ایلماه 48 ارسال شده در دیروز در 16:33 اشتراک گذاری ارسال شده در دیروز در 16:33 خلاصه: در روزگارانی که مرز میان ستایش و نیاز، با خون نفاق آلوده گشته، جهانی بر دو ستونِ ناهمخوان استوار است: ستونی از نور بیکران که در سکوت مهربانی میتابد، و ستونی از تاریکی مکر که در پناه نیازهای گذرا، راه کج مینماید. در این میان، انسانی میان دو پیمان گرفتار است؛ پیمانی که بر عشق و پیمانی که بر طلب بنا شده. آیا در میان این آشفتگی، حقیقتی فراتر از دعا و خیانت، راه بازگشت را خواهد یافت؟ مقدمه: در جام جهانبین، نه صفا ماند و نه نوری ما خیل نادان، غرق جهل و ظلمت کوری پرستش میکنیم آن یک را، ز ترس سایه کز شرِّ اهرمن، شاید بمانیم… سوت و کوری تو ای دختر، بنگر به این تکرار بیهوده که ابلیس، در دل ما خانه کرده، آسوده نه عدلی در میان است و نه نوری در این افلاک فقط ما ماندهایم و… این تقدیر آلوده 1 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ایلماه 48 ارسال شده در 5 ساعت قبل سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 5 ساعت قبل در قعر زمین و در ژرفای آسمانها، آفریدگار بر جایگاه نظارت نشسته بود؛ چشم به تماشای بندگان زمینی و عزیزان خویش داشت. در سوی دیگر، اهرمن، پشت درهای بسته، با نجواهایی لرزان با آن کردگار بیهمتا و ایزد والا سخن میگفت؛ او با چشمانی اشکبار، در انتظار گشوده شدن در بود. اما نه آن در گشوده میشد و نه اهرمن میتوانست برای رسیدن به شوق دیدار معشوقش، قدمی بردارد. آهی از عمق جانش برخواست و برای سجده، سر به خاک نهاد و گفت: - ای آفریدگار بیهمتای من! مرا از پیش خود به خاطر مشتی خاک راندی و اکنون بر تماشای بندگانت نشستهای؟ همان کسانی که اگر پایشان به وسوسههای من باز شود، به جای پرستش تو، مرا برای سروری برمیگزینند! قسم به آن نوری که از شما زاده شده است، که من میتوانم کاری کنم که حتی در سختترین لحظات نیز، شما را به یاد نیاورند! پروردگار به کلام زادهی آتش گوش میسپرد، ولیکن تا دم رسیدن زمان، پاسخی به اهرمن نمیداد. سرانجام، اهرمن سر از زمین بلند کرد؛ و در میانهی برخاستن از جای، آخرین نگاه لبریز از عشقش را به سوی آسمانها افکند و نجوا کرد: - ای آفریدگار من! منتظر آن روز باش که با نفرتم از زمینیان کاری میکنم عزیز کردهتان، تنها به سبب من، شما را با کلامی ناخوش و بدخواهانه خطاب کنند. 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری