رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • مدیر کل

آموزش کامل و ساده ویراستاری برای نویسنده‌های رمان

وقتی اسم «ویراستاری» می‌آید، خیلی‌ها فکر می‌کنند قرار است فقط غلط‌های املایی متن را پیدا کنیم و چند تا ویرگول و نقطه بگذاریم. اما ویراستاری خیلی بیشتر از این حرف‌هاست.

یک متن خوب باید هم درست نوشته شده باشد، هم روان خوانده شود و هم ظاهر مرتب و حرفه‌ای داشته باشد.

ممکن است داستان فوق‌العاده‌ای داشته باشیم، شخصیت‌های جذابی بسازیم و حتی پایان خیلی خوبی طراحی کنیم؛ اما وقتی متن پر از غلط املایی، جمله‌های نامفهوم، علائم نگارشی اشتباه و فاصله‌گذاری‌های عجیب باشد، خواننده خیلی زود خسته می‌شود.

پس بیایید ویراستاری را از ساده‌ترین بخش شروع کنیم.


۱. نقطه (.)

نقطه در پایان یک جمله کامل می‌آید.

مثلاً:

«هوا سرد بود.»

«سارا وارد اتاق شد.»

«دیگر نمی‌خواستم او را ببینم.»

اما بعد از نقطه، جمله جدید باید با حرف بزرگ شروع شود؛ البته در فارسی مسئله بزرگی و کوچکی حروف نداریم.

اشتباه:

«هوا سرد بود، سارا وارد خانه شد.»

اگر دو جمله مستقل داریم، بهتر است آن‌ها را با نقطه جدا کنیم:

«هوا سرد بود. سارا وارد خانه شد.»

البته اگر دو جمله ارتباط نزدیکی داشته باشند، گاهی می‌توان از ویرگول و حرف ربط استفاده کرد:

«هوا سرد بود و سارا وارد خانه شد.»

نکته مهم

بعد از نقطه یک فاصله می‌گذاریم.

درست:

«به خانه برگشتم. کسی آنجا نبود.»

غلط:

«به خانه برگشتم.کسی آنجا نبود.»


۲. ویرگول (،)

ویرگول یکی از پرکاربردترین علائم نگارشی در رمان است.

از ویرگول برای ایجاد یک مکث کوتاه، جدا کردن بخش‌های جمله و جدا کردن موارد هم‌پایه استفاده می‌کنیم.

مثلاً:

«علی، رضا، سارا و مریم به خانه آمدند.»

یا:

«وقتی به خانه رسیدم، همه خواب بودند.»

یا:

«راستش را بخواهی، دیگر حوصله بحث کردن ندارم.»

ویرگول باعث می‌شود جمله راحت‌تر خوانده شود.

مثلاً:

«اگر می‌دانستم قرار است برگردی زودتر می‌آمدم.»

خواندن این جمله سخت است.

بهتر:

«اگر می‌دانستم قرار است برگردی، زودتر می‌آمدم.»

یک اشتباه رایج

قبل از ویرگول فاصله نمی‌گذاریم.

غلط:

«سارا ، به من نگاه کرد.»

درست:

«سارا، به من نگاه کرد.»

یعنی:

کلمه + ویرگول + فاصله + کلمه

۳. نقطه‌ویرگول (؛)

نقطه‌ویرگول چیزی بین ویرگول و نقطه است.

وقتی دو جمله به هم ارتباط زیادی دارند، اما بهتر است کاملاً از هم جدا شوند، می‌توانیم از نقطه‌ویرگول استفاده کنیم.

مثلاً:

«خیلی خسته بودم؛ بااین‌حال نمی‌توانستم بخوابم.»

یا:

«باران شدیدتر شد؛ همه به سمت خانه دویدند.»

در رمان معمولاً لازم نیست بیش از حد از نقطه‌ویرگول استفاده کنید. اگر شک دارید، اغلب نقطه انتخاب ساده‌تر و خواناتری است.

۴. علامت سؤال (؟)

وقتی جمله پرسشی است، در پایان آن علامت سؤال می‌آید.

«کجا بودی؟»

«چرا به من نگفتی؟»

«واقعاً می‌خواهی بروی؟»

حتی اگر سؤال با کلماتی مثل «مگر»، «آیا» یا «چرا» شروع نشده باشد، اگر جمله حالت پرسشی داشته باشد، علامت سؤال لازم است.

مثلاً:

«تو واقعاً می‌خواهی من بروم؟»

اشتباه رایج

از چند علامت سؤال پشت سر هم استفاده نکنید:

«چرا رفتی؟؟؟»

یا:

«چرا رفتی؟؟؟؟؟»

در متن حرفه‌ای:

«چرا رفتی؟»

اگر شخصیت خیلی عصبانی یا هیجان‌زده است، بهتر است این احساس را از طریق توصیف نشان بدهیم:

«با عصبانیت فریاد زد: «چرا رفتی؟!»»

۵. علامت تعجب (!)

برای نشان دادن تعجب، هیجان، خشم، ترس یا تأکید استفاده می‌شود.

«وای!»

«باورم نمی‌شه!»

«برو بیرون!»

«تو اینجا چه کار می‌کنی!»

اما یکی از اشتباهات رایج در رمان‌های اینترنتی، استفاده بیش از حد از علامت تعجب است.

مثلاً:

«نهههههههههههههه!!!»

«تو این کارو کردی؟؟؟؟؟!!!!»

«وای خدای من!!!!!!!!!»

این مدل نوشتن شاید در چت قابل قبول باشد، اما در یک متن داستانی حرفه‌ای بهتر است کنترل شود.

بهتر:

««نه!»»

یا:

«با ناباوری فریاد زد: «تو این کار را کردی؟!»»


۶. دو نقطه (:)

دو نقطه معمولاً زمانی استفاده می‌شود که قرار است بعد از آن توضیح، مثال، فهرست یا نقل‌قولی بیاید.

مثلاً:

«فقط یک چیز می‌خواستم: حقیقت.»

یا:

«سه چیز لازم داشتم: پول، زمان و شجاعت.»

در دیالوگ هم می‌توانیم از آن استفاده کنیم:

«مادرش گفت: «امشب زود برگرد.»»

دقت کنید که قبل از دو نقطه فاصله نمی‌گذاریم.

غلط:

«گفت : «بیا.»»

درست:

«گفت: «بیا.»


۷. علامت نقل‌قول (« »)

در فارسی برای نشان دادن دیالوگ یا نقل مستقیم حرف یک نفر، معمولاً از گیومه استفاده می‌کنیم.

مثلاً:

«من نمی‌خواستم این اتفاق بیفتد.»

مادرش گفت: «امشب خانه بمان.»

 البته در رمان بهتر است دیالوگ‌ها را واضح و منظم از هم جدا کنیم تا خواننده گم نشود.


۸. سه‌نقطه (...)

سه‌نقطه برای نشان دادن مکث، ناتمام ماندن جمله، تردید یا حذف بخشی از جمله استفاده می‌شود.

مثلاً:

«من... نمی‌دونم چی باید بگم.»

یا:

«اگر فقط یک بار دیگر برگردی...»

گاهی سه‌نقطه برای ایجاد حس تعلیق استفاده می‌شود:

«دستش را روی دستگیره گذاشت و در را باز کرد...»

اما یک نکته مهم:

سه‌نقطه را تبدیل به عادت نکنید.

اگر در هر دو خط یک بار بنویسیم:

«خب... نمی‌دونم... شاید... بهتره...»

متن بعد از مدتی خسته‌کننده می‌شود.

۹. پرانتز ( )

پرانتز برای توضیح اضافی یا اطلاعات جانبی استفاده می‌شود.

مثلاً:

«او در سال ۱۳۹۸ (سه سال قبل از اتفاقات داستان) از شهر رفت.»

اما در رمان بهتر است زیاد از پرانتز استفاده نکنیم.

به جای:

«سارا وارد اتاق شد (اتاقی که سال‌ها در آن زندگی کرده بود).»

می‌توان نوشت:

«سارا وارد اتاق شد؛ همان اتاقی که سال‌ها در آن زندگی کرده بود.»

این حالت معمولاً داستانی‌تر و روان‌تر است.


۱۰. خط تیره (-) و خط گفت‌وگو

در بعضی سبک‌های نوشتاری برای جدا کردن دیالوگ‌ها از خط تیره استفاده می‌شود:

ـ کجا بودی؟

ـ بیرون.

ـ با کی؟

اما اگر قرار است از این روش استفاده کنید، از ابتدا تا پایان رمان یکدست باشید.

یعنی یک‌جا از خط تیره استفاده نکنید و چند فصل بعد ناگهان گیومه بگذارید.

برای رمان‌های فارسی، هر دو شیوه رایج‌اند:

ـ کجا بودی؟

یا:

کجا بودی؟

مهم‌تر از انتخاب روش، ثبات در استفاده از آن است.

  • لایک 2
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر کل

 

۱۱. فاصله و نیم‌فاصله؛ یکی از مهم‌ترین بخش‌های ویراستاری

این قسمت شاید در نگاه اول ساده باشد، اما ظاهر متن را بسیار حرفه‌ای‌تر می‌کند.

مثلاً:

می روم

می‌روم

می شود

می‌شود

نمی توانم

نمی‌توانم

«می» و «نمی» در این حالت معمولاً با نیم‌فاصله به فعل متصل می‌شوند.

مثلاً:

«می‌خواهم
می‌روم
نمی‌دانم
نمی‌توانم
می‌خندید
نمی‌خواست»

۱۲. پسوندها و نیم‌فاصله

بعضی پسوندها هم بهتر است با نیم‌فاصله نوشته شوند.

مثلاً:

«خانه‌ام
دوستت
کتاب‌ها
بچه‌ها
حرف‌هایم
نوشته‌ام»

اشتباه:

«خانه ام»

«کتاب ها»

«حرف هایم»

البته بعضی ترکیب‌ها بسته به ساختار واژه شکل متفاوتی دارند، اما برای شروع همین قانون کاربردی را به خاطر بسپارید:

اگر دو بخش از نظر معنایی به هم وابسته‌اند اما نمی‌خواهیم کاملاً به هم بچسبند، نیم‌فاصله به کار می‌رود.

۱۳. «به» همیشه نیم‌فاصله نمی‌گیرد

یکی از اشتباهات رایج این است که نویسنده هر جا «به» می‌بیند، آن را می‌چسباند.

مثلاً:

«به‌خانه رفتم. »

درست:

«به خانه رفتم. »

اما در بعضی واژه‌های مرکب:

«به‌خاطر»

«به‌راحتی»

«به‌سرعت»

می‌توان از نیم‌فاصله استفاده کرد.

پس «به» را بی‌دلیل به کلمه بعدی نچسبانید.


۱۴. «که» را جدا بنویسید

«که» معمولاً جدا نوشته می‌شود:

«فکر می‌کنم که او راست می‌گوید.»

نه:

«فکر می‌کنم‌که او راست می‌گوید.»

همین‌طور:

«دختری که دیدم...»

«می‌دانستم که برمی‌گردد.»


۱۵. «را» را جدا بنویسید

این یکی بسیار مهم است.

درست:

«کتاب را برداشتم.»

«او را دیدم.»

«حرفت را فهمیدم.»

غلط:

«کتاب‌را برداشتم.»

«اورا دیدم.»

«حرفت‌را فهمیدم.»

«را» یک واژه مستقل است و باید با فاصله نوشته شود.

۱۶. «می‌» و «نمی‌» را با نیم‌فاصله بنویسید

این قانون را جدی بگیرید:

«می‌روم
می‌خوابم
می‌دانم
نمی‌خواهم
نمی‌روم
نمی‌دانست»

نه:

«میروم
می روم
نمی روم
نمیدانم»

در متن‌های طولانی، رعایت همین مورد به‌تنهایی ظاهر نوشته را خیلی حرفه‌ای‌تر می‌کند.

۱۷. کلمات محاوره‌ای در دیالوگ

در رمان‌های عاشقانه، دیالوگ‌ها معمولاً محاوره‌ای هستند.

پس لازم نیست همه شخصیت‌ها مثل کتاب درسی صحبت کنند.

مثلاً:

«من نمی‌خواهم با تو صحبت کنم.»

می‌تواند در دیالوگ محاوره‌ای تبدیل شود به:

«من نمی‌خوام باهات حرف بزنم.»

اما نکته مهم این است که محاوره‌ای نوشتن با غلط نوشتن فرق دارد.

مثلاً:

«میخام برم خونه.»

اگر سبک محاوره‌ای انتخاب کرده‌ایم، بهتر است:

«می‌خوام برم خونه.»

یا:

«نمیدونم چیکار کنم.»

بهتر:

«نمی‌دونم چیکار کنم.»

پس محاوره‌ای بودن به معنی بی‌قاعده بودن متن نیست.

۱۸. یکدست بودن لحن

اگر شخصیت در یک فصل این‌طور صحبت می‌کند:

«نمی‌خوام برم.»

نباید دو صفحه بعد ناگهان بگوید:

«نمی‌خواهم به آن مکان بروم.»

مگر اینکه دلیل داستانی داشته باشد.

لحن شخصیت‌ها باید تا حد امکان با شخصیت، سن، موقعیت و فضای داستان هماهنگ باشد.

مثلاً یک دختر نوجوان احتمالاً با یک استاد دانشگاه یا پیرمرد هفتادساله دقیقاً یک‌جور صحبت نمی‌کند.

۱۹. پاراگراف‌بندی

یک متن طولانی بدون پاراگراف مثل یک دیوار بزرگ است.
خواننده با دیدن یک صفحه پر از متن فشرده، حتی اگر داستان عالی باشد، ممکن است خسته شود.

پس وقتی:

- موضوع عوض می‌شود،
- شخصیت دیگری وارد گفت‌وگو می‌شود،
- زمان یا مکان تغییر می‌کند،
- اتفاق مهمی رخ می‌دهد،

بهتر است پاراگراف جدید ایجاد کنیم.

مثلاً:

«وارد اتاق شدم. چراغ خاموش بود. چند لحظه همان‌جا ایستادم تا چشم‌هایم به تاریکی عادت کند.»

«ناگهان صدایی از پشت سرم آمد.»

«ـ بالاخره اومدی؟»

این شکل خواندن بسیار راحت‌تر است.

۲۰. دیالوگ‌ها را درست جدا کنید

وقتی شخصیت جدیدی صحبت می‌کند، بهتر است دیالوگ او در پاراگراف جدید قرار بگیرد.

اشتباه:

«ـ کجا بودی؟ ـ بیرون. ـ با کی؟ ـ با دوستم.»

این حالت خواننده را گیج می‌کند.

بهتر:

ـ کجا بودی؟

ـ بیرون.

ـ با کی؟

ـ با دوستم.

یا:

«کجا بودی؟»

«بیرون.»
«با کی؟»

«با دوستم.»
 

 

  • لایک 2
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر کل


۲۱. افعال را بی‌دلیل پشت سر هم نچینید

یکی از مشکلات رایج متن‌های داستانی، استفاده زیاد از فعل‌های تکراری است.

مثلاً:

«وارد اتاق شد و نشست و کیفش را باز کرد و کتاب را برداشت و شروع به خواندن کرد و بعد دوباره بلند شد و به سمت پنجره رفت.»

این جمله بیش از حد کش‌دار است.

بهتر:

«وارد اتاق شد و نشست. کیفش را باز کرد و کتاب را بیرون آورد. چند صفحه خواند، اما خیلی زود دوباره بلند شد و به سمت پنجره رفت.»

جمله‌های کوتاه‌تر همیشه بهتر نیستند؛ اما ترکیب جمله‌های کوتاه و بلند، متن را روان‌تر می‌کند.

۲۲. جمله‌های بیش از حد طولانی

اگر خواننده مجبور شود وسط جمله برگردد و دوباره از اول بخواند، احتمالاً جمله نیاز به ویرایش دارد.

مثلاً:

«وقتی سارا که از اتفاقات چند روز گذشته ناراحت بود و از طرفی هم نمی‌خواست با مادرش درباره چیزی که اتفاق افتاده بود صحبت کند وارد خانه شد، متوجه شد که کسی در خانه نیست و همین باعث شد بیشتر نگران شود.»

می‌توان آن را تقسیم کرد:

«سارا از اتفاقات چند روز گذشته ناراحت بود. از طرفی نمی‌خواست با مادرش درباره اتفاقی که افتاده بود صحبت کند. وقتی وارد خانه شد، متوجه شد کسی آنجا نیست. همین موضوع نگرانی‌اش را بیشتر کرد.»

معنا همان است، اما خواندن راحت‌تر شده.

۲۳. تکرار کلمات

در هنگام نوشتن ممکن است یک کلمه را چند بار پشت سر هم استفاده کنیم.

مثلاً:

«خیلی خیلی خیلی ناراحت بود.»

یا:

«به چشمانش نگاه کردم. چشمانش پر از اشک بود و از چشمانش می‌شد فهمید...»

این تکرارها را هنگام ویراستاری پیدا کنید.

مثلاً:

«به چشمانش نگاه کردم. پر از اشک بودند و غم عجیبی در آن‌ها موج می‌زد.»

۲۴. تکرار «بود» و «کرد»

در بعضی متن‌ها تقریباً همه جمله‌ها با «بود» یا «کرد» تمام می‌شوند.

مثلاً:

«وارد اتاق شد و نشست.
به من نگاه کرد.
لبخند زد و بلند شد.
در را باز کرد و بیرون رفت.»

البته استفاده از این افعال کاملاً طبیعی است، اما اگر بیش از حد تکرار شوند، متن یکنواخت می‌شود.

گاهی می‌توان جمله را بازنویسی کرد:

«وارد اتاق شد. لبخند کوتاهی زد و کنار پنجره نشست.»

یا:

«با دیدنم لبخند کوتاهی روی لبش نشست.»

۲۵. «را» و جای درست آن

گاهی جمله به دلیل جای نامناسب «را» عجیب به نظر می‌رسد.

مثلاً:

«من کتاب را دیروز از کتابخانه گرفتم.»

اشتباه نیست، اما طبیعی‌تر:

«من دیروز کتاب را از کتابخانه گرفتم.»

در رمان، فقط درست بودن جمله کافی نیست؛ روان بودنش هم مهم است.

۲۶. فعل‌های اضافی را حذف کنید

گاهی نویسنده جمله را بیش از حد توضیح می‌دهد.

مثلاً:

«به سمت او رفت و شروع کرد به راه رفتن به سمتش.»

«رفت» کافی است.

یا:

«با چشمان خودش دید که...»

اگر شخص با چشم دیده، معمولاً نیازی به «با چشمان خودش» نیست.

«خودش شخصاً به آنجا رفت.»

«خودش» و «شخصاً» تقریباً یک معنی دارند.


۲۷. صفت‌های زیاد، متن را سنگین می‌کنند

مثلاً:

«دختر زیبای جذاب و دوست‌داشتنی با موهای بلند و مشکی و چشمان درشت و زیبایش وارد اتاق شد.»

این حجم از توصیف در یک جمله خسته‌کننده است.

بهتر:

«دختر وارد اتاق شد. موهای بلند و مشکی‌اش روی شانه‌هایش ریخته بود و چشمان درشتش، خستگی عجیبی داشت.»

توصیف را پخش کنید.

لازم نیست تمام ظاهر شخصیت را در اولین ورودش به خواننده تحویل بدهیم.

۲۸. «به‌خاطر» یا «بخاطر»؟

در نوشتار رسمی، شکل درست‌تر:

«به‌خاطر»

است.

مثلاً:

«به‌خاطر تو برگشتم.»

نه:

«بخاطر تو برگشتم.»

۲۹. «می‌خواهم» یا «میخوام»؟

در متن رسمی و روایت داستان:

«می‌خواهم»

در دیالوگ محاوره‌ای:

«می‌خوام»

هر دو می‌توانند در جای مناسب خودشان درست باشند.

مثلاً:

روایت:

«نمی‌خواستم به او چیزی بگویم.»

دیالوگ:

««نمی‌خواستم بهت چیزی بگم.»»

این تفاوت را حفظ کنید.

۳۰. «می‌روم» یا «میروم»؟

درست:

«می‌روم.»

غلط:

«میروم.»

و در حالت محاوره‌ای:

«می‌رم.»
 

 

  • لایک 2
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر کل

 

۳۱. اعداد را یکدست بنویسید
اگر متن فارسی است، بهتر است شیوه نوشتن اعداد یکدست باشد.

مثلاً:

«۲۵ ساله»

یا:

«بیست‌وپنج ساله»

هر دو ممکن است در متن استفاده شوند، اما بهتر است در کل اثر یک سبک را انتخاب کنید.

همچنین:

«۱۰ شب»

و چند خط بعد:

«ده شب»

بدون دلیل تغییر نکنید.

۳۲. کلمات انگلیسی را بی‌دلیل وارد متن نکنید

اگر معادل فارسی مناسب وجود دارد، معمولاً استفاده از آن متن را یکدست‌تر می‌کند.

اما در دیالوگ شخصیت‌ها ممکن است استفاده از واژه‌های انگلیسی طبیعی باشد.

مثلاً:

«اوکی، فردا می‌بینمت.»

در یک گفت‌وگوی امروزی طبیعی است.

اما اگر در تمام متن از واژه‌های انگلیسی بی‌دلیل استفاده کنیم، ممکن است متن شلوغ شود.

۳۳. غلط‌های رایج املایی

چند نمونه مهم:

می‌خواهم
می‌خوام در دیالوگ محاوره‌ای
میخام

می‌شود
میشه در دیالوگ محاوره‌ای
میشه‌

می‌دانم
میدانم

نمی‌دانم
نمیدونم در نوشتار محاوره‌ای استاندارد

حتماً
حتما بهتر است با نشانه درست نوشته شود.

مسئله
مساله در برخی شیوه‌های نوشتاری دیده می‌شود، اما «مسئله» شکل رایج و معیار است.

مسئول
مسول

مؤثر
موثر در نوشتار ساده هم دیده می‌شود، اما شکل دقیق‌تر «مؤثر» است.


۳۴. «ه» و «ۀ»

در ترکیب‌هایی مثل:

«خانه‌ی من»

می‌توان از نیم‌فاصله استفاده کرد.

در نوشتار رسمی‌تر:

«خانهٔ من»

اما برای رمان‌های امروزی، شکل «خانه‌ی من» بسیار رایج و خواناست.

مهم این است که در کل متن یک شیوه را انتخاب کنید و همان را ادامه دهید.

۳۵. فاصله قبل و بعد از علائم نگارشی

این قانون را می‌توانید مثل یک فرمول حفظ کنید:

قبل از علامت نگارشی فاصله نداریم؛ بعد از آن معمولاً یک فاصله داریم.

درست:

«سلام، خوبی؟»

غلط:

«سلام ، خوبی ؟»

درست:

«واقعاً؟»

غلط:

«واقعاً ؟»

درست:

«او گفت: «برو.»»

غلط:

«او گفت : «برو .»»


۳۶. علائم نگارشی را به هم نچسبانید

مثلاً:

««چی؟!» »

در شرایط خاص قابل استفاده است.

اما:

««چی؟؟؟!!!» »

این حالت بیشتر شبیه پیام‌رسان‌هاست تا متن داستانی حرفه‌ای.


۳۷. یک نکته مهم درباره دیالوگ‌ها

دیالوگ قرار نیست فقط اطلاعات داستان را منتقل کند.

آدم‌ها همیشه مستقیم حرف نمی‌زنند.

مثلاً:

«ـ چرا ناراحتی؟»

«ـ ناراحت نیستم.»

اما خواننده می‌داند که هست.

این نوع دیالوگ طبیعی‌تر است.

به جای اینکه شخصیت‌ها همه چیز را توضیح بدهند:

«ـ من ناراحتم چون تو دیروز به من گفتی که دیگر دوستم نداری و این حرفت باعث شد خیلی ناراحت شوم.»

می‌توان نوشت:

«ـ هنوز ناراحتی؟»

«ـ نه.»

«ـ پس چرا نگام نمی‌کنی؟»

«ـ چون اگه نگات کنم، دوباره دلم می‌خواد باور کنم.»

دیالوگ هم اطلاعات می‌دهد، هم احساس می‌سازد.

۳۸. ویراستاری فقط غلط‌گیری نیست

بعد از اینکه غلط‌های املایی و علائم نگارشی را درست کردید، یک بار دیگر متن را بخوانید.

این بار دنبال این چیزها باشید:

آیا جمله طبیعی است؟

آیا کلمه‌ای تکرار شده؟

آیا جمله بیش از حد طولانی است؟

آیا دیالوگ طبیعی به نظر می‌رسد؟

آیا اتفاقات با هم تناقض ندارند؟

آیا زمان افعال درست است؟

آیا شخصیت ناگهان رفتاری برخلاف شخصیت‌پردازی‌اش انجام نداده؟

این مرحله را می‌توان ویرایش زبانی و محتوایی دانست.

۳۹. مراقب تناقض‌های داستانی باشید

ویراستاری فقط مربوط به جمله‌ها نیست.

مثلاً در فصل اول نوشته‌اید:

«سارا ۲۲ ساله بود.»

اما صد صفحه بعد:

«سارا که حالا ۲۰ سال داشت...»

این یک خطای داستانی است.

یا:

«شخصیت گفته ماشین ندارد.»

اما چند فصل بعد:

«سوار ماشین خودش شد.»

ویراستار باید چنین تناقض‌هایی را هم پیدا کند.


۴۰. زمان افعال را کنترل کنید

گاهی نویسنده وسط یک صحنه ناگهان زمان فعل را تغییر می‌دهد.

مثلاً:

«وارد اتاق شد و به من نگاه می‌کند.»

بهتر:

«وارد اتاق شد و به من نگاه کرد.»

یا اگر کل روایت زمان حال است:

«وارد اتاق می‌شود و به من نگاه می‌کند.»

مگر اینکه تغییر زمان کاملاً عمدی و داستانی باشد.

۴۱. هنگام ویراستاری با صدای بلند بخوانید

این یکی از بهترین روش‌هاست.

متن را با صدای آرام برای خودتان بخوانید.

اگر جایی زبانتان گیر کرد، احتمالاً جمله نیاز به اصلاح دارد.

مثلاً:

«وقتی که او را دیدم احساس کردم که انگار چیزی درون قلبم به وجود آمده است که باعث شده بود احساس عجیبی داشته باشم.»

وقتی با صدای بلند بخوانید، خودتان متوجه می‌شوید که جمله سنگین است.

می‌توان نوشت:

«وقتی دیدمش، حس عجیبی در قلبم نشست.»

گاهی گوش ما زودتر از چشم، جمله بد را پیدا می‌کند.

۴۲. متن را یک‌باره ویرایش نکنید

اگر رمان تمام شده، بهتر است چند مرحله برای ویرایش داشته باشید.

مرحله اول: غلط‌گیری

غلط‌های املایی، تایپی و کلمات اشتباه.

مرحله دوم: علائم نگارشی

نقطه، ویرگول، علامت سؤال، گیومه، دو نقطه و...
 

مرحله سوم: فاصله و نیم‌فاصله

مثل:

«می‌روم
خانه‌ام
کتاب‌ها
به‌خاطر»

مرحله چهارم: ویرایش جمله‌ها

جمله‌های طولانی، تکراری و سنگین.

مرحله پنجم: ویرایش داستانی

تناقض‌ها، سن شخصیت‌ها، زمان‌ها، مکان‌ها، اتفاقات و منطق داستان.

مرحله ششم: خواندن نهایی

متن را مثل یک خواننده بخوانید، نه مثل نویسنده.

۴۳. یک چک‌لیست ساده برای ویراستاری رمان

قبل از اینکه رمان را منتشر کنید، این موارد را بررسی کنید:

☐ غلط‌های املایی اصلاح شده‌اند.

☐ «می» و «نمی» درست نوشته شده‌اند.

☐ نیم‌فاصله‌ها رعایت شده‌اند.

☐ قبل از علائم نگارشی فاصله وجود ندارد.

☐ بعد از علائم نگارشی فاصله مناسب وجود دارد.

☐ دیالوگ‌ها از هم جدا هستند.

☐ پاراگراف‌ها بیش از حد طولانی نیستند.

☐ زمان افعال یکدست است.

☐ کلمات تکراری بیش از حد وجود ندارند.

☐ جمله‌های خیلی طولانی اصلاح شده‌اند.

☐ دیالوگ‌ها طبیعی هستند.

☐ لحن شخصیت‌ها یکدست است.

☐ سن و مشخصات شخصیت‌ها تناقض ندارند.

☐ مکان‌ها و زمان اتفاقات با هم جور هستند.

☐ اتفاقات داستانی با فصل‌های قبلی تناقض ندارند.

☐ از علامت تعجب و سؤال بیش از حد استفاده نشده.

☐ سه‌نقطه تبدیل به عادت نویسنده نشده است.

☐ متن از نظر ظاهری مرتب و خوانا است.


یک مثال قبل و بعد از ویراستاری

قبل:

«سارا وارد اتاق شد ،خیلی ناراحت بود و اصلا نمیدونست چیکار باید بکنه.به سمت پنجره رفت و به بیرون نگاه کرد، بارون میومد و هوا خیلی سرد بود.همون موقع صدای در اومد. برگشت و گفت کیه؟؟؟ ولی کسی جواب نداد...»

بعد:

«سارا وارد اتاق شد. خیلی ناراحت بود و اصلاً نمی‌دانست باید چه کار کند. به سمت پنجره رفت و بیرون را نگاه کرد. باران می‌بارید و هوا سرد بود. همان لحظه صدای در آمد. برگشت و گفت:

ـ کیه؟

جوابی نیامد...»

می‌بینید؟

داستان عوض نشده است.

ما فقط فاصله‌ها، نیم‌فاصله‌ها، علائم نگارشی، پاراگراف‌بندی، جمله‌بندی و شکل دیالوگ را اصلاح کردیم.

همین تغییرات ساده می‌توانند ظاهر یک رمان را از یک متن خام به یک متن حرفه‌ای‌تر تبدیل کنند.


حرف آخر

ویراستاری قرار نیست شخصیت و سبک نویسنده را از بین ببرد.

اگر نویسنده‌ای آگاهانه دیالوگ‌های محاوره‌ای می‌نویسد، قرار نیست ویراستار همه آن‌ها را رسمی کند.

اگر نویسنده سبک خاصی دارد، قرار نیست متنش را تبدیل به نوشته‌ای بی‌روح و کتابی کنیم.

کار ویراستار این نیست که صدای نویسنده را عوض کند؛ کارش این است که کمک کند صدای نویسنده واضح‌تر شنیده شود.

پس وقتی رمانتان را ویرایش می‌کنید، فقط دنبال غلط نگردید.

از خودتان بپرسید:

آیا خواننده راحت می‌خواند؟

آیا جمله‌ها طبیعی‌اند؟

آیا متن ریتم خوبی دارد؟

آیا دیالوگ‌ها شبیه حرف زدن آدم‌های واقعی‌اند؟

آیا ظاهر متن مرتب است؟

و مهم‌تر از همه:

آیا چیزی که در ذهن من بوده، همان چیزی است که خواننده از روی متن دریافت می‌کند؟

اگر جواب این سؤال آخر «بله» باشد، شما فقط غلط‌گیری نکرده‌اید؛ واقعاً ویراستاری کرده‌اید.

 

  • لایک 4
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...