رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

 

نام رمان: دختر یلدا

نویسنده: شاهرخ (م.م.ر) | کاربر انجمن نودهشتیا 

ژانر: عاشقانه

خلاصه: در دل یک محله قدیمی و پر از خاطره، در دهه‌ی هفتاد داستانی از دوستی، عشق و سوءتفاهم شکل می‌گیرد. شخصیت‌هایی که از کودکی کنار هم بزرگ شده‌اند، در مسیر زندگی با چالش‌ها و رقابت‌هایی روبه‌رو می‌شوند که رابطه‌شان را تحت تأثیر قرار می‌دهد...

در این میان، رازها و حسادت‌ها پیچیدگی‌هایی به داستان اضافه می‌کند و آن‌ها را به تصمیم‌هایی مهم وادار می‌کند. رمان «دختر یلدا» روایتگر گذر زمان، دلبستگی‌های دیرینه، بازگشت به خاطراتی که هنوز در سایه‌ی کوچه‌های قدیمی نفس می‌کشند و تلاش برای جبران اشتباهات گذشته است که در نهایت فرصت تازه‌ای برای وصل دوباره فراهم می‌آورد. 

مقدمه:

آن‌گاه که تنها با دیدن رنگ چشمانت در دریای سیاه آن غرق شدم، دیگر نتوانستم خود را نجات دهم؛ با وجودی‌که من یک غریق نجات خیلی ماهر بودم، اما نمی‌دانستم که تو دریای آبی نیستی که بتوان با آن مقابله کرد. تو دریای سیاه بی‌کرانی بودی که هیچ‌گاه طعمه‌ی خود را بعد مرگ به دست ساحل نمی‌سپردی. در دریای سیاه عشقت غرق شدم و با تو یلداهای بسیار را پاییزانه گذراندم.

https://forum.98ia.net/topic/4776-رمان-دختر‌-یلدا‌-شاهرخممر-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام و درود خدمت نویسنده گرامی

هر ایده‌ای به اندازه کافی و لازم برای تعریف کردن ویژگی‌های زیادی داره. اما برای راحتی کار نویسنده خوش‌قلم در ویرایش اثر زیباشون، ملاک ما بیشتر گفتن برخی نکات هست...

 

خلاصه و مقدمه یکی از مهم‌ترین بخش‌های یک رمان برای جذب خواننده هستن. باید طوری باشه که بدون لو دادن پایان داستان حس کنجکاوی ایجاد کنند...

 

شخصیت‌های محله به طور کامل و زیبا بکار رفته بودن. اما بر اساس ژانر عاشقانه بهتر بود شخصیت‌های اصلی رو پررنگ‌تر می‌کردی تا خواننده ارتباط مناسب‌تری باهاشون برقرار کنه...

 

شروع رمان با بیان یک مسابقه خیلی خوبه. ولی با توجه به اینکه خواننده اطلاع مناسب نداره بهتر نیود از توانایی راوی سوم شخص استفاده می‌کردی و یکم شروع روان‌تری میداشتی تا از حالت گنگی در میومد...

 

گاهی دیده می‌شد که تغییرات زمان و مکان با هم ترکیب می‌شد و خواننده برای تفکیک اینا از هم سردرگم می‌شد که بهتر بود با نگاه کردن به هم یا وقتی دارن کاری می‌کنن به فکر فرو می‌رفتن و... پیش زمینه‌ای برای این تغییرات به کار میبردی...

 

 

برای خلق راوی باید به فرهنگ و فضای دهه هفتاد دقت بیشتر بشه تا با استفاده از توانایی راوی اون حس و حال دهه هفتاد رو به خواننده القا کنی...

استفاده از "اپسیلون" که یک واژه یونانی هستش شاید برای یک راوی و فضای دهه‌ی هفتاد و عام مردم مناسب نباشه بهتر بود از "کمی، کوچیکی" یا چیزی شبیه‌ به این استفاده می‌کردی...

 

چند مورد اشتباهات تایپی و نگارشی بود که برای هر رمانی در ابتدا قابل قبوله و در زمان ویرایش ممنون میشم اصلاح کنی...

 

عنوان "دختر یلدا" در نگاه اول ممکنه کلیشه‌ای به نظر برسه، اما برای داستان دختری که در شب یلدا به دنیا آمده و در انتظار به سر می‌بره عنوان مناسبیه....

 

به عنوان کوچک‌ترین جز از جامعه کرد، از اینکه به عروسی و مراسم کردی در رمانت اشاره کردی سپاسگزارم...

 

در پایان...

 

باشد که آنچه قلمت در سایه افکارت آفریده، همچون نور صبحگاهی خرد، بر طولانی‌ترین شب جهل بتابد.

 

راویِ امید 💚 🙏

  • لایک 3
  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

درود بر شما

ممنون از نقد سازنده‌تون

نکات گفته شده حتما اصلاح میشه.

همچنان به کرد بودن خودتون افتخار کنید که مردمی غیور و اصیل هستید.

زنده باد🙏

  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...