-
تعداد ارسال ها
57 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
1
تمامی مطالب نوشته شده توسط لیدی ویستلدوان
-
مجموعه اشعار سایه ی سُکر | لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در اشعار کاربران
نام شعر:سپیدار نام نویسنده:لیدی ویستلدوان ژانر:عاشقانه من از عالم مستی حرف میزنم و از پریشانی دل می نشینی کنارم میریزی جامی از مستی عشق اشکم روانه می شود کامم پر شوق و مهر بامدادم میرسد از راه سپیدارم خماری میخونم برات شعر مستی میبری مرا به اوج هستی چشمانم کور می شود از نور خورشید نشانم میدهی طلوع خورشید می نشانی ام بر روی ابر ها پرستو مینشید روی غم ها میبرد با خودش یاد و خیالم میگذاری بوسه ای رو لبانم سحرگاه میشود آرام آرام هوش حواسم برمیگردد آرام آرام دم دم صبح تنها بر کنار میخانه صدای اذان پخش میشود در محرابه خدا را بغل میکنم با حال مستی سجده عشق میبرم از شکر هستی رفته ای سالها از کنارم بردی مرا ز فکر و یادت چه کنم حالا با این اشک روانم تو نیستی جانم فدایت خدایم را که دارم!- 7 پاسخ
-
- 7
-
-
-
-
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
آیا چیزی در مخیلهی ادمی میگنجد که قلبم بتواند آن را بنگارد، اما جان صادق من آن را برای تو ترسیم نکرده باشد؟ چه حرف تازه ای برای گفتن مانده است یا چیز تازه ای برای نوشتن که بتواند عشق مرا یا سجایای ارزشمند تورا بازگو کند؟- 47 پاسخ
-
- 4
-
-
-
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
عشق یعنی: که خیابان به خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سر یک کوچه کمی صبر کنی- 47 پاسخ
-
- 4
-
-
-
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
ای کاش زندگی حداقل اجازه اینو میداد تا احساساتم را درک کنی،حس کنی و بفهمی چون زبانم از گفتنش غافله یا حداقل ای کاش وقتی به چشمای خیسم نگاه کردی میفهمیدی ای کاش دلتنگی و بی تابی من رو توهم از دور حس میکردی و ای کاش منم احساسات تورو میدونستم نمیدونم شاید اون موقع زندگی کمی آسان تر بود چون الان احساس قاصدک پر پر شده تو هوا رو دارم و باز هم باید بگم که این هم میگذره خواننده عزیزم- 47 پاسخ
-
- 4
-
-
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
شاملو میگه: گاهی به من فکر کن من حتی گاهی به بودن در فکرت هم راضیم... عشق همینقدر چیز عاجزانه ایه- 47 پاسخ
-
- 3
-
-
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در دلنوشته
امشب نیاز بود بنویسم برای تو برای خودم و برای او امشب که دلتنگی کل وجودم را غرق کرده نیاز بود بگم...از احساساتم به تو،از دلشکستگی ام از تو ولی آیا حتی امکان اینکه این رو بخونی وجود داره؟پس برای تویی که میخونی میگم<<تپش قلبی که صداش به گوش دلباخته اش نرسد،اکو میشود و در انزوا وجود به یغما می رود و میمیرد وبزار بهت بگویم که چقدر این تپش نیازمند صدای آوای اوست...ای کاش می تونستم این صدا را به گوشش برسانم اما نشد نتوانستم من شکست خوردم اما اگر توهم دلباخته ای داری مثل من بال شکسته یکجا ننشین...به خودت فرصت بیان بده فرصت اینکه صدای قلبت فضا رو پر کنه اینطور شکست بهتر از سکوت مطلقه>> اوقات خوش خواننده عزیزم- 47 پاسخ
-
- 6
-