رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هفتاد و پنجمین متن نیمه‌شب 

ناراحت نشو اگه موقع حرف زدن بهت نگاه نمیکنم

 چون قابلیت اینو دارم به آدما نگاه کنم ولی یدونه از حرفاشونو نشنوم.

23:23

بیست و سوم خرداد 

  • لایک 3
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 454
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

  • QAZAL

    455

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال‌های محبوب

نام دلنوشته: نیمه‌شب نویسنده: غزال گرائیلی | کاربر انجمن نودهشتیا  ژانر: اجتماعی # اولین متن نیمه شب(مقدمه) ساعت دوازده شبه و اینو بهتون بگم که مطمئن باشید هیچکس الکی الکی نمیره تو

# دومین متن نیمه شب اینو از من به یادگار داشته باشین : پیگیر شدن بیجا رو کنار بذارین!  باور کنین که اینجوری حس خیلی بهتری بهتون دست میده، اینو بهتون قول میدم... قبلا خیلی دنبال این بودم

#سومین متن نیمه شب امروز داشتم به این فکر می‌کردم که فقط هم اینجوری نیست که ما از دست داده باشیم!  دلم سوخت برای اونایی که ما رو از دست دادن نه که ما خیلی خفن بوده باشیما! نه ، فقط انگا

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هفتاد و ششمین متن نیمه‌شب 

آدما خیلی دیر می‌رسن،

خیلی دیر محبت می‌کنن،

خیلی دیر می‌فهمنت،

خیلی دیر پشیمون می‌شن

و دقیقا بین همین فاصله‌هاست که

از چشمت میوفتن و دیگه هیچ وقت

بهشون حسی پیدا نمی‌کنی.

12:12

بیست و چهارم خرداد 

  • لایک 3
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هفتاد و هفتمین متن نیمه‌شب 

دروغ میگید! 

نه تنها برگرده قبولش می‌کنین

اگه زخمی هم باشه، تیمارش می‌کنین!

خیلی چیزا دست خودتون نیست،

دست دلتونه!

22:22

بیست و پنجم خرداد 

  • لایک 3
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هفتاد و هشتمین متن نیمه‌شب 

‏حق با تو بود عزیزم؛ 

گاهی درست شدن یه چیزی،

همون تموم شدنشه.

13:13

بیست و پنجم خرداد 

  • لایک 3
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هفتاد و نهمین متن نیمه‌شب 

تو دلت برام تنگ نشد؟ صبحا وقتی بیدار شدی، شبا موقع خواب، نگاه نکردی ببینی من چی گفتم؟ هیچی نگفتنم دلتنگت نکرد؟ دلت نخواست آهنگایی که گوش کردی رو برام بفرستی؟ دوست نداشتی چیزایی که می‌بینی رو نشونم بدی؟ یعنی هیچ اتفاقی نیفتاد که دلت بخواد درباره‌ش باهام صحبت کنی؟ غذای موردعلاقه‌م رو نخوردی که یادم بیفتی؟ تو اصلا نگران حالم نشدی؟ دوست نداشتی بدونی دارم چیکار می‌کنم؟ اطرافم چی می‌گذره و اصلا کجام؟ تو دلت تنگ نشد؟ تو نگران نشدی؟ تو مثل من هرشب فکر نکردی به شبایی که باهم صبحشون می‌کردیم؟ تو نخواستی بدونی چی شده؟ نخواستی بگی؟ نخواستی بشنوی؟ جدی جدی دل تو تنگ نشد؟

17:17

بیست و پنجم خرداد 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هشتادمین متن نیمه‌شب 

هر کسی تو رو در بین اقیانوس رها کرد

دیگه حق نداره بدونه کوسه‌ها باهات چیکار کردن!!

یا اینکه تو چجوری خودتو به ساحل رسوندی!

13:13

بیست و ششم خرداد 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هشتاد و یکمین متن نیمه‌شب 

امیدوارم روزی که نجات پیدا کردی،

زندگی چیزهای مورد علاقه‌ات رو

ازت نگرفته باشه عزیزم‌.

16:16

بیست و ششم خرداد 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هشتاد و دومین متن نیمه‌شب 

من تظاهر کردم که درد نداره.

اما دردش تمام استخوان‌های سینم‌رو شکست.

19:19

بیست و ششم خرداد 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هشتاد و سومین متن نیمه‌شب 

بنظر من که باید قلب آدم درد بگیره

تا بالاخره مغزش یاد بگیره!

00:00

بیست و ششم خرداد

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هشتاد و چهارمین متن نیمه‌شب 

من بلدم چطوری یکیو دوست داشته باشم

اما....

نمی‌دونم چطوری باور کنم که یکی واقعا

دوسم داره!!

12:12

بیست و هفتم خرداد 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هشتاد و پنجمین متن نیمه‌شب 

من تظاهر کردم که درد نداره.

اما دردش تمام استخوان‌های سینم‌رو شکست.

12:12

بیست و هشتم خرداد

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هشتاد و ششمین متن نیمه‌شب 

زندگی‌ست دیگر،

تکه تکه‌ات می‌کند و در انتها

میان تکه‌هایت نوری از امید می‌تاباند.

14:14

بیست و هشتم خرداد 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هشتاد و هفتمین متن نیمه‌شب 

‏فکر می‌کنم  معنی دوست داشتن همین باشد،

تو را ترک نکنند حتی وقتی که خودت هم  پشت خودت نماندی.

21:21

بیست و هشتم خرداد

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هشتاد و هشتمین متن نیمه‌شب 

من سخت‌گیر نیستم، ارزش قائلم.

برای روانم، برای زندگیم،

برای انرژیم و از همه مهم‌تر برای وقتم.

2:02

بیست و هشتم خرداد 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و هشتاد و نهمین متن نیمه‌شب 

مثل سیگار روشنی که نه کشیدی

و نه خاموشش کردی

لای انگشتات باقی موندم،

آیا فراموش کردی که در حال سوختنم؟

15:15

بیست و نهم خرداد 

  • لایک 2
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و نودمین متن نیمه‌شب 

دلخور از همگان مى‌نشست 

و به ماه خيره می‌شد

مى‌دانست كه او نگاه‌هاى تنها 

را خيلى خوب مى‌شناسد.

20:20

بیست و نهم خرداد 

  • لایک 4
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و نود و یکمین متن نیمه‌شب 

یکی از عجیب ترین حس‌ها اونجاییه که پیش خودت فکر میکنی "چقدر دلم واسه این لحظه تنگ میشه " در حالی که هنوز تموم نشده.

1:01

بیست و نهم خرداد 

  • لایک 4
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و نود و دومین متن نیمه‌شب 

حرفات، توجیه‌هات، بهونه‌هات همه‌رو قبول کردم و پذیرفتم و ساکت شدم. نه چون قانع کننده بود، نه چون به حرفات باور داشتم، فقط برای اینکه بفهمی دقیقا همین‌جایی که دیگه بابت کارات باهات بحث نمیکنم همینجا نقطه‌‌ایه که تموم شدی‌.

13:13

سی‌ام خرداد

  • لایک 3
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و نود و سومین متن نیمه‌شب 

و در نهایت آدما گند میزنند به تصوری که 

ازشون داشتی://

واسه همینم پتو رو بکش رو سرت و بدون 

فکر فقط بخواب دوست من.

2:02

سی‌ام خرداد 

  • لایک 3
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و نود و چهارمین متن نیمه‌شب 

زخم هایش را بوسید

و از خودش بابت تمام آنها عذر خواهی کرد،

زندگی‌اش را در آغوش گرفت

و از میان تاریکی‌ها جوانه زد.

14:14

سی و یکم خرداد 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و نود و پنجمین متن نیمه‌شب 

اگه می‌تونستم زمان و به عقب برگردونم

هیچ چیزی رو درست نمی‌کردم...

فقط آدما رو زودتر ترک می‌کردم. 

همان اولین باری که نشان دادند، 

واقعا چه کسانی هستند....

19:19

سی و یکم خرداد 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و نود و ششمین متن نیمه‌شب 

بعضی عشقا برای ساختنت هست و

بعضیا هم برای حفاظت از تو...

برای اینکه یاد بگیری آنچه مقدر شده

برای توست، از دستانت نمی‌رود...

20:20

سی و یکم خرداد 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و نود و هفتمین متن نیمه‌شب 

بله آقای ابی ، شما راست می‌گفتین:

تنهایی شاید یه راهه ، راهیه تا بی‌نهایت...

قصه‌ی همیشه تکرار...

هجرت و هجرت و هجرت...

23:23

سی و یکم خرداد 

  • لایک 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و نود و هشتمین متن نیمه‌شب 

دیگه حرف آدمارو گوش نمیکنم.

عزیزان بنده از این لحظه به بعد

فقط می‌خوام نشنوم.  از این به بعد رسمااااا

عمل طرف برام مشخص می‌کنه جایگاهش

تو زندگیم کجا باشه؟!

ازم متنفری؟ دوسم داری؟ رفیقی ؟

اوکی، بهم نشون بده!

10:10

یکم تیر

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده اختصاصی

#سیصد و نود و نهمین متن نیمه‌شب 

اگه یه مدت طولانی از اخلاقام خوشت میومد و یهو یه مدت ازم خوشت نیومد؛ تبریک میگم من دارم مثل خودت باهات رفتار میکنم.

14:14

یکم تیر 

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

اطلاعیه ها


×
×
  • اضافه کردن...