رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
در غم ملت عزیز ایران شریکیم🖤 ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

ارسال‌های توصیه شده

#پارت_چهل_و_نهم

نفس نگاهش کرد:

- تو… چرا نرفتی خونه؟ لباست خونی شده.

جاوید جواب نداد. چون اگر جواب می‌داد، باید می‌گفت:

«چون فکر کردم دارم از دستت می‌دم.»

و هنوز جرأت گفتن این را نداشت چون اطمینانی از خودش نداشت.

فقط گفت:

- مهم نیست، تو آروم باش. بقیه‌ش با منه. من میرم خونه بقیه رو خبر میکنم میایم خب؟

نفس سرش را تکان داد و چشمانش را بست سرش را کمی مایل به سمت راست گرداند و خوابید.

بعد سپردن نفس به پرستار و نگهبان ها بیرون رفت، سوار ماشین اصلان شد و به سمت خانه حرکت کردند، او بهوش آمده بود و باید به خودش می‌رسید!

  • پاسخ 50
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .
توجه: مطلب ارسالی شما پس از تایید مدیریت برای همه قابل رویت خواهد بود.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

اطلاعیه ها


×
  • اضافه کردن...