا شخصیتت هست و باعث میشه همیشه بدرخشی با گوشواره های یاقوت قرمز ترکیب خاصی از وقار و سیاست رو در وجودت ایجاد میکنه .

😁

ویرایش شده توسط ملک المتکلمین
  • لایک 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر اجرایی

@Yammakh

حس میکنم چشمات خیلی خوشگله. یه دختر چشم قشنگ ولی غمگین. با موهای مشکی و لخت بلند

 انگار اکثر مواقع یه لبخند داری که ازش شرارت و مهربونی میباره

درکل زیبای غمگین بهترین لقبیه که ازت توی ذهنم ساختم

(از نوشتن اینا انقدر رک شرمگینم ولی نمیگفتم تو دلم میموند)

  • لایک 2
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

37 دقیقه قبل، سایان گفته است:

@Yammakh

حس میکنم چشمات خیلی خوشگله. یه دختر چشم قشنگ ولی غمگین. با موهای مشکی و لخت بلند

 انگار اکثر مواقع یه لبخند داری که ازش شرارت و مهربونی میباره

درکل زیبای غمگین بهترین لقبیه که ازت توی ذهنم ساختم

(از نوشتن اینا انقدر رک شرمگینم ولی نمیگفتم تو دلم میموند)

وای دختر! دقیقاً 

شاید تنها عضوری که توی بدنم دوس دارم چشمامن (موهامو تازه کوتاه کردم ولی تا چند ماه پیش همون بود)

افرین هم شرورم هم مهربونم..

شاید چون رمانمو خوندی انقدر از درونم آگاهی، چون فریادمو نوشتم

شرمگین نباش، من خیلی خوشحالم🥹🧲

------

پ.ن: هکم کردی زن؟!

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 2
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...