-
تعداد ارسال ها
77 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
2
sodi آخرین بار در روز اسفند 13 2024 برنده شده
sodi یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !
آخرین بازدید کنندگان نمایه
بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.
دستاورد های sodi
-
رمان دختر بودن ممنوع | sodi کاربر انجمن نودهشتیا
sodi پاسخی برای sodi ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
پارت چهاردهم – دختر بودن ممنوع ـ نمیتونی بری... با همان یک جمله دلم از جا کنده شد. ـ خواهش میکنم... بذار برم. مادرم تنهاست. منو میخواد... به پایش افتاده بودم، التماس میکردم. ـ فقط یه بار... بذار برای آخرین بار ببینمش... اما حتی نگاهم نکرد. سرش را برگرداند و با آن صدای سرد و بیروح گفت: ـ یه بار گفتم... اجازه رفتن نداری. چرا نمیشنید؟ چرا نمیفهمید؟ مگر دل نداشت؟ مگر کور و کر شده بود؟ گریه میکردم. فریاد میزدم. اما نه... هیچچیز در دلش تکان نمیداد. نه گریههایم اثر داشت، نه فریادهایم. رفتم گوشهی اتاق، همانجایی که همیشه برای خودم پناه بود. پُر از بغض شدم. ـ بذار تنها باشم... بذار حداقل با یادش خداحافظی کنم... زیر لب زمزمه میکردم: ـ مادر... مگه چقدر زندگی کردی؟ چند بار خندیدی؟ هنوز زوده... خیلی زوده برای مردن... برای نرفتن... عشق میریختم... اشک میریختم... حرف میزدم... با خودم، با سایهها، با خاطرات مادرم... ـ کی موهامو نوازش میکنه؟ کی برام لالایی میخونه حالا؟ سرم داشت از شدت گریه و درد میترکید. بالش را بغل گرفتم و اشکهایم را توی تار و پودش خالی کردم. تا خوابم برد... همان شب، شب مرگ مادرم، من هم مردم. به خودم قول دادم که دیگه هیچوقت گریه نکنم. برای کسی که برایت ارزشی قائل نیست، اشک ریختن حماقته. حتی نذاشت برای آخرین بار، چشمهام با نگاه مادرم گره بخوره. ـ لعنت به همهتون... صبح که شد، زود از خواب پریدم. احساس کردم باید کاری بکنم. برای آرامش روح مادرم، باید آشتی کنم با خودش... با رفتنش. وضو گرفتم. شمعی روشن کردم. رو به طرف قبله صلواتی فرستادم . در اتاق تاریک سکوت بود و نفسهایم. بعد، رفتم سراغ اجاق گاز. قابلمهای را پر از آب کردم. مواد را ریختم توی آن. در حال همزدن مواد بودم که...- 16 پاسخ
-
- 2
-
-
درخواست طراحی جلد برای داستان کوتاه چشمانم برای تو|sodi کاربر انجمن نودهشتیا
sodi پاسخی برای sodi ارسال کرد در موضوع : درخواست طراحی کاور
[URL=https://imgurl.ir/][IMG]https://imgurl.ir/uploads/k796199_d5ceb99ef0e2d89ef537cc70dffc7cca.jpg[/IMG][/URL]- 13 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست طراحی جلد برای داستان کوتاه چشمانم برای تو|sodi کاربر انجمن نودهشتیا
sodi پاسخی برای sodi ارسال کرد در موضوع : درخواست طراحی کاور
باشه- 13 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست طراحی جلد برای داستان کوتاه چشمانم برای تو|sodi کاربر انجمن نودهشتیا
sodi پاسخی برای sodi ارسال کرد در موضوع : درخواست طراحی کاور
-
درخواست طراحی جلد برای داستان کوتاه چشمانم برای تو|sodi کاربر انجمن نودهشتیا
sodi پاسخی برای sodi ارسال کرد در موضوع : درخواست طراحی کاور
چشم -
درخواست طراحی جلد برای داستان کوتاه چشمانم برای تو|sodi کاربر انجمن نودهشتیا
sodi پاسخی برای sodi ارسال کرد در موضوع : درخواست طراحی کاور
ببخشید بی زحمت میشه بگین چه جوری عکس ارسال کنم؟- 13 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست طراحی جلد برای داستان کوتاه چشمانم برای تو|sodi کاربر انجمن نودهشتیا
sodi پاسخی برای sodi ارسال کرد در موضوع : درخواست طراحی کاور
- 13 پاسخ
-
- 1
-
-
درخواست طراحی جلد برای داستان کوتاه چشمانم برای تو|sodi کاربر انجمن نودهشتیا
sodi پاسخی برای sodi ارسال کرد در موضوع : درخواست طراحی کاور
باشه گلم داستانه متوجه نشدم و اشتباه نوشتم.- 13 پاسخ
-
- 1
-
-
sodi شروع به دنبال کردن درخواست طراحی جلد برای داستان کوتاه چشمانم برای تو|sodi کاربر انجمن نودهشتیا کرد
-
درخواست طراحی جلد برای داستان کوتاه چشمانم برای تو|sodi کاربر انجمن نودهشتیا
sodi پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در درخواست طراحی کاور
اسم داستان:چشمانم برای تو نویسنده : سودابه دلاوری @morganit- 13 پاسخ
-
- 1
-
-
سلام به شما نودهشتی عزیز 🌷
به علت ایجاد تغییراتی که در یک سری از قوانین انجمن به وجود آمده شما میتوانید برای درخواست جلد، رصد و ویراستاری داستانهای کوتاهتون اقدام کنید تا داستان شما در پیج و کانال نودهشتیا منتشر شوند.
-
سلام به شما نودهشتی عزیز 🌷
به علت ایجاد تغییراتی که در یک سری از قوانین انجمن به وجود آمده شما میتوانید برای درخواست جلد، رصد و ویراستاری داستانهای کوتاهتون اقدام کنید تا داستان شما در پیج و کانال نودهشتیا منتشر شوند.