-
تعداد ارسال ها
57 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
1
لیدی ویستلدوان آخرین بار در روز شهریور 25 برنده شده
لیدی ویستلدوان یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !
آخرین بازدید کنندگان نمایه
بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.
دستاورد های لیدی ویستلدوان
-
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
بعضی از ما ادمها هم انتخاب شدیم تا نه تنها سرنوشت بدی داشته باشیم بلکه زندگی بدی هم داشته باشیم دوست داشته نشیم،کافی نباشیم و باعث آزار دیگران باشیم خانوادم منو اینطوری توصیف میکنن بارهای بارها و من هم هر بار با خودم فکر میکنم که چرا آدم بدی هستم؟ و هر بار نتیجه یکسانه چون اون ها هم آدم بدی بودن کسی که دوست داشته نشه بلد هم نیست کسی درست دوست داشته باشه شاید اگه منم کودکی خوبی داشتم الان شادتر بودم قدر پدر و مادرتون بدونید اگر که آدم های خوبی هستن اینها هم خیلی کارا برام میکننا خیلی...با تمام دارایی و نداریشون اما هیچ وقت تو یه چیز موفق نبودن دوست داشتن من پس اگر فقط هم دوستتون دارن بدونید که خیلی خوشبختید...خیلی -
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
در جستجوی خدا بودم خود را یافتم به جستجوی خود رفتم خدا را یافتم؛ -
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
زندگی با عشق تو رنگ دیگه داشت برام تو رفتی و بدون تو تلخ شده روز و شبام آقای معین بچه تر که بودم اهنگ های شما صرفا یه موزیک بود که منتظر بودم تموم شه الان که بزرگ شدم؛بازگوی صدای قلب من شده مرور زمان،به من ثابت کرد توی این دنیا نشد نداره چه توی زندگی چه در عشق دیدین بعضی اتفاقا بعضی ادمها بعضی رابطه ها باعث میشن روزات پر رنگ تر دیده شه؟انگیزت بیشتر شه؟ من با اینکه نداشتمش هم ،تونستم این احساس داشته باشم به خاطر حضورش من برای تویی که هرگز این حرف هارا نمیشنوی مینویسم و برای توی خواننده ای که شاید حال من را روزی داشته باشی هنوز هم در دلم،امید اینکه تو بیایی و بمانی را دارم من تا آن روز برای تو مینویسم ،به عشق تو حتی اگر تا ابد طول بکشد؛یار من. -
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
مرا به او به خواهانید آن شخص که مرا نمی خواهد...)) -
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
زنی را میشناسم من، که شعرش بوی غم دارد؛ ولی می خندد و میگوید: که دنیا پیچ و خم دارد -
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
شاید در زندگی بعد آرزوهایم را داشته باشم من تلاشم را میکنم اما بن بست روزگار خیلی جاها راهم را میبندد شاید در زندگی بعدی روزگار دستش را به دستم دهد و به این صورت کل عمرم را شاید و ای کاش و دنیای بعد فرا گرفت الان من ماندم و زندگی که اگر همین الان هم تمام شود باختی وجود ندارد چون ثمری نداشته! -
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
حالا مگر چه می شود؟ مگر چه کسی درد مرا دیده بود؟ پس بگذار هرچه می خواهند بگویند،بگویند. -
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
بخشی از آنها سخن از برتری میزدند مردمی که خودشان هم در این مهلکه بویی از خوشبختی نبرده بودند...)) -
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
به کجاها برد این امید ما را؟ به جاهای دور و دراز آن ور حقیقت تلخ جایی که صدای زمزمه باد لابه لای موهای بلندم میپیچد و از شبنم روی شکوفه ها موهایم خیس میشوند امید در آن سوی زندگیم آرام مرا نگاه میکند و میخندد با خود حرف میزند و میشنوم که می گویید: به دنبالم بیا که شاید جایی برای زیستن باشد؛ من امید را دارم تا آنجا که میگویند: تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد زندگی درد قشنگی ست که جریان دارد...)) -
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
شب ها گذرند جانا رویارا چه کنم؟ خیال است و سراب اما تا نیمه شب که چشمانم بی جان شوند در یادند رویا را زندگی میکنم در رویاها در آنجا من کلبه کوچکی دارم پر از شادی و مهر میان همان کارتون های بچگی در آنجا عطر کیک وانیل و پرتغال خانه ام را پر کرده مینشینم و آرام گذر عمر میبینم در اینور خیالم نشسته ام و در بی رنگی هوا به کنش ثانیه ها مینگرم من میگذرم هر لحظه از مرداب مرگ فقط میگذرد و میگذرد در زندان تن در اینجا اسیر این جسم شده ام زمان شمار میگذرد و ما خوشحال به پوچی مینگریم میدونی حس چی داره؟لحظه بینگ بنگ میدونی یعنی چی؟یعنی که تو هیچی نیستی هیچی جز یک لحظه لحظه ای که شاید اگر در رویا بود،خوش تر بود- 47 پاسخ
-
- 1
-
-
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
دیدی بهار مارو؟ خنده و شادی و غم و گریه دست هم دادن و من رو ساختن وجودم در شاخه ای از درخت گیلاس شکوفه زد و گلبرگ هایم مثل قاصدک در هوا پر پر شد و بر روی برکه افتاد در این بهار هم جان گرفتم،هم پر پر شدم در این بهار من دیدی از زندگی گرفتم که شاید برای دانستن آن باید سی سال زندگی میکردم من در این بهار در زیر بارون تند آسمان که بر روی برگ نحیفم میریخت کوهی از صبر شدم به خاطر همینه که من،مثل یه شکوفه این بهار رو زیستم- 47 پاسخ
-
- 1
-
-
مجموعه اشعار سایه ی سُکر | لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : اشعار کاربران
کی رود ز یادم آن سیمای تو؟ تا به کی به همه عالم گویم این رویای تو؟ تا به کی مرا چشم انتظارم میزاری؟ تا به کی چشم مرا در حسرت خود میزاری؟ تا به کی عشق تو داستان این شعر منه؟ کندم از همه عالم بخدا از یاد تو بیا و لطفی بکن به حال این مجنون خود نگه دار کمی دل را در آغوش خودت جهان میخندد اگر بغل کنی این تن من به جان جهان و به جان عاشق قسم گر تو بیایی میخندد کل هستی یک نفس- 7 پاسخ
-
- 1
-
-
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
گه گاهی با خودم فکر میکردم که شاید اگر در میان آن مرداب روی برگی بپرم و به نیلوفر آبی برسم خوشبخت ترینم اما روزی پر زدم و به اون نیلوفر زیبا رسیدم آنجا بود که فهمیدم نیازی به پریدن نبود اگر کمی خودم را بالا می کشاندم و پر میزدم میرسیدم زندگی هم همینه خیلی اوقات فکر میکنیم برای رسیدن به هدف،باید یه راه رفت،با اینکه شاید اگر متفاوت باشی حتی آسان تر هم باشه این مایم که خودمون محدود میکنیم شاید همه بپرن؛اما تو پرواز کن اگه درست بال بزنی نیلوفرم نصیبت میشه!- 47 پاسخ
-
- 1
-
-
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
و عزیزِ مدت هایِ طولانی ام ؛حسود میشوم وقتی کسی از تو سهمی می برد، حتی به جسارت یک نگاه.- 47 پاسخ
-
- 1
-
-
دلنوشته رنگ رخوت| لیدی ویستلدوان کاربر انجمن نودهشتیا
لیدی ویستلدوان پاسخی برای لیدی ویستلدوان ارسال کرد در موضوع : دلنوشته
خیلی چیزا میتونه باعث شه از زندگیت خسته شی و خیلی چیزا هم میتونه باعث شه زندگیت دوست داشته باشی مثلا هر وقت دوستم میبینم حس میکنم زندگیم ارزشش داره،وجود این آدمارو تو زندکی تک تک تون آرزو میکنم- 47 پاسخ
-
- 1
-