صِدا 13 ارسال شده در 21 شهریور اشتراک گذاری ارسال شده در 21 شهریور آدمهافکرمیکنندرد از روزی شروعمیشهکهیکی میرهاَما حقیقتاینهکهدردازهمون لحظهایشروعمیشهکه میفهمیدیگههیچراهیبرای برگردوندنشنداری." 3 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
صِدا 13 ارسال شده در 22 شهریور سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 22 شهریور _بعضیانتظارهاتمامنمیشن؛فقطآدمیادمیگیرهباهاشون پیر شه.» 2 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
صِدا 13 ارسال شده در پنجشنبه در 21:54 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در پنجشنبه در 21:54 (ویرایش شده) اما عزیز من، ای کاش،ای کاش این دستان، اینباربه جای بدرود، پروانهای میبافتند برای ماندن.ما دو رنگینکمان بودیم در شبِ بارانی، که باد، بیرحم،میانمان خطِ فراموشی کشید.جهان اما،با همه وسعتش،برای ما تنگ بود، و مردم با همه ی خوبی هایشان، نمی دانستند که عشق فراتر از هر نیروییست.! ویرایش شده پنجشنبه در 21:55 توسط صِدا لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
صِدا 13 ارسال شده در شنبه در 12:14 سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در شنبه در 12:14 تو آمدی و همهٔ شعرهای نیمهتمام من معنا شدند. حالا هر سطرِ بیتو، باز هم نیمهتمام است.! لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری