رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • مدیر کل

ممنون که مصاحبه با نودهشتیا رو قبول کردید🎤 @هانی بانو
۱. قبل از هرچیزی، لطفا خودتون رو معرفی کنید‌. (اسم و تاریخ تولد و محل سکونت، تحصیلات و تاهل یا تجرد)
درود عسل اکبری ملقب به «هانی بانو» هستم، متولد ۸ بهمن ۸۶؛ زاده‌ی آبادان، ساکن اصفهان و کاملا مجرد.
 
۲. آثاری که نوشتید رو نام ببرید.
«آزمند» رو به تازگی تمام کردم و در دستِ رصد هستش؛ «آزموده» فصل دوم همون رمانه و در حال تایپه. همچنین «رو به تو، پشت او» رو در کنار آزموده مینویسم و «حلقه‌ی نور» هم در مراحل اولیه‌ی تایپ هستش.
 
۳. از کی نوشتن رو شروع کردید و اصلا چرا قلم به دست گرفتید؟
از سال ۱۳۹۷ قلم دست گرفتم و ایده ها و فکرهام رو روی کاغذ آوردم؛ اولش فقط در حد یک سرگرمی و سنجشِ خودم بود اما کم کم اونقدر توی داستان‌هام غرق شدم که دلم نیومد قلمم رو پایین بزارم. اولین بار تحت تاثیر یک سریال قرار گرفتم که نقش اصلیش نویسنده بود و رمان مینوشت، در صورتی که قلم خوبی نداشتم و خیلی سطحی مینوشتم اما رفته رفته سعی کردم با موضوعات مختلف قلمم رو بهتر کنم و امیدوارم که موفق هم بوده باشم.
 
۴. بهترین کتابی که خوندید رو بهمون معرفی می‌کنید؟
در واقع خیلی اهل خوندن کتاب نیستم و روی هم رفته دو تا کتاب هم نخوندم؛ اما در کل کتاب‌های زهرا ارجمندنیا رو بسیار میپسندم و شاید به این دلیل باشه که تقریبا سطح قلم و موضوعاتم به ایشون نزدیکه. رمان های «آمال» و «ما ماه و ماهی بودیم» از مورد‌علاقه ترین کتاب‌هام از این نویسنده هست.
 
۵. بزرگ‌ترین چالش شما به‌عنوان یک نویسنده در حال حاضر چیه؟
این روزها در تلاشم تا با توجه به نظرات دیگران راجع به قلم و رمان‌هام، سطح قلمم رو قوی تر و بهتر بکنم و تا جایی که میتونم توی این موضوع خودم رو رشد بدم. تایم بسیاری از روزم رو برای نوشتن در نظر میگیرم هرچند که میدونم بیشتر به چشم یک سرگرمی باید بهش نگاه کرد و در قبال هنر و وقتم در‌آمد آنچنانی برام نداره، اما تمام عشق و علاقه‌ام رو وسط میزارم و از نوشتن لذت میبرم.
 
۶. هدف نهایی‌تون در مسیر نوشتن کجاست؟ 
در نهایت محبوب بودن از نظر من مهمترین چیزه؛ اینکه خواننده ها آثار رو بپسندن و از خوندنش لذت ببرن از هرچیزی برام مهمتره و در تلاشم که به این نتیجه برسم. آثار بسیاری رو به اتمام برسونم و کتاب‌هام رو توی دست آدم های مختلف ببینم و قلمم رو تا میتونم رشد بدم.   
 
۷. ایده‌های آثار زیباتون رو از کجا پیدا می‌کنید؟ 
ایده ها برای من از هر جا میرسن. گاهی از میون بیت های شعر و موزیک ها و گاهی هم با دیدن چند دقیقه فیلم؛ اما اکثر مواقع ایده هارو از جایی الهام نمیگیرم و با خلوت کردن با خودم، مشغول فکر کردن میشم و ایده هارو عین پازل کنار همدیگه میچینم تا به نتیجه‌ای برسم.
 
۸. از چه چه چیزهایی الهام می‌گیرید؟
گاهی با کوچک‌ترین و ساده ترین چیزی که به چشم میبینم یا با گوش‌هام میشنوم ایده میگیرم؛ موزیک ها و فیلم ها هم باعث میشن توی فکر فرو برم و سرم سرشار از ایده‌های مختلف بشه. گاهی حتی از کابوس یا رویاهایی که میبینم ایده میگیرم و این موضوع تا به حال خیلی جاها بهم کمک کرده.
 
۹. به عشق اعتقاد دارید؟
از نظرم عشق یکی از دلایل ما برای زندگی هستش؛ این یعنی بله، با تمام وجود بهش اعتقاد دارم. عشق فقط مربوط به روابط امروزه و علاقه‌ی بین دونفر نیست؛ مثلا همین لذتی که من از نوشتن و قلم دست گرفتم میبرم، نشون دهنده‌ی عشقم به اونه. عشق به هنر، خودش دلیل بزرگی هست برای ادامه دادن. هرچند من خودم رمان‌هایی توی ژانر های عاشقانه مینویسم و سعی دارم یک عشق پایدار و واقعی رو نشون بدم، اما در کل عشق رو سطحی نمیبینم و خیلی خودم رو درگیرش نمیکنم. 
 
۱۰. دقیقا چی رو درباره قلم و نوشته‌هاتون دوست دارید؟ 
حس نوشتن و خلق کردن یک اثر به من حس  خیلی خوبی میده؛ اینکه تمام ایده ها و فکرهام رو درکنار هم میزارم و یک اثر خالقانه رو خلق میکنم تا دیگران از خوندنش لذت ببرن، برای خودم لذت‌بخش تره. حس خوبی که حین خوندن اثر به خواننده القا میشه برای من بزرگترین انگیزه‌ست که تا ابد به نوشتنم ادامه بدم و با کلمات و جملات به انسان‌ها احساسات مختلف رو منتقل کنم.
 
۱۱. خانواده و اطرافیان در مسیر نوشتن شما چه نقشی داشتن؟ 
خانواده‌ام همیشه توی این مسیر در کنارم بودن و حتی با وجود اتفاقات ریز و درشتی که گاهی برام پیش اومد کنار اومدن و هیچوقت ازم نخواستن دست از نوشتن بردارم. همیشه بهم افتخار کردن و متقابلاً وجودشون هم برای من باعث افتخاره. همچنین دوست‌هام توی این مسیر پشتم رو خالی نکردن و با خوندن آثارم همیشه بهم انگیزه و انرژی دادن.
 
 
۱۲. اولین کسی که اثرتون رو خوند چه کسی بود و چه بازخوردی نشون داد؟
درست یادم نیست اما احتمالاً پدر یا مادرم بودن؛ هر ری‌اکشنی که داشتن احتمالا عالی بوده چون چیز بدی توی سرم نیست و مثل همیشه حسابی ازم تعریف کردن هرچند قطعا اون موقع انقدر خوب نمینوشتم و قلمم پر از ایراد بود.
 
 
۱۳. توصیه‌تون برای نویسندگان تازه‌کار و پرذوقی که این مصاحبه رو می‌خونن چیه؟
خودتون رو با تمام‌ وجود باور داشته باشید؛ هیچوقت پا پس نکشید و با نظرات منفی دل‌سرد نشید. همه‌ی ما از روز اول بی‌نقص نبودیم و قطعا ایرادهایی داشتیم که با مرور زمان حل شده، پس هیچوقت به قلم فعلی خودتون قانع نباشید و همیشه سعی کنید سطح قلم و موضوع و ایده‌هاتون رو رشد بدین و بهتر و بهتر بشید.
 
۱۴. انجمن نودهشتیا چه تاثیری در مسیر نوشتن شما داشت؟
نودهشتیا سال‌هاست که توی مسیر نوشتن همراهِ من بوده و کمکی که به من داشته قابل جبران نیست؛ همراه با ناظر و منتقدانی که توی مسیر درکنارمون هستن بیشتر رشد کردم و خواهم کرد، و حسابی انگیزه و انرژی میگیرم برای ادامه‌ی مسیر. سپاسگذارم از مدیر فعلی و پیشینِ انجمن.
 
۱۵. چه کاری در نویسندگی، براتون نامعقوله و تحملش نمی‌کنید؟ 
متاسفانه هنوز اونقدر که باید خودم رو قبول ندارم و اگر یک بخش از رمان قابل قبول نباشه و به مقدار کافی به خواننده لذت نده، برای نوشتن باقیِ رمان کمی دل‌سرد میشم. انتظار دارم کلی کامنت و نظر دریافت کنم حتی نظرات منفی، ولی بدونم که اثرم خونده میشه و بهش توجه میشه و بی‌توجهی به اثرم رو نمیتونم تحمل کنم.
 
۱۶. در مقابل نقدهای تند چه واکنش و احساسی دارین؟ 
در حالت عادی دلخور میشم اما دل‌سرد هرگز؛ قطعا نقد های خوب و سرشار از انرژی حالم رو بهترمیکنه اما مشکلی ندارم که اشکالات رمانم رو بدونم و برای رفع کردنشون تلاش کنم.
 
۱۷. به خودتون افتخار می‌کنید؟
شاید در گذشته نه، ولی حالا بله؛ اینکه میتونم خلاقیت و هنرم رو اینطور به نمایش بدم و با آثارم حال دیگران رو خوب کنم، برام باعث افتخاره. خوشحال کردنِ دیگران باعث میشه به خودم افتخار کنم و عسل رو بیشتر و بیشتر دوست داشته باشم، و امیدوارم که توی این مسیر موفق باشم و با آثارم حال خوب رو به همگی انتقال بدم.
 

  • لایک 4
  • تشکر 1
  • آتیش 3
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
×
×
  • اضافه کردن...