A.Javdani 4 ارسال شده در پنجشنبه در 09:39 اشتراک گذاری ارسال شده در پنجشنبه در 09:39 (ویرایش شده) نام رمان: همچون ماه نویسنده: A.javdani | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: خلاصه: همچون ماه داستان زندگی دختری به نام آیسن است که بعد از دست دادن عزیز ترینی فرد زندگیش وارد دنیایی دیگه میشه.. مقدمه: می گویند هر انسانی یک سایه دارد ؛ اما من همیشه فکر میکردم سایه ی من ، جایی میان خاطرات خاک گرفته ی پدری جا مانده که نگاهش تمام دنیایم بود. وقتی رفت ، انگار جهان از حرکت ایستاد و من در سیاهچاله ی تنهایی ، به تنها چیزی که جواب منفی میدادم " ادامه ی زندگی" بود. اما تقدیری که برای من نوشته شده بود ، پیچیده تر از آن بود که با یک " نه " تمام شود. سال ها با همان رنگ چشمان پدری ، از دنیایی دور به زندگی ام بازگشت ، نفهمیدم که این یک معجزه است یا یک بازی بی رحمانه ی سرنوشت. ما غرق در پرونده های ناتمام عدالت و بازی های کثیف آدم بزرگ ها بودیم ، بی خبر از آنکه درست در لحظه ای که میخواستم تمام گذشته را در امضای یک سند ازدواج دفن کنم، شبحی از روز های تاریک ، برای گرفتن انتقام از راه رسید.. ویرایش شده پنجشنبه در 10:10 توسط سان آز 3 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
مدیر ارشد سان آز 3,422 ارسال شده در پنجشنبه در 10:06 مدیر ارشد اشتراک گذاری ارسال شده در پنجشنبه در 10:06 🌸درود خدمت شما نویسندهی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کردهاید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، میتوانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفهای و ویرایش نکاتِ گفتهشده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در تالار زیر، درخواست انتشار اثرتان را ثبت کنید: درخواست انتشار با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری