رائوزین 445 ارسال شده در 31 مهر اشتراک گذاری ارسال شده در 31 مهر (ویرایش شده) داستان کوتاه اتاق 211 نویسنده: رائوزین وِهالت | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: معمایی، ماورایی،ترسناک مقدمه: بعضی درهارا نباید باز کرد نه به این دلیل که پشتشان هیولا یا روحی سرگردان پنهان شده، بلکه چون چیزی آن سوی در منتظر است که آرامآرام، بیصدا، جای تو را بگیرد. میگویند در شمال کشور، میان جادهای مهآلود، هتلی قدیمی قرار دارد که سالهاست با همان ظاهر فرسوده پابرجاست. هتلی با دویستوده اتاق؛ نه بیشتر، نه کمتر. اما مسافرانی بودهاند که قسم خوردهاند نیمهشب، هنگام عبور از راهرو، دری را دیدهاند که روی پلاکش فقط یک عدد حک شده بود: ۲۱۱ صبح روز بعد، آن در ناپدید شده است. مدیر هتل همیشه با لبخندی کوتاه میگوید: «اینجا همچین اتاقی وجود نداره.» با این حال، هر چند سال یکبار، کسی ناپدید میشود. نه جسدی پیدا میشود، نه اثری از فرار. فقط آدمی برمیگردد که چهرهاش همان است... اما دیگر خودش نیست. و شاید ترسناکترین حقیقت این باشد که هیچکس متوجه این تغییر نمیشود؛ هیچکس، جز خودِ او. اگر روزی گذرت به آن هتل افتاد و در انتهای راهرو دری را دیدی که روی آن نوشته شده بود ۲۱۱... هرگز دستت را سمت دستگیره نبر. بعضی درها، فقط یک بار باز میشوند. ویرایش شده 31 مهر توسط رائوزین لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری