رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • مدیر اجرایی

نام رمان: ماه تَرَک

ژانر: درام، روان‌شناختی، اجتماعی، عاشقانه 

نویسنده: سایان

خلاصه: مهتاب، زنی که تمام احساساتش را پشت دیوار عقل و منطق پوشانده بود؛ اما ترکِ کوچکی کافی‌ بود تا تمام این دیوار فرو بریزد. بارداری ناخواسته‌اش، درست مانند هم زدن گِل‌های ته نشین در آب، آنچه را که سال‌ها در پستویِ ذهن دفن کرده بود، به سطح زندگی‌اش آورد. او نمی‌خواست مادر شود! اما آیا حق انتخابش، با سقط پنهانی فرزندش، کامل می‌شد یا در پسِ ترک‌های ماه، نور پنهانی درحال آمدن بود تا بر زندگی‌اش بتابد؟

 

 مقدمه: هرگز فکر نمی‌کردم منطق، بتواند انقدر شکننده باشد؛ مثل شیشه‌ای که تنها با نسیمی فروبریزد. حال، لابه‌لایِ ریزشِ دیوارهایِ ساخته‌شده از «نباید»، صدایِ آشنایی می‌پیچد، که گمان می‌کردم سال‌هاست گم شده. و پژواکی درونم می‌گوید:

«کدام «من»، حقِ انتخاب دارد؟ آنکه در آغوشِ وحشت می‌لرزد، یا آنکه باید از خاکسترِ شکسته‌اش، جهانی دیگر بنا کند؟»

 

لینک رمان ماه‌ تَرَک

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

سلام نویسنده‌ی عزیزم💕
از اینکه افتخارِ نقد رمان شما رو دارم بسیار مفتخر و خرسندم^^ 
در ابتدای صحبتم باید بگم این نوشته تنها برای کامل تر شدن اثر شماست و قطعاً رمان شما بدون رعایت هم می‌درخشه.. 
پس امیدوارم بتونیم در کنارهم درخشان ترش کنیم:)

اول از نام رمانت شروع می‌کنم که متشکل از دو کلمه‌ست «ماه ترک» 
اولین چیزی که برای من به چشم اومد یونیک و خاص بودنشه بیشترین چیزی که از این اسم به منه خواننده القا میشه یک رمانی با ژانر عاشقانه و تراژدیه یعنی انتخاب اسم رمان هوشمندانه بوده که دو ژانر گفته شده در ژانر های شما وجود داره.. 
کلمه‌ی «ماه» کلمه‌ی جدیدی نیست اما قرار گرفتنش کنار کنار «ترک» اون رو جدید کرده و زیباست^^ 

ژانر های رمان معمولا بهتر از نظر الویت بندی و پر رنگ بودنشون از اول چیده بشن ژانر ابتدایی، درام یا تراژدی بوده که به می‌تونم باهم چند پارت رمان حسش کنم، ژانر ها بعدی هم به ترتیب الویت حس می‌شه به جز ژانر عاشقانه، که حدس میزنم با توجه به اینکه آخر قرار داره ممکنه بعدها ببینیم اما اگه قرار نیست به چشم بیاد بهتره حذف بشه جانانم~**

خلاصه از نظر من کامل بود؛ هم کشش مناسب و داشت هم اطلاعات کامل می‌داد؛ به طوری که دوست ندارم روش ایراد بزارم یا به عبارتی نمی‌تونم روش ایراد بزارم خوشگلم«چشمک» 

مقدمه مملو از غم بود؛ اما یک انگیزه‌ی خاصی اخرش نهفته بود که اون هم لذت بخش میومد با ساختار رمان هماهنگی های لازم رو داشت در کل پرفکت بانو:)


شروع رمان برای من کامل بود.. از اون مدل شروع ها بود که احساس خواننده رو جریحه دار می‌کنه! شروع یکی از اصلی ترین رکن هاست، چون اگر شروع عالی باشه خواننده برای خوندن ادامه‌ی رمان سر و دست می‌شکونه و انتخاب شما جایی هوشمندانه شد که شروعی انتخاب کردی احساسی! معمولاً شروع هایی که هدفش مرکز احساس خوانندس برای من قوی تر به نظر میاد 
و شروع شما، پر از غم، درد، و صد البته کنجکاوی بود! چرا؟ چه اتفاقی بین مهتاب و پارسا افتاده؟ چرا انقدر راحت می‌خواد از بچش بگذره؟ 
من می‌پسندیدم «دیگه تموم من پسندیدم حل شد«خنده»»

 

*یک نکته بانو*

«پسر کوچک ترنم را از اعماق قلبم دوست داشتم» 

در یکی از پارت ها به این جمله برخورد کردم شاید اصلا نوشتارش هم درست باشه اما از نظر خوانش، نتونستم باهاش ارتباط بگیرم 
پیشنهادمن:
«پسر کوچک ترنم، که او را از اعماق قلبم دوست می‌داشتم»

 

 

دومین نکنه بانو 

مونولوگ چیزیه که نویسنده با مهارت قلمش با هر راوی‌ای توصیفش می‌کنه؛ اگر در دیالوگ جملات مرتب نباشه نوعِ صحبتِ اشخاص رمانه و ایرادی برش نیست اما در مونولوگ من ترجیح میدم ساختار همیشه رعایت بشه 
نهاد مفعول فعل. 
« سرم نبض میزد از این حجمِ افکار منفی.» 
 
بهتر نیست تو چنین جملاتی فعل سرِ جای خودش قرار بگیره بدون اینکه آسیبی به نوشتار بزنه عزیزدلم؟

«سرم از این حجم افکار منفی، نبض‌ می‌زد»

 

نکته سوم بانو 
بنده یک قسمتی از نوشتار رو متوجه نشدم جانا یعنی می‌شد مفهور کل رو فهمید اما‌ جزئیات رو خیر:

~دهان خشکم، با نفس‌هایم خشک‌تر شد و بدون نفس کامل، معده‌ام بیشتر جوشید.~

از نظر ادبی و حسی، جمله قابل فهمه و فضای خوبی می‌سازه، ولی از نظر روانیِ نوشتار کمی ناهماهنگه. مخصوصاً بخش:

«بدون نفس کامل، معده‌ام بیشتر جوشید»

طبیعی‌تر می‌تونه این‌طور نوشته بشه:
«دهانم خشک بود و با هر نفس خشک‌تر می‌شد. نفس کامل نمی‌توانستم بکشم و معده‌ام بیشتر می‌جوشید.»

یا اگر بخوای حالت ادبی حفظ بشه:
«دهانم خشک بود؛ با هر نفس خشک‌تر می‌شد و ناتوانی در یک نفس کامل، معده‌ام را بیشتر به جوش می‌آورد.»

 

نکته چهارم بانو 

تکراری پیاپی یک کلمه در یک جمله‌ی طولانی از نظر من از جذابیت جمله ها کم می‌کنه و می‌تونه با دایره‌ی گسترده تری از کلمات بیان بشه 

« نفهمیدم چگونه با جوراب پا بر زمین خیس حمام گذاشتم؛ یا چگونه خود را به توالت فرنگی رساندم؟ چگونه روی زمین افتاده و محتوای معده‌ی خالی‌ام را عوق زدم.»

پیشهاد من: 
نفهمیدم چطور با جوراب پا بر زمین خیس حمام گذاشتم؛ یا چگونه خود را به توالت فرنگی رساندم؟ فقط به یاد دارم که روی زمین افتادم و محتوای معده‌ی خالی‌ام را عوق زدم.

این ها نکاتی بودند که ممکن موارد های دیگه هم در رمان تکرار شده باشند من از هرکدوم یک مثال زدم که قابل درک باشه عزیزکم^

 

حالا که چندتا چیز رو پشت هم اطلاع دادم بهتر نیست یکم هم لبخند بیارم به لبت؟ «چشمک» 

آخ سایه! هیچکس به اندازه‌ی خودت نمی‌تونست انقدر یک مادر باردار رو خوب توصیف کنه! 
توصیفات درونی، حالات و ... مهتاب به خوبی قابل درک بود اگر مادر باشی راحت می‌تونی حسش کنی که‌چقدر طبیعی و قابل لمسه.. 
اضطراب، ترس، بی‌حالی، درد همه‌ی این هارو می‌شد تو مهتاب دید. 
اما من کمی توصیفات ظاهری هم دوست داشتم می‌دیدم، نه‌که بگم توصیفات کم بود ها، نه! اما یکمم می‌شد از لحاظ ظاهری هم قلقلکم بده که چون تعداد پارت هات کمه می‌شه تو پارت های دیگه هم لحاظ بشه زیبا 

اگرم توصیف نشه انقدر فضاسازی حال و هوای مهتاب ادم رو غرق می‌کنه بقیه چیز ها رو پوشش میده:) 

پس دیگه از توصیفات و فضای رمانت نخواهم گفت که گفتی هارو گفتم، پرفکت سایان بانو^^

نسبت مونولوگ به دیالوگ ها در پارت های اول بیشتر بود که‌کاملاً طبیعیه چون مهتاب تنها بود اما در پارت ها بعد تر و تماس ترم و حضور ترنم و... من تونستم بیشتر دیالوگ ببینم که خیلیم عالی بود 
پس در نهایت این مورد هم قابل قبول و زیبا ترسیم شده بود عزیزم«قلب سفید»

سیر رمان تا به این‌جا معمولی بود بیشتر حول محورِ مهتاب می‌گذشت و نطفه درون شکمش، نه خیلی کند پیش رفت و نه خیلی تند..
اما اخراش برام کمی رو به هیجان رفت که قرار شد ترنم بفهمه و از اون پس معلوم نبود چه اتفاقی خواهد افتاد^^

 

بیشترین کشمکشی که تو رمانت دیدم درونی بود، یعنی خود مهتاب با خودش کلنجار می‌رفت که به زیبایی هم بیان شده بود بالا هم بهش تاکید کردم 
و کشمکش دوم بین مهتاب و ادم های اطرافش مثل پارسا«شرمنده ازش ناراحتم که مهتاب رو انقدر تنها گذاشته که دلش نخواهد بهش بگه» یا ترنم بوده 

در همین چند پارت من دو مدل کشمکش دیدم که به نسبت هرچی بیشتر باشه هیجان رمان‌و جذابیتش بالا تر میره اما خب هرچیزی باید با توجه‌ی به روند رمانت باشه نباید خیلی هم افراط بشه
تا به این‌جا من کشمکش هارو هم پسندیدم خوشگلک

در نهایت.. 

سایه جانم، از رمانت خیلی لذت بردم و به نظرم خیلی خوب تونستی از پسش بر بیای** نوشته های من مبنا بر بد بودن رمانت نیست بلکه صرفاً برای عالی تر شدنِ نوشته‌ی عالیت، هست. پس امیدوارم از کلام من ناراحت نشده باشی و انگیزه‌ای بشه برات تا من ماه ترک رو به صورت کامل از سایت اصلی دانلود کنم

امیدوارم این‌نوشتار بتونه به عالی تر شدن رمانت کمک های لازم رو کرده باشه:) 

اگر کمکی از من برای ادامه‌ی روند رمانت بر اومد دریغ نکن بانو^
 

در پایان.. 

امیدوارم قلمت ماندگار‌ و نوشتارت دائم باشه سایه جان🤍

روشنا.

@سایان

 

  • لایک 3
  • آتیش 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر اجرایی
7 ساعت قبل، Roshana گفته است:

 

سلام نویسنده‌ی عزیزم💕
از اینکه افتخارِ نقد رمان شما رو دارم بسیار مفتخر و خرسندم^^ 
در ابتدای صحبتم باید بگم این نوشته تنها برای کامل تر شدن اثر شماست و قطعاً رمان شما بدون رعایت هم می‌درخشه.. 
پس امیدوارم بتونیم در کنارهم درخشان ترش کنیم:)

اول از نام رمانت شروع می‌کنم که متشکل از دو کلمه‌ست «ماه ترک» 
اولین چیزی که برای من به چشم اومد یونیک و خاص بودنشه بیشترین چیزی که از این اسم به منه خواننده القا میشه یک رمانی با ژانر عاشقانه و تراژدیه یعنی انتخاب اسم رمان هوشمندانه بوده که دو ژانر گفته شده در ژانر های شما وجود داره.. 
کلمه‌ی «ماه» کلمه‌ی جدیدی نیست اما قرار گرفتنش کنار کنار «ترک» اون رو جدید کرده و زیباست^^ 

ژانر های رمان معمولا بهتر از نظر الویت بندی و پر رنگ بودنشون از اول چیده بشن ژانر ابتدایی، درام یا تراژدی بوده که به می‌تونم باهم چند پارت رمان حسش کنم، ژانر ها بعدی هم به ترتیب الویت حس می‌شه به جز ژانر عاشقانه، که حدس میزنم با توجه به اینکه آخر قرار داره ممکنه بعدها ببینیم اما اگه قرار نیست به چشم بیاد بهتره حذف بشه جانانم~**

خلاصه از نظر من کامل بود؛ هم کشش مناسب و داشت هم اطلاعات کامل می‌داد؛ به طوری که دوست ندارم روش ایراد بزارم یا به عبارتی نمی‌تونم روش ایراد بزارم خوشگلم«چشمک» 

مقدمه مملو از غم بود؛ اما یک انگیزه‌ی خاصی اخرش نهفته بود که اون هم لذت بخش میومد با ساختار رمان هماهنگی های لازم رو داشت در کل پرفکت بانو:)


شروع رمان برای من کامل بود.. از اون مدل شروع ها بود که احساس خواننده رو جریحه دار می‌کنه! شروع یکی از اصلی ترین رکن هاست، چون اگر شروع عالی باشه خواننده برای خوندن ادامه‌ی رمان سر و دست می‌شکونه و انتخاب شما جایی هوشمندانه شد که شروعی انتخاب کردی احساسی! معمولاً شروع هایی که هدفش مرکز احساس خوانندس برای من قوی تر به نظر میاد 
و شروع شما، پر از غم، درد، و صد البته کنجکاوی بود! چرا؟ چه اتفاقی بین مهتاب و پارسا افتاده؟ چرا انقدر راحت می‌خواد از بچش بگذره؟ 
من می‌پسندیدم «دیگه تموم من پسندیدم حل شد«خنده»»

 

*یک نکته بانو*

«پسر کوچک ترنم را از اعماق قلبم دوست داشتم» 

در یکی از پارت ها به این جمله برخورد کردم شاید اصلا نوشتارش هم درست باشه اما از نظر خوانش، نتونستم باهاش ارتباط بگیرم 
پیشنهادمن:
«پسر کوچک ترنم، که او را از اعماق قلبم دوست می‌داشتم»

 

 

دومین نکنه بانو 

مونولوگ چیزیه که نویسنده با مهارت قلمش با هر راوی‌ای توصیفش می‌کنه؛ اگر در دیالوگ جملات مرتب نباشه نوعِ صحبتِ اشخاص رمانه و ایرادی برش نیست اما در مونولوگ من ترجیح میدم ساختار همیشه رعایت بشه 
نهاد مفعول فعل. 
« سرم نبض میزد از این حجمِ افکار منفی.» 
 
بهتر نیست تو چنین جملاتی فعل سرِ جای خودش قرار بگیره بدون اینکه آسیبی به نوشتار بزنه عزیزدلم؟

«سرم از این حجم افکار منفی، نبض‌ می‌زد»

 

نکته سوم بانو 
بنده یک قسمتی از نوشتار رو متوجه نشدم جانا یعنی می‌شد مفهور کل رو فهمید اما‌ جزئیات رو خیر:

~دهان خشکم، با نفس‌هایم خشک‌تر شد و بدون نفس کامل، معده‌ام بیشتر جوشید.~

از نظر ادبی و حسی، جمله قابل فهمه و فضای خوبی می‌سازه، ولی از نظر روانیِ نوشتار کمی ناهماهنگه. مخصوصاً بخش:

«بدون نفس کامل، معده‌ام بیشتر جوشید»

طبیعی‌تر می‌تونه این‌طور نوشته بشه:
«دهانم خشک بود و با هر نفس خشک‌تر می‌شد. نفس کامل نمی‌توانستم بکشم و معده‌ام بیشتر می‌جوشید.»

یا اگر بخوای حالت ادبی حفظ بشه:
«دهانم خشک بود؛ با هر نفس خشک‌تر می‌شد و ناتوانی در یک نفس کامل، معده‌ام را بیشتر به جوش می‌آورد.»

 

نکته چهارم بانو 

تکراری پیاپی یک کلمه در یک جمله‌ی طولانی از نظر من از جذابیت جمله ها کم می‌کنه و می‌تونه با دایره‌ی گسترده تری از کلمات بیان بشه 

« نفهمیدم چگونه با جوراب پا بر زمین خیس حمام گذاشتم؛ یا چگونه خود را به توالت فرنگی رساندم؟ چگونه روی زمین افتاده و محتوای معده‌ی خالی‌ام را عوق زدم.»

پیشهاد من: 
نفهمیدم چطور با جوراب پا بر زمین خیس حمام گذاشتم؛ یا چگونه خود را به توالت فرنگی رساندم؟ فقط به یاد دارم که روی زمین افتادم و محتوای معده‌ی خالی‌ام را عوق زدم.

این ها نکاتی بودند که ممکن موارد های دیگه هم در رمان تکرار شده باشند من از هرکدوم یک مثال زدم که قابل درک باشه عزیزکم^

 

حالا که چندتا چیز رو پشت هم اطلاع دادم بهتر نیست یکم هم لبخند بیارم به لبت؟ «چشمک» 

آخ سایه! هیچکس به اندازه‌ی خودت نمی‌تونست انقدر یک مادر باردار رو خوب توصیف کنه! 
توصیفات درونی، حالات و ... مهتاب به خوبی قابل درک بود اگر مادر باشی راحت می‌تونی حسش کنی که‌چقدر طبیعی و قابل لمسه.. 
اضطراب، ترس، بی‌حالی، درد همه‌ی این هارو می‌شد تو مهتاب دید. 
اما من کمی توصیفات ظاهری هم دوست داشتم می‌دیدم، نه‌که بگم توصیفات کم بود ها، نه! اما یکمم می‌شد از لحاظ ظاهری هم قلقلکم بده که چون تعداد پارت هات کمه می‌شه تو پارت های دیگه هم لحاظ بشه زیبا 

اگرم توصیف نشه انقدر فضاسازی حال و هوای مهتاب ادم رو غرق می‌کنه بقیه چیز ها رو پوشش میده:) 

پس دیگه از توصیفات و فضای رمانت نخواهم گفت که گفتی هارو گفتم، پرفکت سایان بانو^^

نسبت مونولوگ به دیالوگ ها در پارت های اول بیشتر بود که‌کاملاً طبیعیه چون مهتاب تنها بود اما در پارت ها بعد تر و تماس ترم و حضور ترنم و... من تونستم بیشتر دیالوگ ببینم که خیلیم عالی بود 
پس در نهایت این مورد هم قابل قبول و زیبا ترسیم شده بود عزیزم«قلب سفید»

سیر رمان تا به این‌جا معمولی بود بیشتر حول محورِ مهتاب می‌گذشت و نطفه درون شکمش، نه خیلی کند پیش رفت و نه خیلی تند..
اما اخراش برام کمی رو به هیجان رفت که قرار شد ترنم بفهمه و از اون پس معلوم نبود چه اتفاقی خواهد افتاد^^

 

بیشترین کشمکشی که تو رمانت دیدم درونی بود، یعنی خود مهتاب با خودش کلنجار می‌رفت که به زیبایی هم بیان شده بود بالا هم بهش تاکید کردم 
و کشمکش دوم بین مهتاب و ادم های اطرافش مثل پارسا«شرمنده ازش ناراحتم که مهتاب رو انقدر تنها گذاشته که دلش نخواهد بهش بگه» یا ترنم بوده 

در همین چند پارت من دو مدل کشمکش دیدم که به نسبت هرچی بیشتر باشه هیجان رمان‌و جذابیتش بالا تر میره اما خب هرچیزی باید با توجه‌ی به روند رمانت باشه نباید خیلی هم افراط بشه
تا به این‌جا من کشمکش هارو هم پسندیدم خوشگلک

در نهایت.. 

سایه جانم، از رمانت خیلی لذت بردم و به نظرم خیلی خوب تونستی از پسش بر بیای** نوشته های من مبنا بر بد بودن رمانت نیست بلکه صرفاً برای عالی تر شدنِ نوشته‌ی عالیت، هست. پس امیدوارم از کلام من ناراحت نشده باشی و انگیزه‌ای بشه برات تا من ماه ترک رو به صورت کامل از سایت اصلی دانلود کنم

امیدوارم این‌نوشتار بتونه به عالی تر شدن رمانت کمک های لازم رو کرده باشه:) 

اگر کمکی از من برای ادامه‌ی روند رمانت بر اومد دریغ نکن بانو^
 

در پایان.. 

امیدوارم قلمت ماندگار‌ و نوشتارت دائم باشه سایه جان🤍

روشنا.

@سایان

 

سلام روشنای عزیزم. خیلی خوشحال شدم که رمان من رم شما نقد کردی🫂🤍

ممنون بابت تعریفات از رمانم و  نکاتی که بهشون اشاره کردی. تاجایی که بتونم از پارت های بعدی رعایتش میکنم و اونارو هم اصلاح میکنم

خوشحالم این رو میشنوم، اینک از نظر منتقد و خواننده، تونستم از پس نوشتنش بربیام:)) ذوق*

ممنونم ازت که وقت گذاشتی، رمانم رو خوندی و نقد کردی زیبا🤍

  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، سایان گفته است:

سلام روشنای عزیزم. خیلی خوشحال شدم که رمان من رم شما نقد کردی🫂🤍

ممنون بابت تعریفات از رمانم و  نکاتی که بهشون اشاره کردی. تاجایی که بتونم از پارت های بعدی رعایتش میکنم و اونارو هم اصلاح میکنم

خوشحالم این رو میشنوم، اینک از نظر منتقد و خواننده، تونستم از پس نوشتنش بربیام:)) ذوق*

ممنونم ازت که وقت گذاشتی، رمانم رو خوندی و نقد کردی زیبا🤍

امیدوارم مفید بوده باشه و کارساز🤍 موفق باشی بانو جانم خوشحالم اثرت رو مطالعه کردم💕

  • لایک 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...