-
تعداد ارسال ها
157 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
4
تمامی مطالب نوشته شده توسط Kim Seoda
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
#Part 23 فکرهای مزخرفم رو با یه آهنگ فراموش کردم؛ بعد از ساواش همیشه همدمم آهنگ بود. همینطور که نودل میخوردم آهنگ رو پلی کردم: [ برسون خودتو | ده دان ] « ﺑﻴﺎ ﻛﻪ ﻏﻢ آواره روم ﺑﻴﺎ ﻛﻪ ﺳﺮ ﺑﺪم ﺑﺮای ﺗﻮ آوازه ﻗﻮ ﺑﺒﻴﻦ ﺷﺪم اﺳﻴﺮ ﺗﻮ اﺻﻠﺎ ﺑﻴﺎ ﻏﺮﻳﺒﻪ ﺷﻮ ﺗﻮ ﺑﺎز ﻣﻨﻮ آﺗﻴﺶ ﺑﺰن ازم ﻧﮕﻴﺮ ﺣﺮﻳﻘﺘﻮ ﻣﻨﻢ ﺷﺒﺎم ﻋﺠﻴﺒﻪ ﭼﻮن ﻧﻤﻴﺪوﻧﻢ ﻣﺴﻴﺮﺗﻮ ازم ﻧﭙﺮس دﻟﻴﻠﺸﻮ ﻓﻘﻄ ﺑﻴﺎ ﺑﺮﺳﻮن ﺧﻮدﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ اﮔﻪ ﻣﻴﺸﻪ اﮔﻪ اﻳﻨﺠﺎ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻳﻪ دﻧﻴﺎی دﻳﮕﻪ ﻣﻴﺎم ﭘﻴﺸﺖ ﺑﺮﺳﻮن ﺧﻮدﺗﻮ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎ ﺑﻴﺎ ﻛﻪ دﻳﻮوﻧﮕﻰ اﺳﻢ رﻣﺰ ﻣﺎﺳﺖ ﺑﺮﺳﻮن ﺧﻮدﺗﻮ ﺑﺮﺳﻮن ﺧﻮدﺗﻮ ﺗﺎ ﻧﺸﺪم ﻏﺮق ﻳﻪ ﺟﺎ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ اﺷﻜﻰ ﻛﻪ ﻣﻴﺎدش از ﭼﺸﺎم ﺑﺮﺳﻮن ﻛﻪ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ی ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎم ﻣﻴﺪوام ﻫﻨﻮ دﻧﺒﺎل ﺳﺮاب رد ﭘﺎت ﺗﻮ ﺑﺮﺳﻮن ﻗﻠﺒﻢ ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪه ﭘﻴﺸﺖ از وﻗﺘﻰ رﻓﺘﻰ آروم ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺑﺮﮔﺮد ﻛﻪ ﺻﺪاﻣﻮن ﺑﭙﻴﭽﻪ ﺗﻮی ﺟﺎده ﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎرون ﺑﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﺑﺰﻧﻪ راﻫﻤﻮن ﻳﻜﻰ ﺷﻪ ﻧﺬار ﺑﮕﻦ ﻳﻪ ﺧﻮاب ﺑﻮد ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺮﺳﻮن ﺧﻮدﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ اﮔﻪ ﻣﻴﺸﻪ اﮔﻪ اﻳﻨﺠﺎ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻳﻪ دﻧﻴﺎی دﻳﮕﻪ ﻣﻴﺎم ﭘﻴﺸﺖ ﺑﺮﺳﻮن ﺧﻮدﺗﻮ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎ ﺑﻴﺎ ﻛﻪ دﻳﻮوﻧﮕﻰ اﺳﻢ رﻣﺰ ﻣﺎﺳﺖ ﺑﺮﺳﻮن ﺧﻮدﺗﻮ » بعد از تموم شدن آهنگ توی فکر فرو رفتم؛ دِ آخه یکی نیست بگه مگه شکست عشقی خوردی انقدر از این آهنگها گوش میدی؟ اصلا اون هیچی، کی برسونه خودش رو؟ اصلا کی هست که برسونه خودش رو آخه!؟ ولی بین خودمون باشهها، آهنگهایی که من گوش میدم تکه! حالا یه جوری با اعتماد به نفس میگم انگار خودم خواننده بودم، آهنگ رو خوندم! نوشابه رو تا تهش کشیدم بالا و بعد دوباره به گوشی خیره شدم؛ جواب پیامهای ساواش رو الان نمیدم، میخوام حرصش بدم حرص!- 44 پاسخ
-
- 3
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
#Part 22 پیامها همینطور ادامه داشت. تا اون باشه وقتی دارم از بدبختیهام براش میگم قهقه نزنه! تلویزیون رو روشن کردم و یه فیلم گذاشتم که ببینم ولی لعنتی همش فکرم درگیر ساواش بود! یعنی الان نگران من بود؟ نه بابا! امکان نداره... صدایی توی ذهنم گفت: - اگه ساواش با تموم خوبیهاش... تورو به چشم دوست نگاه نکنه چی؟ صدا رو پس زدم و خودم جواب خودم رو دادم: - من تا حالا از نزدیک ندیدمش، اونم همینطور! یکم از نوشابه رو خوردم و لب زدم: - چطوری میتونه عاشق من بشه؟ من حتی از خودمم متنفرم! نگاهی به اوپن، که روش قرصهای ضد افسردگی بود، کردم و با تنفر ادامه دادم: - اگه اون قرصها نبود خودم رو کشته بودم، پس خفه شو! من حالم از خودم به هم میخوره، اونوقت تو فکر میکنی کس دیگه ای میتونه من رو دوست داشته باشه! صدا جوابم رو داد و گفت: - کی تو رو نگه داشت؟ کی بهت امید داد؟ کی از اول با تو بود؟ جواب همهی این حرفها یه کلمه بود: - ساواش! چشمهام رو محکم و با نفرت بیشتری از خودم بستم و دوباره باز کردم؛ انگار که خود درگیری داشته باشم جیغ کشیدم: - خفه شو، خفه شو، خفه شو! نمیتونم به ساواش به چشم چیز دیگه ای غیر از داداشی و دوست نگاه کنم؛ پس دهنت رو ببند! به رامیون روی میز نگاه کردم، باید یکمش رو میخوردم، اگه ساواش میفهمید باز... ساواش؟... تو بخاطر ساواش داری زندگی میکنی؟ آره... بخاطر ساواش دارم زندگی میکنم!... اگه ساواش نبود چندین بار قبلتر خودکشی کرده بودم. باید ازش تشکرم بکنم!... بابت وجودش...- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
#Part 21 نودل رو توی آبجوش انداختم و سس تند و موادش رو داخلش خالی کردم؛ حس تندی اون لحظه به معده درد بعدش میارزید! تخممرغ رو درسته توش خالی کردم و قارچ ورقه شده و هویج خلالی رو هم بهش افزودم. بعد از چند دقیقه حسابی بوش در اومده بود. نودل رو کامل توی کاسه خالی کردم و روی میز تلویزیون گذاشتم. دوباره به سوی آشپزخونه رفتم، سه تا پنیر ورقهای گودا رو برداشتم. از بین نوشابههای قوطی یکیش رو انتخاب کردم. سپس به سمت حال برگشتم و روی مبل لم دادم که چشمم به گوشیم خورد؛ پیامکی از طرف ساواش! پنیر گوداها رو روی نودل ها انداختم و منتظر موندم تا کمی خنک بشه. در همون حین فضولیم گل کرد؛ یعنی ساواش چی نوشته بود؟ گوشیم رو روشن کردم که دیدم ساواش بیست و هفت تا پیام داده. بازشون کردم. یکییکی پیامها رو خوندم. - دختر کجا رفتی یهو؟ برگرد ببینم چیکار کردی! - بچه چرا جواب نمیدی؟ - آنی! با توعمها! - آقا عذرخواهی من رو میخوای؟ من عذر خواهم! حالا بیا جواب بده! - چرا گوشیت رو جواب نمیدی؟ - دیگه داری نگرانم میکنی! - ده بچه لابد یه کاری دارم که زنگ میزنم دیگه! - یعنی من اگه پیش تو دیگه خندیدم، پوکر میشینم. - بیجنبه! - آخه من که میدونم تو نمیتونی صبر کنی تعریف کنی! - حالا اگه تو یه بار زنگ میزدی من جواب نمیدادم کلم رو میکندی. - باشه دختر به هم میرسیم! بالاخره که بهم زنگ میزنی، مسیج میدی! - زندهای؟ - داری میترسونیم! - چقدر خودت رو نگه داشتی حرف نزنی؟ - باشه اصلا حرف نزن! - آنی یه نشونهی حیات بده از خودت! - اصلا فحش بده بهم فقط جواب بده!- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
گالری رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در عکس شخصیتهای رمان
نام رمان: لاوشات نام نویسنده: ژانر: عاشقانه، اجتماعی، طنز خلاصه: آنیل، دختری که گذشتهی بدی داشت اما به سختی از اون گذر کرد و نقابِ خوشحالی به چهرهش زد و گیمر و یوتیوبری معروف شد؛ طوری که با گیمپلی بینقصش شناخته میشد. روزها رفتن و گذر کردن تا اینکه آنیلی که به عشق و عاشقی اعتقاد نداشت و اون رو مورد تمسخر قرار میداد؛ از یه پسر لاوشات خورد. اما در همون حوالی، گذشتهای که آنیل سعی میکرد اون رو نادیده بگیره، با حوادث آیندهش آمیخته شدن و نقابش رو شکستن. مقدمه: کمپ، تارگت، شلیک! به همین راحتی از اسنایپرِ عشق، لاوشات میخوری. -
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
@هانیه پروین اسپم- 44 پاسخ
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 2
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 3
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 3
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)
-
رمان لاوشات | 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲 کاربر نودهشتیا
Kim Seoda پاسخی برای Kim Seoda ارسال کرد در موضوع : تایپ رمان
درحال ویرایش 🐾🫠🩶 لاوشات برمیگرده، قوی و پرقدرت. منتظر باشید🥹🤍- 44 پاسخ
-
- 3
-
-
-
- لاوشات
- 𝐒𝐞𝐨𝐝𝐚 𝐌𝐨𝐡𝐞𝐛𝐛𝐲
- (و 4 مورد دیگر)