رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

هیچ مردی قرار نیست زندگی‌اش را به هم بریزد.

 

این تنها قانونی بود که رستا کیانی برای خودش داشت.

 

قانونی ساده؛ برای دختری که یاد گرفته بود روی پای خودش بایستد، در آشپزخانه‌ای پر از مردها کار کند و برای چیزی که می‌خواهد، بدون اینکه دستش را به سمت کسی دراز کند، بجنگد.

 

اما بعضی آدم‌ها شبیه یک اتفاق ساده وارد زندگی‌ات می‌شوند؛ نه با سر و صدا، نه با اجازه.

 

فقط یک روز می‌بینی چیزی در نگاهشان هست که نباید باشد.

 

یکی از گذشته می‌آید؛ با خاطره‌هایی که هنوز تمام نشده‌اند.

 

یکی از روبه‌رویت می‌ایستد؛ با لبخندی که نمی‌دانی باید جدی‌اش بگیری یا از آن فرار کنی.

 

و میان این دو، دختری ایستاده که هنوز نمی‌داند کدام نگاه خطرناک‌تر است؛ نگاهی که او را می‌شناسد، یا نگاهی که تازه دارد کشفش می‌کند.

 

گاهی آدم‌ها زندگی‌ات را با یک تصمیم بزرگ تغییر نمی‌دهند.

 

گاهی همه‌چیز از یک شب شروع می‌شود...

 

یک رستوران شلوغ.

 

یک بشقاب غذا.

 

و مردی که قرار نبود هیچ اهمیتی برایت داشته باشد.

 

اما بعضی قانون‌ها درست از جایی شکسته می‌شوند که فکر می‌کنی محکم‌ترینشان هستند.

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...