رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

نام رمان: مرز بیداری

نویسنده: آریلا | کاربر انجمن نودهشتیا 

ژانر: عاشقانه، غمگین، ماجراجویی

حتما

خلاصه رمان: لیا هر شب خواب‌های عجیبی می‌بیند پسر ناشناسی که در حال سقوط است، کسی که حضورش هم مرموز است و هم نگران‌کننده... 

یک روز، اتفاقی غیرمنتظره رخ می‌دهد و لیا متوجه می‌شود که این پسر، نه تنها در خواب، بلکه در واقعیت هم مراقب اوست.

با کمک دوست صمیمی‌اش، میلا، لیا وارد دنیایی می‌شود که مرز خیال و واقعیت در آن محو شده، جایی که هر راز، هر حرکت و هر نگاه، پر از رمز و معماست.

مرز بیداری داستانی عاشقانه، غمگین و پرماجراست که خواننده را درگیر می‌کند و تا آخر، نفس‌نفس‌زنان منتظر پرده‌برداری از حقیقت نگه می‌دارد…

شخصیت‌ها:

لیا: دختری با موهای کوتاه که خواب‌های عجیب و پرمعما می‌بیند

میلا: دوست صمیمی و همراه که همیشه کنار لیاست

پسر ناشناس: کسی که در سایه‌ها از لیا مراقبت می‌کند

  • لایک 1
  • چشمک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر کل

do.php?imgf=org-be32c634a65c1.jpg

🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸

از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید.
قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا

برای اثر خود ابتدا درخواست ناظر بدهید تا همراه شما باشد.
آموزش درخواست ناظر

هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید.
درخواست نقد اثر

با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید.
درخواست کاور رمان

بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید:
درخواست انتقال به تالار برتر

همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید.
اعلام پایان

با تشکر کادر مدیریت نودهشتیا

 

  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، Arila گفته است:

نام رمان: مرز بیداری

نویسنده: آریلا | کاربر انجمن نودهشتیا 

ژانر: عاشقانه، غمگین، ماجراجویی

حتما

خلاصه رمان: لیا هر شب خواب‌های عجیبی می‌بیند پسر ناشناسی که در حال سقوط است، کسی که حضورش هم مرموز است و هم نگران‌کننده... 

یک روز، اتفاقی غیرمنتظره رخ می‌دهد و لیا متوجه می‌شود که این پسر، نه تنها در خواب، بلکه در واقعیت هم مراقب اوست.

با کمک دوست صمیمی‌اش، میلا، لیا وارد دنیایی می‌شود که مرز خیال و واقعیت در آن محو شده، جایی که هر راز، هر حرکت و هر نگاه، پر از رمز و معماست.

مرز بیداری داستانی عاشقانه، غمگین و پرماجراست که خواننده را درگیر می‌کند و تا آخر، نفس‌نفس‌زنان منتظر پرده‌برداری از حقیقت نگه می‌دارد…

شخصیت‌ها:

لیا: دختری با موهای کوتاه که خواب‌های عجیب و پرمعما می‌بیند

میلا: دوست صمیمی و همراه که همیشه کنار لیاست

پسر ناشناس: کسی که در سایه‌ها از لیا مراقبت می‌کند

پارت دوم | ورود به ماجرا

 

تصمیم گرفتم برم خونه میلا تا با هم بررسی کنیم این پسر ناشناس واقعاً کیه و آیا واقعا وجود داره یا فقط تو خواب منه…  

میلا با لبخند گفت:  

- عالیه! باید بفهمیم قضیه چیه.  

 

چند دقیقه بعد از تحقیق و بررسی، حس تشنگی بهم دست داد. گفتم:  

- می‌رم یه آب بخورم…  

میلا گفت:  

- اره، برو آب بخور، مغزت یه کم کار بیفته!  

 

رفتم آشپزخونه، لیوان برداشتم و شیر آب رو باز کردم… ناگهان، **لیوان از دستم سر خورد!**  

منتظر بودم صدای شکستنش روی سرامیک رو بشنوم، ولی هیچ صدایی نیومد…  

عجیب‌تر اینکه، لیوان سالم بود، آب داخلش بود و هیچ ترک یا شکستگی نداشت، انگار اتفاقی نیفتاده!  

 

دست‌ها و صورتم پر عرق شد، قلبم تند زد و خشکم زد…  

میلا وقتی دید، سریع پرسید:  

- چی شد؟  

قصه رو براش تعریف کردم و هر دو همزمان گفتیم:  

- رسماً وارد یه ماجرای جدید شدیم…  

 

ادامه دارد…

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...