-
تعداد ارسال ها
35 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط .-.
-
اجتماعی، عاشقانه، رازآلود رمان به صرف سیگار مارلبرو | زهرا تیموری کاربر انجمن نودهشتیا
.-. پاسخی برای .-. ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
.- 25 پاسخ
-
- 6
-
-
همراهباجوایزویژه چالش دیالوگنویسی| انجمن نودهشتیا
.-. پاسخی برای Khakestar ارسال کرد در موضوع : چالش نودهشتیا
من حوا بودم، تو هم آدمی بودی که به جای فهمیدن عمق عشق، تنها به لذت آن فکر کردی. حالا که در جهنم خودمان گرفتاریم، شاید این تبعید فرصتی باشد برای یافتن حقیقتی که در سیب گم شده بود.- 10 پاسخ
-
- 5
-
-
-
اجتماعی، عاشقانه، رازآلود رمان به صرف سیگار مارلبرو | زهرا تیموری کاربر انجمن نودهشتیا
.-. پاسخی برای .-. ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
.- 25 پاسخ
-
- 8
-
-
اجتماعی، عاشقانه، رازآلود رمان به صرف سیگار مارلبرو | زهرا تیموری کاربر انجمن نودهشتیا
.-. پاسخی برای .-. ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
.- 25 پاسخ
-
- 8
-
-
اجتماعی، عاشقانه، رازآلود رمان به صرف سیگار مارلبرو | زهرا تیموری کاربر انجمن نودهشتیا
.-. پاسخی برای .-. ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
.- 25 پاسخ
-
- 8
-
-
صفحه نقد و معرفی رمان به صرف سیگار مالبرو | زهرا تیموری
.-. پاسخی برای .-. ارسال کرد در موضوع : صفحه نقد رمان ها
اولین نقدی که نسترن باشه چه شود...خستگیم و در کردی. مرسی ازت💋- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
صفحه نقد و معرفی رمان به صرف سیگار مالبرو | زهرا تیموری
.-. پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در صفحه نقد رمان ها
#رمان_به_صرف_سیگار_مارلبرو🚬 مقدمــــــــــه: یکی هست... یکی نیست. یکی محدود، یکی همیشگی. یکی تاریک، یکی روشن، یکی سکوت، یکی صدا. یکی تیره، یکی زلال، یکی پاییز، یکی بهار. یه آدم اشتباه با یه آدم نااشتباه وارد بازی میشن به نام زندگی اما باهم قد نمیکشن، دور هم پیچک نمیشن... رفاقت دیرینه دارن که دوستیشون به مشکل میخوره. این دو آدم، کدومشون موفق میشن اون یکی و تغییر بده؟ این زندگی به اشتباه کشیده میشه یا رو به درستی میره؟ خلاصـــــــــه: من زمین بودم، عاشق زهره؛ سیارهی دوقلوم. ظهری تابستونی و پر از هیاهو که عصری زمستونی زیر و روم کرد. دنیامو گرفت. گرمامو برد. ابری شدم؛ تاریک و سرد و نمور. یخم باید ذوب میشد تا تابستونم برمیگشت. سرما از حرارت میترسید و چکش توی دست گرما بود. باید رو سر قندیل میزد تا شکوفه رو درخت مینشست؟ تا زمین سبز میشد و گندمگزار خوشه میداد؟ تا پرنده لونه میکرد و چهچهه میون باغ دل میپیچید؟ لینک رمان:- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
اجتماعی، عاشقانه، رازآلود رمان به صرف سیگار مارلبرو | زهرا تیموری کاربر انجمن نودهشتیا
.-. پاسخی برای .-. ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
.- 25 پاسخ
-
- 11
-
-
اجتماعی، عاشقانه، رازآلود رمان به صرف سیگار مارلبرو | زهرا تیموری کاربر انجمن نودهشتیا
.-. پاسخی برای .-. ارسال کرد در موضوع : رمان های متروکه
.- 25 پاسخ
-
- 14
-
-
-
-
اجتماعی، عاشقانه، رازآلود رمان به صرف سیگار مارلبرو | زهرا تیموری کاربر انجمن نودهشتیا
.-. پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در رمان های متروکه
نام رمان: به صَرف سیگار مارلبرو🚬 نام نویسنده: زهرا تیموری ژانر: عاشقانه، اجتماعی پارت گذاری: هفتگی خلاصـــــــــه: یکی هست، یکی نیست. یکی محدود، یکی همیشگی. یکی تاریک، یکی روشن، یکی سکوت، یکی صدا. یکی تیره، یکی زلال، یکی پاییز، یکی بهار. یه آدم اشتباه با یه آدم نااشتباه وارد بازی میشن به نام زندگی اما باهم قد نمیکشن، دور هم پیچک نمیشن. رفاقت دیرینه دارن که دوستیشون به مشکل میخوره. این دو آدم، کدومشون موفق میشن اون یکی و تغییر بده؟ این زندگی به اشتباه کشیده میشه یا رو به درستی میره؟ مقدمـــــــــه: من زمین بودم، عاشق زهره؛ سیارهی دوقلوم. ظهری تابستونی و پر از هیاهو که عصری زمستونی زیر و روم کرد. دنیامو گرفت. گرمامو برد. ابری شدم؛ تاریک و سرد و نمور. یخم باید ذوب میشد تا تابستونم برمیگشت. سرما از حرارت میترسید و چکش توی دست گرما بود. باید رو سر قندیل میزد تا شکوفه رو درخت مینشست؟ تا زمین سبز میشد و گندمگزار خوشه میداد؟ تا پرنده لونه میکرد و چهچهه میون باغ دل میپیچید؟ لینک صفحه نقد رمان:- 25 پاسخ
-
- 15
-
-