ژینا 2 ارسال شده در یکشنبه در 22:32 اشتراک گذاری ارسال شده در یکشنبه در 22:32 رمان وقتی خورشید نمایان شد نویسنده: ژینا | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه خلاصه: آخرین روز های بهار بود؛ دقیق یادم نیست چه روزی بود، یا کدام روز هفته اما به خوبی به یاد می آورم که چه اتفاقی افتاد و چه شد به من در آن روز بهاری... بعدها که این موضوع را برای خواهرم خورشید تعریف کردم، با چشمانی برق برقی به من خیره شد و گفت :«اولین لحظه دیدار... اولین شوق جوانی! وای چه شود اگر این را برای دوستانم تعریف کنم.» من هنوز بعد از گذشت ده سال، وقتی به آن روز فکر میکنم، ناخودآگاه لبخندی تا بناگوش بر لبانم ظاهر میشود؛ 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
مدیر کل هانیه پروین 3,709 ارسال شده در دیروز در 03:52 مدیر کل اشتراک گذاری ارسال شده در دیروز در 03:52 🌸درود خدمت شما نویسندهی عزیز🌸 از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کردهاید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید. قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، میتوانید درخواست نقد حرفه ای بدهید. درخواست نقد اثر با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید. درخواست کاور رمان بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفهای و ویرایش نکاتِ گفتهشده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید: درخواست انتقال به تالار برتر همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید. اعلام پایان با تشکر : کادر مدیریت نودهشتیا دانلود رمان جدید نودهشتیا لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری