رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
در غم ملت عزیز ایران شریکیم🖤 ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'ترسناک'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • عمومی
    • قوانین نودهشتیا
    • همه چیز در مورد نودهشتیا
    • پرسش و پاسخ
  • تایپ و شروع نویسندگی
    • تایپ رمان
    • داستان کوتاه
    • دلنوشته
    • صفحه نقد رمان ها
    • رمان های متروکه
    • اشعار کاربران
    • رمان های تکمیل شده
  • تالار رمان های برتر
    • رمان های نخبگان برگزیده
    • رمان های مورد تایید مدیران
    • رمان های مورد پسند کاربران
  • تالار خدمات نودهشتیا
    • درخواست ویراستاری
    • درخواست گویندگی اثر
    • درخواست ناظر رمان
    • درخواست طراحی کاور
    • درخواست چاپ رمان
    • درخواست تبلیغات رمان
    • درخواست رصد و بررسی اثر
  • کتابخانه نودهشتیا
    • معرفی و نقد کتاب
    • مصاحبه با نویسندگان نودهشتیا
    • معرفی آثار منتشر شده در سایت اصلی
  • تالار آموزشی
    • متفرقه
    • آموزش نویسندگی
    • آموزش ویراستاری
    • آموزش گویندگی
  • فیلم و سریال
    • معرفی فیلم و سریال
    • تاتر و نمایشنامه
  • موسیقی
  • ورزشی
    • فوتبالی
    • اخبار ورزشی
  • خاطره بازی نودهشتیا
    • چالش نودهشتیا
    • خاطره بازی
  • سرگرمی
    • مشاعره
    • متفرقه
    • هاگوارتز نودهشتیا
    • اخبار نودهشتیا
    • موسیقی
  • فرهنگ و هنر
    • تاریخ
    • بیوگرافی
    • مذهبی

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me

  1. بسم الله الرحمن رحیم نام رمان : دروازه ناسوگان نویسنده: اماتا | عضو هاگوارتز نودهشتیا ژانر رمان: ترسناک، رازالود خلاصه: سرگرد بهمن راد، افسر پلیسی که در جریان عملیاتی خونین مجروح شده و هم‌رزمش را از دست داده، پس از بازگشت از بیمارستان درمی‌یابد ذهنش دیگر تنها در اختیار خودش نیست. او در میانه‌ی پیگیری پرونده‌ای ناتمام با فرقه‌ای باستانی به نام نکراویل روبه‌رو می‌شود؛ گروهی که باور دارند مرگ تنها دروازه‌ای به حضور “ارواح ناسو” است — موجوداتی که میان زندگی و نیستی سرگردان‌اند. بهمن هر شب در خواب به سال ۱۳۴۶ بازمی‌گردد، جایی که در کالبد افسر نگهبانی به نام جلال گرفتار است و قوانین هولناک یک تیمارستان متروکه را دنبال می‌کند. مرز میان واقعیت و کابوس در ذهن او از هم می‌پاشد، و پلیسی که روزی در پی جنایتکاران بود، اکنون باید در برابر روحی که درون خودش بیدار شده بجنگد... مقدمه: در جهان تاریک ذهن، حقیقت همیشه چهره‌ای دوگانه دارد. بهمن، افسر جوانی‌ست که پس از شکست در عملیاتی خونین، درگیر پرونده‌ای نیمه‌تمام می‌شود؛ پرونده‌ای که شصت سال پیش، پلیسی دیگر به نام جلال، جانش را بر سر آن گذاشته بود. اما هرچه به حقیقت نزدیک‌تر می‌شود، خودش را بیشتر از دست می‌داد. او هر شب در خواب به تیمارستانی قدیمی منتقل می‌شود، جایی که قوانین عجیب، صداهای نامرئی و سایه‌هایی بی‌چهره، از او می‌خواستند حقیقت را به یاد بیاورد... حال در جهانی که مرز خواب و بیداری محو شده، حقیقت دیگر آن چیزی نیست که با چشم دیده می‌شود. این داستان، روایتی است از تسخیر، گناه و مردی که باید با روحی درون خود بجنگد تا دیوانه نشود. این رمان، دعوتی است به جایی که هر قانون، مرز بین مرگ و زندگی را تعیین می‌کند...
  2. نام رمان: جاذبه‌ی مرگ نویسنده: نسیم معرفی «Nasim.M» ژانر: اجتماعی، روان‌شناختی، ترسناک، تراژدی خلاصه: سارا، نویسنده‌ای موفق اما از درون شکسته، بعد از شنیدن خبرِ خودکشی مشکوک یک نوجوان از طرف دوستش، گرفتار کنجکاوی می‌شود. او در جست‌وجوی حقیقتِ یک بازی مرموز برمی‌آید؛ بازی‌ای تاریک که هر مرحله‌اش، او را بیشتر به مرز نفس‌های آخر نزدیک می‌کند. سارا تصمیم می‌گیرد رمانی بر اساس واقعیت این بازی بنویسد، اما نمی‌داند آنچه تجربه می‌کند حقیقت دارد یا ساخته‌ی ذهن خسته و پریشان خودش است. هشدار محتوا: این رمان شامل موضوعات خشونت خانوادگی، افسردگی، خودآزاری و بازی‌های خطرناک است. مطالعه این رمان برای افراد زیر پانزده سال توصیه نمی‌شود. هدف از روایت داستان، آگاه‌سازی و هشدار دادن است و به هیچ‌وجه آموزش یا تشویق به انجام رفتارهای خطرناک نیست.
  3. عنوان: غایتِ وهم (جلد دوم وهمِ ماهوا) ژانر: ترسناک، عاشقانه نویسنده: سارابهار خلاصه: ماهوا از طلسم خواب جان سالم به در برده؛ اما راز پنهانی که ناخواسته برملا کرده، موجوداتی مرموز را به دنبال او کشانده است. هر خوابی ممکن است مرگبار باشد و هر بیداری انتخابی خطرناک… *پ.ن: غایتِ وهم (به معنای نهایت و پایانِ وهم؛ جایی که توهم تمام می‌شود و حقیقتِ عریان و ترسناک آغاز می‌شود)
  4. سلام نودهشتیا! حالتون چطوره؟! من برگشتم با یک مسابقه دیگه... مسابقه‌ای که زمانی کلی طرفدار داشت و شرکت کننده💛 بنا به درخواست مکرر شما عزیزان هاگوارتز به نودهشتیا برگشته🤎 این مسابقه با تمام مسابقه‌ها فرق می‌کنه چون پشتش یک قصه داره، قصه‌ای از دل رویا... 📚📚📚 روزی روزگاری نودهشتیا با سرزمینی بزرگ و عجیب مواجه میشه، سرزمینی به اسم ماوراء... این سرزمین درست مثل چهارفصل زندگیمون به چهار قسمت تقسیم می‌شد. قسمت اول آبی رنگ بود، آبی تیره... قصرش از غار سنگی بود، ماه آسمانش همیشه کامل! این قسمت به اسم گرگ‌ها بود، گرگینه‌های ماوراء!🐺💙 قسمت دوم تنها قسمت دو رنگ سرزمین بود، این بخش تماما سبز و بنفش بود، قصری در کار نبود بلکه پراز کلبه‌های عجیب و شلوغ بود، شلوغ از جاروهای بلند! این قسمت صدای غار و غار کلاغ‌ها با صدای خنده‌های مهیب مساوی می‌شد، خنده‌های جادوان! این بخش از سرزمین به نام جادوگرهای ماوراء بود!🧙🏻‍♀️🧝🏻‍♀️ قسمت سوم که به بخش خونین شهرت داشت، قسمت پرآوازه و خاص ماوراء... قصری سیاه رنگ با افرادی خونین لب و پوستی همانند برف... جام‌های سرخشان را بالا آوردند و این قسمت از سرزمین را به نام خود کردند معرفی می‌کنم، خون‌آشام‌های ماوراء!🧛🏻‍♀️ و قسمت آخر... بوی مرگ و بوی ترس... قصر که نه اما این قسمت ساخته از خانه‌های بزرگ و کوچک بود، خانه‌هایی که به تسخیر اشباح درآمده، این بخش از سرزمین متعلق به ارواح و معروف به وحشت است.🧟‍♀️🩶 و حالا ماوراء بود و نودهشتیا... نودهشتیا برای گذر از هاگوارتز قلم جادویی حاضر کرد و با امید به چشم‌های نویسنده‌ها خیره شد، با قدرت همیشگی‌اش گفت: - هزاران درود به هنرمند‌های ایرانی، نویسنده‌های من، این قلم جادویی برای شما است، در این مسیر از ماورا افتخار همراهی می‌دهید؟! 📚📚📚 این بود از قصه بی پایان مسابقه، پایان رو کدوم از شما عزیزان قراره بنویسه؟ الله و اعلم!🌈 توضیحات👇🏻 مرحله اول: بعداز اعلام آمادگی برای مسابقه، سئوالاتی گذاشته میشه که هر شرکت کننده موظفه به اون سئوالات جواب بده📝 مرحله دوم: جواب‌های شما به اون سئوالات شما رو وارد به یکی از بخش‌های ماوراء می‌کنه🏞️ • کاربر عزیز! ممکنه که شما برفرض عضو گروه گرگینه‌ها باشی اما دلت گروه جادوگرها رو بخواد، اگه دستمون باز باشه و نظم مسابقه بهم نخوره می‌تونیم عوض کنیم اما بهتره که با گروهی که جواب‌هاتون هم خونی داشته بمونید🫶🏼💫 مرحله سوم: گروه‌ها تشکیل شدند و حالا اولین چالش برگزار میشه که این چالش...🤔 این مسابقه پراز سورپرایزه و اگه الان تمام چالش‌ها رو توضیح بدم مزه قشنگش از بین می‌ره پس به طور خلاصه میگم که: - ما‌ تو هر مرحله به نوشته‌هاتون احتیاج داریم و تو یکی از مرحله‌ها شما داستانی با ژانر گروهی که درش هستید ( خون‌آشام، جادوگر و...)می‌نویسید🧝🏻‍♀️ هاگوارتز دو بار تو نودهشتیا رخ داده و هر دوبارش کلی به کاربرها خوش گذشته و جو جالبی تو انجمنمون رخ داده، امیدوارم که به اندازه گذشته‌ها انرژی داشته باشید و مثل همیشه از مسابقاتی که براتون می‌زارم استقبال کنید🧚🏻‍♀️ چرا اسم هاگوارتز گذاشته شده؟ چون درست مثل مدرسه هری پاتر پراز جادو و یادگیری و کارهای گروهی هستش؛ مثل هاگوارتز گروهبندی داره و کلاه مخصوص شما رو گروهبندی می‌کنه🧙🏻‍♀️ نودهشتیا منتظرتونه پس اگه میخوای تو مسیر ماوراء همراهیش کنی کلمه «قلم جادویی» رو تو یک ارسال کن تا وارد قصه قشنگمون بشی🏰🗺️ @Taraneh @QAZAL @سایه مولوی @shirin_s @HADIS @سایان @pen lady @آتناملازاده @Amata @Mahsa_zbp4 @Shadow و...
×
×
  • اضافه کردن...