-
تعداد ارسال ها
1 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
آخرین بازدید کنندگان نمایه
بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.
دستاورد های Nastaran
-
Nastaran شروع به دنبال کردن کسی این رمان رو یادشه؟ کرد
-
سلام دوستان. دنبال اسم یک رمان PDF قدیمی ایرانی میگردم که حدود سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۷ خوندم. احتمال خیلی زیاد این رمان ابتدا به صورت «تایپ رمان» در یکی از انجمنهایی مثل نودهشتیا، 98ia، رمانسرا یا انجمنهای مشابه منتشر شده بود. نویسنده هم تا جایی که یادم هست اسم کاملش را ننوشته بود و فقط با حروف اختصاری معرفی شده بود (فکر میکنم حرف اول اسمش «م» بود، اما مطمئن نیستم). متأسفانه نه اسم کتاب یادم مانده، نه اسم نویسنده؛ اما بخش زیادی از داستان هنوز در ذهنم مانده است: - داستان در زمان معاصر اتفاق میافتاد و تا جایی که یادم هست، اولشخص روایت میشد. - شخصیت اصلی احتمالاً دختری به نام «مریم» بود (از این مورد مطمئن نیستم). - فضای داستان، تا جایی که یادم مانده، شبیه روستاهای جنوب یا بلوچستان بود؛ خانههای کاهگلی، باغهای بزرگ و حالوهوای محلی. - خانه پدربزرگ مادری دختر داخل یک باغ بزرگ بود و دایی او در قسمت دیگری از همان باغ، داخل خانهای با ایوان زندگی میکرد. باغ دایی با حصاری از باغ اصلی جدا شده بود. - دختر عاشق دایی خودش میشود. - بعدها مشخص میشود که بدن دایی توسط یک جن تسخیر شده بوده و آن کسی که با دختر رابطه داشته، در واقع یک جن بوده، نه خود دایی. - یادم هست دختر روی سینه دایی چیزی شبیه ترک، شکاف یا علامت عجیبی میبیند که به ماهیت واقعی او مربوط بود. - بعدها مشخص میشود که پدر خود دختر هم جن بوده و دختر در واقع نیمهجن است. - فکر میکنم آن جن با نوعی سم یا نیروی جادویی، دختر را به دنیای خودش پیوند میدهد تا او را به همسری بگیرد. - دختر در ادامه وارد دنیای جنها میشود، با یکی از بزرگان یا پسران ارشد یک قبیله جن ازدواج میکند و به مقام «بیبی اجنه» میرسد. - بعد از آن، انسانها و حتی جنها برای حل مشکلات ماورایی نزد او میآمدند. - یک صحنه خیلی مشخص یادم مانده که جنها برای تشکر، پوست پیاز داخل دامنش میریختند و بعداً آن پوست پیازها به طلا تبدیل میشدند. - فضای داستان ترکیبی از عاشقانه، ترسناک، فولکلور ایرانی و ماورایی بود. - در بخشهای مختلف داستان، آیات قرآن، دعاها و اذکار هم آورده میشد تا فضای داستان واقعیتر به نظر برسد. این رمان خیلی طولانی بود و احتمالاً فقط به صورت PDF در انجمنهای رمان منتشر شده بود و شاید هیچوقت چاپ رسمی نشده باشد. سالهاست دنبال این رمان میگردم اما هیچ اثری از آن پیدا نکردهام. اگر این داستان برایتان آشناست، یا اسم کتاب، اسم نویسنده، نام شخصیتها یا حتی بخشی از آن را به یاد دارید، لطفاً به من اطلاع بدهید. حتی کوچکترین سرنخ هم ممکن است کمک کند بعد از این همه سال بالاخره اسم این رمان را پیدا کنم. پیشاپیش از همه کسانی که وقت میگذارند و کمک میکنند، ممنونم. 🙏
- 2 پاسخ
-
- 1
-