آرام 0 ارسال شده در 1 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 1 ساعت قبل (ویرایش شده) #پارتاول صدای کوبیده شدن مشت روی در، مثل پتک توی خانه پیچید. از جا پریدم. لازم نبود حدس بزنم چه کسی پشت در ایستاده؛ فقط یک نفر بود که اینطور در میزد... سیامک. فرم دانشگاه را از تنم بیرون آوردم و با عجله چادر گلگلی قدیمیام را سر کردم. نفس عمیقی کشیدم و به سمت حیاط رفتم. انگار هر قدمی که برمیداشتم، سنگینتر از قبلی بود. دستگیره را پایین دادم. همانطور که انتظار داشتم، سیامک روبهرویم ایستاده بود. فکش از شدت عصبانیت قفل شده بود و رگ گردنش بیرون زده بود. قیافهاش را خوب میشناختم؛ این چهره یعنی قرار است باز هم یکی تاوان عصبانیتش را بدهد... و آن یک نفر همیشه من بودم. هنوز چیزی نگفته بودم که با لگد، در را پشت سرش محکم بست. از صدای کوبیده شدن در، شانههایم لرزید. بیهوا چانهام را میان انگشتهای زمختش گرفت و آنقدر فشار داد که اشک توی چشمهایم جمع شد. ـ علی گفته امروز توی خیابون آبرومو بردی. با صدایی که به زور از گلویم بیرون میآمد، گفتم: ـ دروغ گفته... من هیچ کاری نکردم. سیلی محکمی صورتم را سوزاند. سرم به یک طرف پرت شد و برای چند لحظه صدای زنگی توی گوشم پیچید. سیامک غرید: ـ علی دروغ میگه یا تو؟ من علی رو از بچگی میشناسم. تا حالا یه حرف دروغ از دهنش نشنیدم. به جای اینکه بقیه رو متهم کنی، برو گندکاریهای خودتو جمع کن! دستم را از روی گونهی داغم برنداشته بودم که هلم داد. تعادلم را از دست دادم و روی زمین افتادم. چند لگد محکم به پهلو و کمرم زد؛ آنقدر که نفسم بند آمد. بعد هم انگار هیچ اتفاقی نیفتاده باشد، برگشت، در را باز کرد و از خانه بیرون رفت. سکوت، جای فریادهایش را گرفت. چند دقیقه همانجا روی زمین ماندم و به سقف خیره شدم. لبخند تلخی روی لبم نشست. «دوباره روز از نو و روزی از نو...» فقط دو هفته یادش رفته بود کتکم بزند. ظاهراً امروز دوباره یادش آمده بود که من خواهرش هستم... ویرایش شده 1 ساعت قبل توسط آرام لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری