رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • مدیر ارشد

ساناز،

آن‌گاه که بیش از هر زمانی غمگین و در حال فروپاشی درونی بودم و اشکی برای گریستن نداشتم؛ دانستم گریه کردن نعمت بزرگیست که برای آرام شدنمان طراحی شده.

ویرایش شده توسط سان آز

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • ذوق زده 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 64
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال‌های محبوب

نام دلنوشته: ساناز نام نویسنده: ساناز بندی ژانر: تراژدی مقدمه: ساناز، همه جا به دنبال تو بودم؛ در آرزو‌هایت، در اهدافت، در استعدادهایت، در جای‌‌جای زندگی‌ات. اما تو را نی

ساناز،  تو برای من در سه کلمه زنده‌ای؛ حسرت، پشیمانی و عقده.

ساناز،  می‌خواستم حسرت‌هایت را زندگی کنم اما نشد.  می‌خواستم پشیمانی‌هایت را اصلاح کنم اما نشد. می‌خواستم عقده‌هایت را نابود کنم اما نشد.

  • مدیر ارشد

ساناز،

در خنده‌هایم که می‌بینمت، غرق در سرخوشی می‌شوم؛ چقدر خیال زنده بودنت شیرین است.

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

ساناز،

سالگرد مرگت نزدیک است؛ کاش در آن روز که زاد روزمان نیز هست، به تو بپیوندم.

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

ساناز،

این بغض نمی‌دانم از چه روزی در گلویم نشسته؛ لعنتی نه می‌شکند و نه می‌شود قورتش داد.

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • ذوق زده 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

ساناز،

آنقدر بغض گلویم بزرگ شده که ریشه‌‌ای تیز بر قبلم انداخته؛ قلبم نیز سوراخ شده و وجودم را خون در بر گرفته است.

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • ذوق زده 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

ساناز،

دیگر چیزی نمی‌تواند آرامم کند؛ جز تویی که لباس فرشته‌ی مرگ پوشیده‌ای و می‌خواهی به آغوشم بکشی.

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • ذوق زده 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

ساناز،

گاهی حس می‌کنم مرگ وجود ندارد؛ اگر بود من و تو در این زمان، در مکانی مشابه، زیر خاک، با یک‌دیگر بودیم. 

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

ساناز،

خوش به حالت اگر رفته‌ای؛ من که در عذاب خودکشی‌ام و روح و روان و جسمم را به شکنجه گرفته‌اند.

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

ساناز،

چاووشی را دوست ندارم؛ اما...

- ﻣﻦ نمی‌خواستم ﺑﺮه، اﻳﻦ ﻛﻠﺎﻓﻪ‌م ﻛﺮده، زﻧﺪﮔﻴﻤﻮ ﻣﻴ‌ﺪم ﻛﻪ ﻓﻘﻄ ﺑﺮﮔﺮده
ﻫﺮدوﻣﻮن ﺣﻴﻒ ﺷﺪﻳﻢ ﭘﻰ اﻳﻦ ﺑﺨﺖ ﺧﺮاب، ﻳﻪ رﻛﺎب ﺑﻰ‌ﻧﮕﻴﻦ، ﻳﻪ‌ ﻧﮕﻴﻦ ﺑﻰ‌رﻛﺎب
ﺳﺎﻋﺖ دﻳﻮاری، ﺳﺎﻋﺖ دﻳﻮاری، ﻣﻦ ﻋﺰﻳﺰم رﻓﺘﻪ، ﺗﻮ ﭼﺮا ﺑﻴﺪاری؟
ﺳﺎﻋﺖ دﻳﻮاری، ﺳﺎﻋﺖ دﻳﻮاری، ﻣﻦ ﻋﺰﻳﺰم، رﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﭼﺮا ﺑﻴﺪاری؟

من و ساناز هر دو حیف شدیم؛ ﺳﺎﻋﺖ دﻳﻮاری، ﺳﺎﻋﺖ دﻳﻮاری، ﻣﻦ سانازم رﻓﺘﻪ، ﺗﻮ ﭼﺮا ﺑﻴﺪاری؟

ویرایش شده توسط سان آز

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

ساناز،

تو رفتی و مرا با قلب پاره پوره‌ات تنها گذاشتی؛ کاش می‌ماندی و مداوایش می‌کردی، من بی‌دست و پا تر از اینم که بتوانم.

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

ساناز،

می‌خواهم بگریم و بگریم و بگریم؛ آن‌قدر که در اشک‌هایم غرق شوم، خفه شوم و بمیرم.

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

ساناز،

گل من؛ نکند آن هنگام که تو را بر خاک زندگی‌ات کاشتند، گرد غم بر رویت پاشیدند؟

ویرایش شده توسط سان آز

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

ساناز،

برای گل آفتاب نباشد می‌میرد، برای آدمی ذوق؛ از زمانی که پژمرده شدی، من مرده‌ام!

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

ساناز،

هیچ نقطه‌ از این دنیای کریح را نمی‌خواهم؛ همه جایش برای خودشان!

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

ساناز،

مغزم خالیست و قلبم پر؛ سرم سبک است و دلم سنگین. 

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

اطلاعیه ها


×
×
  • اضافه کردن...