رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

 

به نام خدا 

 

رمان چشمه ای که خزان شد 

 

نویسنده: زینب چرم‌گر | کاربر انجمن نودهشتیا 

 

ژانر: عاشقانه ، انتقامی 

 

خلاصه: ده سال پیش، دختری ،در میان شعله‌ها و رازی تاریک ناپدید شد. همه باور کردند که آن دخترِ جوان در همان آتش از بین رفته است. اما حقیقت چیز دیگری بود.....

 

مقدمه:

گاهی زندگی،

 مثل برگ‌های خزان

 بی‌صدا از شاخه‌ی گذشته جدا می‌شود.

گاهی نام‌ها عوض می‌شوند،

 چهره‌ها در آینه غریبه می‌شوند،

 و آدم‌ها یاد می‌گیرند

 با قلبی که نیمه‌اش در گذشته جا مانده

 زندگی کنند.

من روزی «چشمه» بودم…

 روزی که دنیا هنوز ساده بود

 و عشق

 بی‌ترس در قلبم جریان داشت.

اما یک شب

 آتش آمد،

 و همه‌چیز را با خودش برد؛

 نامم را…

 خانه‌ام را…

 و دختری را که قرار بود خوشبخت شود.

از آن شب به بعد

 دیگر کسی چشمه را صدا نزد.

حالا سال‌هاست

 با نامی زندگی می‌کنم

 که بوی پایان می‌دهد:

خزان.

اما بعضی داستان‌ها

 حتی اگر زیر خاکستر دفن شوند

 با یک نگاه

 با یک صدا

 یک خاطره

دوباره شعله می‌کشند.

 

 سلام و خسته نباشید در خواست نقد چشمه ای که خزان شد رو دارم مرسی

 

 

ویرایش شده توسط زینب چرمگر
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...