رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • مدیر ارشد

ساناز،

آن‌گاه که بیش از هر زمانی غمگین و در حال فروپاشی درونی بودم و اشکی برای گریستن نداشتم؛ دانستم گریه کردن نعمت بزرگیست که برای آرام شدنمان طراحی شده.

ویرایش شده توسط سان آز

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • ذوق زده 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 50
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال‌های محبوب

نام دلنوشته: ساناز نام نویسنده: ساناز بندی ژانر: تراژدی مقدمه: ساناز، همه جا به دنبال تو بودم؛ در آرزو‌هایت، در اهدافت، در استعدادهایت، در جای‌‌جای زندگی‌ات. اما تو را نی

ساناز،  تو برای من در سه کلمه زنده‌ای؛ حسرت، پشیمانی و عقده.

ساناز،  می‌خواستم حسرت‌هایت را زندگی کنم اما نشد.  می‌خواستم پشیمانی‌هایت را اصلاح کنم اما نشد. می‌خواستم عقده‌هایت را نابود کنم اما نشد.

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

اطلاعیه ها


×
×
  • اضافه کردن...