رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

عسل

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    541
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    9

تمامی مطالب نوشته شده توسط عسل

  1. با حس نوازش، دستی روی صورتم کشیدم و به سمت مخالف غلت زدم؛ با حس تکرار نوازش سریع چشم‌هام را باز کردم و نیم‌خیز شدم، به پنجره‌ اتاقم چشم دوختم که باز شد و همین‌طور که نگاهم را چرخاندم متوجه شدم گوشه تاریک اتاق، سایه‌ای ایستاده، بی‌حرکت و خاموش، گویی از دل شب بیرون خزیده باشد. سرمایی سنگین در هوا پیچید و بوی نم و خاک پوسیده در مشامم نشست، آنقدر غلیظ که انگار قبرستانی در اتاق گشوده شده است. پرده‌ها آهسته‌تر تکان می‌خوردند، اما نه از باد که از حضور چیزی ناپیدا، سینه‌ام فشرده می‌شود و نفس می‌کشم، در حالی که حس می‌کردم تاریکی کم‌کم به سمت من خزیده و اطراف تخت را فرا گرفته است. سایه شکل می‌گرفت و محو می‌شد، خطوطی شبیه دست و صورت پیدا می‌کرد اما هیچ‌گاه کامل نمی‌شد، مانند روحی سرگردان که میان بودن و نبودن گیر کرده بود. هر بار که پلک می‌زدم، نزدیکتر حس می‌شد و سرمایش بیشتر بر پوستم می‌نشست. سرم را به عقب بردم اما بدنم بی‌حرکت ماند، تنها قلبم بود که در سکوت مطلق میزد.
  2. تراژدی،عاشقانه خلاصه: داستان درباره زنی است که در مسیر پیچیده‌ای از وابستگی، انتظار و سایه‌های گذشته قرار می‌گیرد. زندگی او از سکوت‌های عمیق، انتخاب‌های آسیب و حسرت‌هایی است که با گذر زمان سنگین‌تر می‌شوند. مقدمه: در فضای تاریک و خفه، زمان آهسته می‌گذرد و لحظاتی با خاطره‌ها و سکوت‌ها گره خورده است. زنی میان گذشته و حال، میان امید و یأس، تلاش می‌کند خودش را پیدا کند، حتی اگر هر روز حس کند که هیچ راه بازگشتی نیست. این داستان کوتاه انشاالله داخل سال آینده رمان بلندش نوشته میشه.
  3. عسل

    مشاعره با اسم پسر🩵

    هیوا
  4. عسل

    مشاعره با اسم دختر🩷

    آریسا
  5. عسل

    هپ با ضریب ۵

    ۶۰۴
  6. عسل

    مشاعره با اسم دختر🩷

    آنیه
  7. عسل

    هپ با ضریب ۵

    ۶۰۲
  8. رنک جدیدت مبارک

  9. https://forum.98ia.net/topic/2659-رمان-دختر-خط-اعتراف-رز-کاربر-انجمن-نودهشتیا/ @S.Tagizadeh
  10. نمیدونم چرا حس مسابقه بهم دست داده

  11. با نگار تکنیک های مخ زنی
  12. عسل

    یک رمان خوب؟

    رمان های خانم مرجان فریدی هم هست واقعا قلمشون زیبا و عالیه
  13. سلام دست گلت درد نکنه 

  14. نام داستان: آن سوی نخل‌ها نویسنده: رز | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: اجتماعی خلاصه: مردی پس از سال‌ها به جنوب بازمی‌گردد؛ به سرزمینی که رفاقت، جنگ و دلتنگی را در خود دفن کرده. میان نخل‌های سوخته و خاک گرم، به یاد دوستانی می‌افتد که هیچ‌گاه برنگشتند. این سفر، وداعی‌ست با گذشته‌ای که هنوز در دلش زنده است مقدمه: نخلها همیشه بودند. شاهد درد و امید، جنگ و سکوت ما. این داستان از روزهایی است که به پایان نرسیدند، اما ما همچنان ایستاده‌ایم. قصه‌ی زندگی من، محمد، و رفیقانم، که هرکدامشان سهمی از آن خاک شدند https://forum.98ia.net/topic/2150-داستان-پس-از-نخل-ها-رز-کاربر-انجمن-نودهشتیا/
  15. عسل

    کلیشه های رمانی

    اینکه داخل رمان یک کاری رو ممنوع میکنن مثل این در رو باز نکن شخصیت اصلی به خاطر کنجکاوی در رو باز میکنه و یک اتفاقی می‌افته
  16. عسل

    کلیشه های رمانی

    مثلث عشقی دو نفر عاشق یک نفر می‌شوند و او بین آن‌ها گیر می‌افتد
  17. عسل

    کلیشه های رمانی

    دشمنی که به عشق تبدیل می‌شود دختر و پسر اول از هم متنفرند، ولی کم‌کم عاشق هم می‌شوند.
  18. عسل

    مشاعره با اسم دختر🩷

    نیلا
  19. عسل

    مشاعره با اسم دختر🩷

    نگین
  20. عسل

    مشاعره با اسم دختر🩷

    واران
×
×
  • اضافه کردن...