Alen ارسال شده در 7 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 7 ساعت قبل به نام آفرینش کهکشان ها نام اثر: رائودین «برگرفته از رمان سایورا» ژانر: عاشقانه، تراژدی شاعر: الناز سلمانی *** مقدمه «دوستداشتن تو آسون بود… تا وقتی عقل، زخمای دلم رو یادم نیاورده بود.» من، رائودینم. اون که نگاهش سرد بود، اما دلش از آتیش سوختهتر. اگه قراره توی این واژهها غرق شی، بدون که با یه عشق آروم طرف نیستی… اینا، تکهپارههای قلبیه که هنوز یاد تو رو فراموش نکرده. 1 نقل قول لینک به دیدگاه https://forum.98ia.net/topic/909-%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7/ به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Alen ارسال شده در 7 ساعت قبل سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 ساعت قبل "دلم گرفته… مثل رودی که دلش یه ماهی میخواد، ولی خودش خوب میدونه این آب دیگه ماهی قبول نمیکنه. نه که خودش نخواد، نه… ولی اونقدری سنگ تو دلش افتاده که حتی نفس کشیدن واسه ماهی سخته." 1 نقل قول لینک به دیدگاه https://forum.98ia.net/topic/909-%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7/#findComment-7156 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Alen ارسال شده در 7 ساعت قبل سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 ساعت قبل "میدونی چی سخته؟ نه اینکه نباشی… نه اینکه بری… سخته که هنوزم وقتی اسمت میاد، یه چیزی تو گلوم گیر میکنه. سخته که دیگه حتی نتونم با خودم حرف بزنم بدون اینکه صداتو قاطی خیالم کنم. من، اون رائودینیام که همه فکر میکنن سرده… ولی اگه یه روز، فقط یه روز، میدیدی چی توی دلم وول میخوره، میفهمیدی، منم یهبار واسه همیشه، واقعی دوستت داشتم… و همون یهبار، منو به فنا داد." 1 نقل قول لینک به دیدگاه https://forum.98ia.net/topic/909-%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7/#findComment-7157 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Alen ارسال شده در 7 ساعت قبل سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 ساعت قبل "تو بودی که دردِ توی جونم رو آروم کردی... اما من چی کار کردم؟ بهجای اینکه دستات رو بگیرم، پشتم رو کردم. فکر کردم اگه دور بمونم، اگه هیچی نگم، قویتر میمونم... اما حالا میفهمم، سکوتِ من بدتر از هر فریادی بود که میتونستم سرت بزنم. من زندگی کردم، ولی با یه قلب بیحس... و حالا اون قلب، فقط وقتی یاد تو میافته، هنوز میتپه." 1 نقل قول لینک به دیدگاه https://forum.98ia.net/topic/909-%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7/#findComment-7158 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Alen ارسال شده در 7 ساعت قبل سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 ساعت قبل "دل هنوزم تو رو میخواد… اما مگه یه قلب شکسته، سهم دوباره داره؟ تو با اون دستای نرم و بیادعات، قلب ساختی برام… از خاکسترم. ولی میترسم… نه از تو، از خودم. از اینکه یه کلمهی اشتباه بگم، یه سکوت بدتر از فریاد داشته باشم… و تو، همون لحظهای بری که داشتم یاد میگرفتم چطور عاشقت باشم." 1 نقل قول لینک به دیدگاه https://forum.98ia.net/topic/909-%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7/#findComment-7159 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Alen ارسال شده در 7 ساعت قبل سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 ساعت قبل "چشمای خیرهسرت یه جوری آتیشم میزنه، که هر روز بیشتر از دیروز، خونم به جوش میاد. نه به خاطر تو… به خاطر این قلبِ زخمی لعنتیمه. قلبی که یاد گرفته پشت دردش قایم شه، ولی هنوزم میخواد جلو تو، یه محافظ بیباک و بیرحم باشه… یه سپر، نه یه عاشق." 1 نقل قول لینک به دیدگاه https://forum.98ia.net/topic/909-%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7/#findComment-7160 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Alen ارسال شده در 7 ساعت قبل سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 7 ساعت قبل "میبینمت… از دور. مثل همیشه، با اون لبخند نصفهنیمهات که انگار دردات رو تو خودش قورت داده. دستم میخواد بیاد سمتت، اما عقل، میکشه عقب… میترسم. نه از تو… از خودم. از اینکه یه بار دیگه، با تمام قلب لعنتیم بیام جلو، و تو، با تمام آرامشت، بری." 1 نقل قول لینک به دیدگاه https://forum.98ia.net/topic/909-%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%88%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7/#findComment-7161 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
به گفتگو بپیوندید
شما در حال پست به عنوان مهمان هستید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .
توجه: strong> مطلب ارسالی شما پس از تایید مدیریت برای همه قابل رویت خواهد بود.