رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Dorsa

کاربر نودهشتیا
  • تعداد ارسال ها

    1
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

2 دنبال کننده

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

دستاورد های Dorsa

Newbie

Newbie (1/14)

  • First Post
  • Conversation Starter
  • Week One Done
  • One Month Later
  • One Year In

نشان‌های اخیر

5

اعتبار در سایت

  1. نویسنده‌ی محترم رمان «تیکا»
    با توجه به عدم پارت‌گذاری در روزهای گذشته، در صورتی که تا پایان این هفته پارت جدیدی منتشر نشود، رمان شما به بخش رمان‌های متروکه منتقل خواهد شد.

  2. نویسنده‌ی محترم رمان «تیکا»
    با توجه به عدم پارت‌گذاری در روزهای گذشته، در صورتی که تا پایان این هفته پارت جدیدی منتشر نشود، رمان شما به بخش رمان‌های متروکه منتقل خواهد شد.

  3. saba

    سلام عزیزم خوش اومدی

    سوالی داشتی در خدمتم

  4. saba

    سلام عزیزم خوش اومدی

    سوالی داشتی در خدمتم

  5. شروع رمان{ جمعه ۳۱ فروردین ۱۴۰۳ | ساعت ۱۱:۰۲} مقدمه: تو کتاب ملت عشق یه جا میگه: `ساعتی دقیق‌تر از ساعت خدا نیست. آن‌قدر دقیق است که در سایه‌اش همه چیز سر موقعش اتفاق می‌افتد. نه یک ثانیه زودتر، نه یک ثانیه دیرتر` من تیکا قربانی‌ام سرگرد دایره جنایی ، با تکیه کردن به این جمله قدم برمیدارم... هرچند با ترس و دلهره ، اما باز پا پس نمیکشم.. زندگی تقریبا عادی من با ماموریتی سخت و پیچیده، حذف آدم‌های اضافه و ورود آدم‌های جدید تغییر کرد .. آیا این ماموریت به قیمت جونم تموم میشه؟! یا یکی دیگه قربانی میشه؟! نمیدونم ، فقط میدونم اون بالاسری هرچیزی رو جای خودش قرار میده... ناظر: @Solmazheydarzadeh
×
×
  • اضافه کردن...