امیراحمد
کاربر نودهشتیا-
تعداد ارسال ها
2 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط امیراحمد
-
تانکهای کهنه با روکشی خزهمانند در دور و اطراف شهر به حال خود رها شدهاند، ماشینها و کامیونهای باری سوخته و آتشگرفته بخش اعظم محیط شهر را در اختیار دارند. سیل عظیمی به جان ساختمانها و خیابانهای شهر افتاده و نیمی از بدنه آنها را تسخیر کرده است. چیزی جز صدای مهیب رعد و برق و بارش قطرات باران در محیط اطرافم طنین نمیاندازد. از پنجره آپارتمان فاصله میگیرم، به نزدیکی شومینه و آتش گرم میروم و بر روی مبل کهنه و فرسودهای مینشینم. گیتار را در دست میگیرم و شروع به نواختن و آواز خواندن میکنم: - آواز گیتارم گریه دلم را میخواند/ با هر نتی که مینوازد درد و غصههایم را می... ناگهان صدایی دورگه و خشن توجهم را به خود جلب میکند: - اون صدای لعنتی رو خفه کن دِنور ، میخوام یه دقیقه تو آرامش کبه مرگم رو بذارم. از شدت ناراحتی آهی میکشم و به آرامی ادای او را در میآورم: - میخَم کبه مرگم رَ بزا... صدای دورگه و خشنش من را از ادامه این کار منصرف میکند: - نشنیدم... چی بلغور کردی؟ جرئت داری یه بار دیگه بگو! - ه... ه... هیچی... من چیزی نگفتم. گیتار را کنار پایم میگذارم، تصویر یادگاری زن و فرزندانم را به همراه دیگر اعضای خانواده از روی میز کوچک و دایرهای شکلی که در کنارم قرار دارد بر میدارم و با نگاهی به آن به فکر فرو میروم. *** ( سیزده سال پیش) - همه چیز رو برداشتید؟چیزی را جا نذارید. - آره دِنوِر، حالا میشه زودتر حرکت کنیم؟ بیتوجه به حرفش ماشین را روشن میکنم، دنده را بر روی یک قرار میدهم و با بالا آوردن کلاج گاز را فشار میدهم. به محض این کار ماشین شروع به حرکت میکند. با احتیاط از پارک خارج میشوم و مسیر جاده را با عوض کردن دنده و بیشتر کردن سرعتم در پیش میگیرم. از کنار کامیونها و ماشینهای در حال حرکت رد میشوم و با رسیدن به چراغ قرمز به مانند بقیه ماشینهای دور و اطرافم با فشار دادن ترمز توقف میکنم. صدای داد و فریادهای بلند و دعوای بچهها اعصابم را به هم میریزد: - ابی رو پس بده. - نمیخوام... مال خودمه! - بابا! بابا ببینش...
- 1 پاسخ
-
- رمان شبی در رویا
- آثار امیراحمد
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
نام رمان: شبی در رویا نام نویسنده: امیراحمد | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: علمیتخیلی، فانتزی خلاصه: در جهانی که امید به آرامی میمیرد، سه روح شکسته در جستجوی پاسخهایی هستند که نباید یافت شوند. راهی که در تاریکی آغاز و به آزمایشگاهی ختم میشود که رازها را در خود دفن کرده است.جایی که هر پاسخی، سوالی مرگبارتر را بیدار میکند، و پایان، تنها آغازی برای ترسی عمیقتر است.
- 1 پاسخ
-
- 3
-
-
- رمان شبی در رویا
- آثار امیراحمد
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :