رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
در غم ملت عزیز ایران شریکیم🖤 ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

ارسال‌های توصیه شده

  • نویسنده اختصاصی

#چهل و هفتمین متن نیمه شب

خیلی ناراحت کنندست دنیا اونقدر بزرگه

که کسی رو که دلت میخواد فقط یکبار

ببینیش، اونقدر بینتون فاصله باشه که

نه بتونی ببینیش و نه صداشو بشنوی!

از یه طرف دیگه هم دنیا اونقدر کوچیکه که کسی

رو پشت سرت رها کردی و دلت نمی‌خواد حتی یکبار

دیگه هم مسیرتون اتفاقی بهم بخوره رو مدام ببینی!

10:10

بیست و یکم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#چهل و هشتمین نیمه شب

آدم‌ها مدل سوگواریشون با هم متفاوته؛

کسی چه میدونه؟

شاید اونی که هر شب کافه و رستورانه، از اونی که

یه ماهه زیر پتو گریه میکنه حالش بدتره.

21:21

بیست و یکم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#چهل و هفتمین متن نیمه شب

اینقدر تصویر ذهنی که ازت ساختم، قشنگه

که وقتی حجمه زیادی از مشکلات بهم وارد میشه

تنها کسی که دلم میخواد بپرم بغلش، تویی!

کاش یه ذره هم شده واقعیتت به تصویرذهنیم، شبیه بود!

10:10

بیست و دوم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#چهل و هشتمین متن نیمه‌شب

«تا حالا دیدید کسی از در بیاد تو و بگه ببینید من دو تا دست دارم؟ 

آدمی که چیزی و داشته باشه و به خودش اطمینان داشته باشه؛ داد نمیزنه چون می‌دونه چی داره.»

این حرف همیشه پس ذهنم هست و تا الان خلافش بهم ثابت نشده.

11:11

بیست و دوم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#چهل و نهمین متن نیمه‌شب

- این روزها در سکوتِ

شب رهایم کنید ؛

در زمزمه‌یِ جیرجیرک‌ها ، در تاریکیِ آسمان ، 

در درخشش ستاره و در جولانگاه افکار . .

راحتم بگذارید ؛ شاید پیروز این جنگ‌هایِ نا برابر شدم ، شاید خوابِ پرواز دیدم! شاید رویایِ زندگی را کشیدم و شاید دوباره به خود بازگشتم .

19:19

بیست و دوم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#پنجاهمین متن نیمه‌شب 

من دیگه با زخم‌هام کلنجار نمی‌رم

اما از بودنشون زجر هم نمی‌کشم.

به چشم من این زخم‌ها نبردهایی بودن که منو به اینجا رسونده بودن؛

مثل نوری که از تکه‌های شکسته قلبم وارد می‌شه.

22:22

بیست و دوم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#پنجاه و یکمین متن نیمه‌شب

زندگی به اندازه کافی سخت هست

پس با چسبیدن به کسی که نمی‌تواند تورا 

دوست داشته باشد؛ سخت ترش نکن!

بدون او هم خوب خواهی بود!

حالا میبینی!!

12:12

بیست و سوم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#پنجاه و دومین متن نیمه شب

یک روزی سوتِ پایانِ زندگیه هممون زده میشه!

دعا کن که تا اون روز در این کالبد، شرافتمندانه

زندگی کرده باشی!

13:13

بیست و سوم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#پنجاه و سومین متن نیمه شب

اگر به کسی علاقه مندی اول خودت دعا کن 

اما دیگه پا پیش نذار!

فقط برای اینکه ببینید اگه آرزوت خواست خدا نبوده، صدمه ببینی.

17:17

بیست و سوم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#پنجاه و چهارمین متن نیمه‌شب 

اینکه چون طرف بزرگتره، احترامش واجبه بنظرم مزخرف ترین جمله برای توجیه بی‌شعوریه

بعضی از اطرافیانمونه!

بزرگتر برای من زمانی احترامش واجبه که 

متقابلا به من احترام بذاره و بزرگواری کنه!

هر بزرگ‌تری لایق احترام نیست.

لطفاً یکسری از چیزا رو عادی سازی نکنین!

10:10

بیست و چهارم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#پنجاه و پنجمین متن نیمه‌شب 

انقدر حس ناب هست که هنوز تجربه نکردی؛

انقدر آدمای خوب هستن که هنوز ندیدی؛

انقدر خنده ها هست که هنوز نداشتی؛

انقدر اتفاق خوب هست که هنوز نیافتاده؛

انقدر جاهای قشنگ هست که هنوز نرفتی؛

انقدر اشک شوق هست که هنوز نریختی؛

انقدر خوبه دیدن و حس کردن اینا ؛

انقدر زیاد که تصورشم میتونه لبخند بیاره رو لبت!

پس غصه ی آدمایی که رفتن، چیزای که از دست دادی و لحظه های پوچ گذشته رو نخور!

روزای که پیش روت هستن خیلی قشنگ تر از گذشتتِ!

11:11

بیست و چهارم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#پنحاه و ششمین متن نیمه‌شب 

یه دیالوگ داخل رمان مَنِ دیگر هست که خیلی دوسش دارم. اونجایی که کوروش به مادربزرگش میگه:

ـ همیشه فکر می‌کردم که دنیا پُر از تاریکی و ظلمه 

اما حالا دارم میبینم که تاریکی و ظُلم آدمایی مثل توئن...

15:15

بیست و چهارم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#پنجاه و هفتمین متن نیمه‌شب 

من واقعا دیگه با زخم‌هام کلنجار نمی‌رم

اما از بودنشون زجر هم نمی‌کشم.

به چشم من این زخم‌ها نبردهایی بودن که منو به اینجا رسونده بودن؛

مثل نوری که از تکه‌های شکسته قلبم وارد می‌شه.

22:22

بیست و چهارم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#پنجاه و هشتمین متن نیمه شب

من هیچگاه نمیخواستم با تو وارد بحث شوم؛  

من فقط میخواستم، به تو بفهمانم که رفتارهایت چگونه مرا آزار می‌داد.  

اما هر بار مجبور به معذرت خواهی شدم. چون ناراحتی تو،  

برای هر دوی ما مهم‌تر بود.

9:09

بیست و پنجم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#پنجاه و نهمین متن نیمه‌شب 

‏آدم یه بار دو بار نهایتا سه بار بالغانه به آدما میگه چشونه یا این رفتارتون اشتباهه

اما دیگه از دفعات بعدیش دکمشونو میزنه

و با آرامش به زندگیش ادامه میده.

10:10

بیست و پنجم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#شصتمین متن نیمه‌شب 

یه جا خوندم نوشته بود:

"توان انسان برای جنگیدن توی زندگی محدوده؛

بیشتر از اونکه مهم باشه بدونی چطور بجنگی

مهم اینه که تشخیص بدی کدوم میدون محل مبارزه تو نیست و ازش خارج بشی

اینجوری کمتر احساس شکست و بازنده بودن داری."

22:22

بیست و پنجم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#شصت و یکمین متن نیمه‌شب 

ولی من واقعا باورم به اینه که

به هر چی فکر کنی، اگه به صراحت باشه

دیر یا زود برات اتفاق میفته! 

همه ما از قبل نقشمون تو این دنیا نوشته شده

و اومدیم تا بازیش کنیم.

8:08

بیست و ششم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#شصت و دومین متن نیمه‌شب 

یه چیزی بهتون بگم...

‏بعضیا هم هستن تا ازدواج میکنن

دیگه فکر میکنن خیلی عاقل و بالغ شدن؛

قضاوتت میکنن، نصیحتت میکنن،

همه‌ی افکار و کاراتو مسخره میکنن

و تورو بچه حساب میکنن، از اینا دوری کنید.

11:11

بیست و ششم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

#شصت و سومین متن نیمه شب 

عاشق این تایپ آدم‌هام که براشون مهم نیست نگاه و حرف دیگران،

جلوی همه دستاتو می‌بوسن، نازت می‌کنن، لوست می‌کنن،

بهت عشق می‌ورزن و حتی براشون اهمیتی نداره ممکنه یکی از بیرون قضاوتشون کنه.

20:20

بیست و ششم بهمن

  • نویسنده اختصاصی

شصت و چهارمین متن نیمه‌شب 

داستان ها تموم میشن...

اما آهنگ‌ها...

مکان‌ها...

نگاه‌ها...

و عطرها

برای همیشه باقی میمونن.

22:22

بیست و ششم بهمن

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .
توجه: مطلب ارسالی شما پس از تایید مدیریت برای همه قابل رویت خواهد بود.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

اطلاعیه ها


×
  • اضافه کردن...