رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Dorsa

کاربر نودهشتیا
  • تعداد ارسال ها

    1
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط Dorsa

  1. شروع رمان{ جمعه ۳۱ فروردین ۱۴۰۳ | ساعت ۱۱:۰۲} مقدمه: تو کتاب ملت عشق یه جا میگه: `ساعتی دقیق‌تر از ساعت خدا نیست. آن‌قدر دقیق است که در سایه‌اش همه چیز سر موقعش اتفاق می‌افتد. نه یک ثانیه زودتر، نه یک ثانیه دیرتر` من تیکا قربانی‌ام سرگرد دایره جنایی ، با تکیه کردن به این جمله قدم برمیدارم... هرچند با ترس و دلهره ، اما باز پا پس نمیکشم.. زندگی تقریبا عادی من با ماموریتی سخت و پیچیده، حذف آدم‌های اضافه و ورود آدم‌های جدید تغییر کرد .. آیا این ماموریت به قیمت جونم تموم میشه؟! یا یکی دیگه قربانی میشه؟! نمیدونم ، فقط میدونم اون بالاسری هرچیزی رو جای خودش قرار میده... ناظر: @Solmazheydarzadeh
×
×
  • اضافه کردن...