رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

نام رمان: منکوب به معنای سختی کشیده ]

نام نویسنده: فاطمه آرمده

ژانر: عاشقانه، غمگین

خلاصه:

«آنا فکر می‌کرد فرار کرده است؛ اما او فقط به درونِ دام رفته بود. در دنیایی که دشمنانش در لباسِ دوستانش پنهان شده‌اند، هر لبخندی می‌تواند یک تهدید و هر آغوش، یک تله باشد. وقتی حقیقتِ مرگ مادرش با خون نوشته شده، او باید انتخاب کند: یا در میانه‌ی این خیانت‌ها نابود شود، یا از خاکسترِ گذشته، انتقامی بسازد که هیچ‌کس را رها نخواهد کرد.»

مقدمه:

همان روزی که فهمیدم عشق چقدر می‌تواند بد باشد، هم قلبم را به سمت و سویی دیگر کشاندم و هم چشمانم را، همان زمان که تو را کنار دیگری دیدم.

اما بازگشتی و من باز نگاه دوختم، باز دل دادم باز!

من که کاری به کسی نداشتم، من که بدی‌ای در حقش نکرده بودم. من که نداریم؛ این دفعه«او» را بگویم!

او چرا چنین کرد؟ ارزشش را داشت؟ کسی که می‌توانست صمیمی‌ترینش را چون زباله‌ برای غریبه‌ای دور بیندازد، ارزشش را داشت؟

https://forum.98ia.net/topic/5855-رمان-منکوب-فاطمه-آرمده-کاربر-انجمن-نودهشتیا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سعدی تو گلستان ی حکایت داره که:

روزی از بزرگی می‌پرسن: چرا تو با هر نوع آدمی نشست و برخواست می‌کنی؟

جوابش این بوده که: سه چیز یادگرفتم: 

- اول، اگر اشتباهی ازم سر بزنه کسایی هستن که راهنماییم کن.

- دوم، اگر حالم بد باشه با دلداری بقیه یا دردلی که از مشکلات بقیه شنیدم باعث میشه حالم بهتر بشه.

- سوم، برای رسیدن به هدف خیلی وقتا باید اشخاص یا چیزی رو که دوست نداریم تحمل کنیم تا سریع‌تر به مقصدی که حقمونه برسیم.

 

تمامی افکاری که از ذهن بیرون میاد و در متن روی برگه خودشو نشون میده، بسیار بسیار زیباتر از اون چیزی هست که ما فکرشو می‌کنیم. ولی برای اینکه بتونیم این زیبایی رو همونطوری که در ذهن خودمون هست با بقیه به اشتراک بگذاریم لازمه از یکسری پارامترها استفاده کنیم و نوشته‌ی خودمون رو اونجوری که خودمون دوست داریم باشه رو در اختیار دیگران قرار بدیم...

 

تمامی دوستان در این انجمن تلاششون بر این است که این پارامتر‌ها رو در یک باکس جمع آوری کنن تا درک متن برای خواننده راحت‌تر بشه. این باکس یا قالب از جنس نقدی در اختیار نویسنده قرار داده میشه تا با قلم بسیار زیبایی که داره بتونه همون حس قشنگ رو در اختیار بقیه قرار بده و بقیه از این نعمت نهایت استفاده و لذت رو ببرن...

 

استفاده از جملات پرسشی در خلاصه و مقدمه، کار جذاب و خلاقانه‌ای بود که هم باعث کنجکاوی خواننده میشه و هم میزان آگاهی بالای نویسنده از اثرش رو نشون میده؛ که خودش جای قدردانی داره...

 

فاصله‌گذاری‌ها خیلی خوب کار شده بود و نشون از توانایی بالای نویسنده داره، اما در بعضی جاها نیم‌فاصله‌ها رعایت نشدن و برخی کلمات به هم چسبیده بودن. با توجه به ادامه‌ی کار، این مشکلات از جنس اشتباه تایپی بودن، نه ضعف نگارشی و خیلی راحت در زمان ویرایش می‌تونی اصلاحشون کنی. همچنین در پارت‌های ۴۸ و ۶۸ فاصله بین خطوط کمی بیشتر از حد نرماله...

 

در برخی موارد دیده می‌شد که از ( ِ) در پایان کلمات استفاده شده‌است. چون این علامت بیشتر در زبان عربی کاربرد داره، بهتره که در مکالمه عامیانه بجاش از (ه) استفاده کنی؛ مثل "روانیه"

 

خوندن ریز به ریز جزئیات یک صحنه، مثل چگونگی آبیاری یک باغچه ممکنه برای خواننده کسل کننده به نظر بیاد. وقتی داری متن رمانت رو می‌نویسی از خودت بپرس: آیا نبودن این جزئیات به فهم و پیشبرد رمان آسیب میزنه یا نه؟ اگه تاثیر چشم‌گیری نداشت پس می‌تونی قلمت رو برای چیزای دیگه‌ای که باعث زیباتر شدن رمان میشه صرف کنی...

 

چیزی که خیلی برام سوال بود، معاشرت و گفت‌گوی بین شخصیت‌ها بود. دیده می‌شد که یک جمعی از دوستان شکل می‌گرفت و بدون گفتن هیچ مکالمه‌ای و صرفا توصیف یک کار تمام می‌شد. جوری بود که میشه از دید حافظ گفت: هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای؟

 

چند نکته رو یادآوری می‌کنم که مطمئنم خودت بهتر می‌دونستی که باید چجوری استفاده بشه اما شاید تحت یکسری شرایط امکان ویرایش برات فراهم نبوده...

 

وقتی عبارتی برای اولین بار میاد، باید کامل نوشته بشه و بعدا به صورتی که نویسنده دوست داره استفاده بشه مثل "انشا..." و "WC" که حتما باید "WC" با حروف بزرگ نوشته بشه، حتی می‌تونی از کلمات دیگم استفاده کنی...

 

در پارت هشتم جمله‌ای بود که روشن نبود اگر ویرایش کنی و روان‌تر بنویسی ممنون میشم:

 "سیلین تو هنوز متوجه نشده بود منم بعد از فهمیدن یه جیغ فرا بنفش کشید که گوشم سوت کشید و جواب داد:" 

 

اما چند نکته نگارشی در برخی پارتا به عنوان نمونه:

 

"جمعتون، جمعه گلتون کمه" 

گزینه مناسب‌تر با توجه به علائم نگارشی

 "جمعتون جمع، یک گلتون کمه"

 

"لقب منفورترینِ جا رو بهش دادم، ماشین خوشگلم بیچاره تو صافکاری، مجبور شدم با ماشین مامانم برگردیم." 

گزینه مناسب‌تر، با توجه به علائم نگارشی

"بهش لقب《منفورترین جا》رو دادم. ماشین خوشکل بیچاره؛ مجبور شدم با مامانم برگردیم." 

 

"واقعا تعجب کردم، این کی بود، از کجا می‌دونست من مرخص شدم؟ اصلا چرا... منِ؟" 

گزینه مناسب‌تر، با توجه به علائم نگارشی

"واقعا تعجب کردم (.) یا (!). این کی بود؟ از کجا می‌دونست من مرخص شدم؟ اصلا چرا... منه؟" 

 

"مادرم ناهید ترکمن حالش چطوره، الان کجاست؟" 

با توجه به نگرانی و بغض دختر، گزینه مناسب‌تر 

" مادرم، ناهید ترکمن... حالش چطوره؟ الان کجاست؟"

 

دو پارت با عنوان ۳۱ داشتی که کاملا مشابه هم بودن، در تایپ معمولا پیش میاد و بعد به راحتی می‌تونی اصلاحشون کنی...

 

رمانت زیبایی‌های فراوانی داشت که اگر بخوام صحبت کنم تا چندین پارت ادامه داشته باشه ولی ملاک ما بیشتر گفتن چند نکته در قالب نقد هستش تا شاید بتونیم در ویرایش بهت کمکی کرده باشیم...

 

در پایان...

در زندگی همیشه اتفاقاتی رخ میده که همه چیز تحت قضاوت قرار بگیرن؛ فارغ از خوب یا بد بودن، عملکرد و واکنش ما باعث چگونه اهمیت پیدا کردن اون قضاوت میشه. نقطه قوت بشه، یا عامل سرکوب خودمون.

 

راویِ امید 💚 🙏

  • لایک 1
  • تشکر 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

15 ساعت قبل، Omid گفته است:

سعدی تو گلستان ی حکایت داره که:

روزی از بزرگی می‌پرسن: چرا تو با هر نوع آدمی نشست و برخواست می‌کنی؟

جوابش این بوده که: سه چیز یادگرفتم: 

- اول، اگر اشتباهی ازم سر بزنه کسایی هستن که راهنماییم کن.

- دوم، اگر حالم بد باشه با دلداری بقیه یا دردلی که از مشکلات بقیه شنیدم باعث میشه حالم بهتر بشه.

- سوم، برای رسیدن به هدف خیلی وقتا باید اشخاص یا چیزی رو که دوست نداریم تحمل کنیم تا سریع‌تر به مقصدی که حقمونه برسیم.

 

تمامی افکاری که از ذهن بیرون میاد و در متن روی برگه خودشو نشون میده، بسیار بسیار زیباتر از اون چیزی هست که ما فکرشو می‌کنیم. ولی برای اینکه بتونیم این زیبایی رو همونطوری که در ذهن خودمون هست با بقیه به اشتراک بگذاریم لازمه از یکسری پارامترها استفاده کنیم و نوشته‌ی خودمون رو اونجوری که خودمون دوست داریم باشه رو در اختیار دیگران قرار بدیم...

 

تمامی دوستان در این انجمن تلاششون بر این است که این پارامتر‌ها رو در یک باکس جمع آوری کنن تا درک متن برای خواننده راحت‌تر بشه. این باکس یا قالب از جنس نقدی در اختیار نویسنده قرار داده میشه تا با قلم بسیار زیبایی که داره بتونه همون حس قشنگ رو در اختیار بقیه قرار بده و بقیه از این نعمت نهایت استفاده و لذت رو ببرن...

 

استفاده از جملات پرسشی در خلاصه و مقدمه، کار جذاب و خلاقانه‌ای بود که هم باعث کنجکاوی خواننده میشه و هم میزان آگاهی بالای نویسنده از اثرش رو نشون میده؛ که خودش جای قدردانی داره...

 

فاصله‌گذاری‌ها خیلی خوب کار شده بود و نشون از توانایی بالای نویسنده داره، اما در بعضی جاها نیم‌فاصله‌ها رعایت نشدن و برخی کلمات به هم چسبیده بودن. با توجه به ادامه‌ی کار، این مشکلات از جنس اشتباه تایپی بودن، نه ضعف نگارشی و خیلی راحت در زمان ویرایش می‌تونی اصلاحشون کنی. همچنین در پارت‌های ۴۸ و ۶۸ فاصله بین خطوط کمی بیشتر از حد نرماله...

 

در برخی موارد دیده می‌شد که از ( ِ) در پایان کلمات استفاده شده‌است. چون این علامت بیشتر در زبان عربی کاربرد داره، بهتره که در مکالمه عامیانه بجاش از (ه) استفاده کنی؛ مثل "روانیه"

 

خوندن ریز به ریز جزئیات یک صحنه، مثل چگونگی آبیاری یک باغچه ممکنه برای خواننده کسل کننده به نظر بیاد. وقتی داری متن رمانت رو می‌نویسی از خودت بپرس: آیا نبودن این جزئیات به فهم و پیشبرد رمان آسیب میزنه یا نه؟ اگه تاثیر چشم‌گیری نداشت پس می‌تونی قلمت رو برای چیزای دیگه‌ای که باعث زیباتر شدن رمان میشه صرف کنی...

 

چیزی که خیلی برام سوال بود، معاشرت و گفت‌گوی بین شخصیت‌ها بود. دیده می‌شد که یک جمعی از دوستان شکل می‌گرفت و بدون گفتن هیچ مکالمه‌ای و صرفا توصیف یک کار تمام می‌شد. جوری بود که میشه از دید حافظ گفت: هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای؟

 

چند نکته رو یادآوری می‌کنم که مطمئنم خودت بهتر می‌دونستی که باید چجوری استفاده بشه اما شاید تحت یکسری شرایط امکان ویرایش برات فراهم نبوده...

 

وقتی عبارتی برای اولین بار میاد، باید کامل نوشته بشه و بعدا به صورتی که نویسنده دوست داره استفاده بشه مثل "انشا..." و "WC" که حتما باید "WC" با حروف بزرگ نوشته بشه، حتی می‌تونی از کلمات دیگم استفاده کنی...

 

در پارت هشتم جمله‌ای بود که روشن نبود اگر ویرایش کنی و روان‌تر بنویسی ممنون میشم:

 "سیلین تو هنوز متوجه نشده بود منم بعد از فهمیدن یه جیغ فرا بنفش کشید که گوشم سوت کشید و جواب داد:" 

 

اما چند نکته نگارشی در برخی پارتا به عنوان نمونه:

 

"جمعتون، جمعه گلتون کمه" 

گزینه مناسب‌تر با توجه به علائم نگارشی

 "جمعتون جمع، یک گلتون کمه"

 

"لقب منفورترینِ جا رو بهش دادم، ماشین خوشگلم بیچاره تو صافکاری، مجبور شدم با ماشین مامانم برگردیم." 

گزینه مناسب‌تر، با توجه به علائم نگارشی

"بهش لقب《منفورترین جا》رو دادم. ماشین خوشکل بیچاره؛ مجبور شدم با مامانم برگردیم." 

 

"واقعا تعجب کردم، این کی بود، از کجا می‌دونست من مرخص شدم؟ اصلا چرا... منِ؟" 

گزینه مناسب‌تر، با توجه به علائم نگارشی

"واقعا تعجب کردم (.) یا (!). این کی بود؟ از کجا می‌دونست من مرخص شدم؟ اصلا چرا... منه؟" 

 

"مادرم ناهید ترکمن حالش چطوره، الان کجاست؟" 

با توجه به نگرانی و بغض دختر، گزینه مناسب‌تر 

" مادرم، ناهید ترکمن... حالش چطوره؟ الان کجاست؟"

 

دو پارت با عنوان ۳۱ داشتی که کاملا مشابه هم بودن، در تایپ معمولا پیش میاد و بعد به راحتی می‌تونی اصلاحشون کنی...

 

رمانت زیبایی‌های فراوانی داشت که اگر بخوام صحبت کنم تا چندین پارت ادامه داشته باشه ولی ملاک ما بیشتر گفتن چند نکته در قالب نقد هستش تا شاید بتونیم در ویرایش بهت کمکی کرده باشیم...

 

در پایان...

در زندگی همیشه اتفاقاتی رخ میده که همه چیز تحت قضاوت قرار بگیرن؛ فارغ از خوب یا بد بودن، عملکرد و واکنش ما باعث چگونه اهمیت پیدا کردن اون قضاوت میشه. نقطه قوت بشه، یا عامل سرکوب خودمون.

 

راویِ امید 💚 🙏

مچکرم

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 ساعت قبل، فاطمه آرمده گفته است:

مچکرم

خواهش میشه عزیزم💚🙏

نکات تکمیلی و خارج از این بافت ادبی در مورد رمانت رو PV برات ارسال کردم. 

امیدوارم کمک کننده در مسیرت باشه.

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، Omid گفته است:

خواهش میشه عزیزم💚🙏

نکات تکمیلی و خارج از این بافت ادبی در مورد رمانت رو PV برات ارسال کردم. 

امیدوارم کمک کننده در مسیرت باشه.

من اشتباهی پارت ۳۱ رو دوباره ارسال کردم چطوری پاک کنم میشه اطلاع بدید پاک کنن

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

8 دقیقه قبل، فاطمه آرمده گفته است:

من اشتباهی پارت ۳۱ رو دوباره ارسال کردم چطوری پاک کنم میشه اطلاع بدید پاک کنن

@هانیه پروین

ممنون میشم در صورت امکان کمکشون کنید💚🙏

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر کل
32 دقیقه قبل، Omid گفته است:

@هانیه پروین

ممنون میشم در صورت امکان کمکشون کنید💚🙏

حذف شد✔️

  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...