رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

ارسال‌های توصیه شده

نام داستان: ساعت شکسته

نویسنده: محمد صدرا | کاربر انجمن نودهشتیا 

مقدمه: در اتاق کوچک و تاریک، تنها چیزی که هنوز نفس می‌کشید، صدای تیک‌تاک ساعت شکسته روی دیوار بود. عقربه‌ها سال‌هاست از حرکت ایستاده‌اند، اما انگار زمان هنوز در همان لحظه گیر کرده است.  

هر بار که وارد اتاق می‌شوم، بوی کاغذهای قدیمی و جوهر خشک‌شده مرا به گذشته می‌برد. به روزی که همه‌چیز تغییر کرد؛ روزی که قول دادم هیچ‌وقت حقیقت را ننویسم، اما قلمم خیانت کرد.  

ساعت شکسته شاهد همه‌چیز بود؛ از خنده‌های کوتاه گرفته تا اشک‌های بی‌پایان. حالا تنها من مانده‌ام و این سکوت سنگین. شاید اگر عقربه‌ها دوباره حرکت کنند، بتوانم از نو شروع کنم.  

  • هانیه پروین عنوان را به داستان ساعت شکسته | محمد صدرا کاربر انجمن نودهشتیا تغییر داد

به گفتگو بپیوندید

شما در حال پست به عنوان مهمان هستید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .
توجه: مطلب ارسالی شما پس از تایید مدیریت برای همه قابل رویت خواهد بود.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
  • اضافه کردن...