Kim Seoda 386 ارسال شده در 19 مرداد اشتراک گذاری ارسال شده در 19 مرداد نام رمان: رینگ زندگی نویسنده: 𝑺𝒆𝒐𝒅𝒂 𝑴𝒐𝒉𝒆𝒃𝒃𝒚 ژانر: اکشن، استراتژی، عاشقانه خلاصه: دختری به نام هانا از تبار ایران و روس، که در دورانی که مردم به دروغگویی و نابود کردن احساسات معروف بودند تصمیم گرفت احساس خود را کنار بگذارد و ماسکی از جنس سنگ بر روی صورتش بگذارد؛ دختری که خشمش را در مشت خود مخفی کرده، دختری که پس از فوت پدر روسی و بی کفایتی مادر ایرانیاش، نابود شد و خودش را از نو ساخت، آدم دیگری شد و زندگی جدیدش، با ماسک سنگیاش را در ایران شروع کرد؛ اما دنیا همیشه یک جور نمیماند و گاهی حتی ... هم ترک برمیدارد، چه برسد به ماسکی از جنس سنگ!... مقدمه: هه! فکر کردی فقط بوکسور ها توی رینگ هستن؟ در اشتباهی! زندگی خودش یه رینگه که تنها وقتی که آدم میمیره ازش بیرون میاد و بس! اگه میخوای مشت نخوری باید دفاع کنی، با بیاحساسیت، چون کسایی که توی رینگ هستن ازت سو استفاده میکنن! ( پارهای از حرف دل هانا ولچنکو ) .𝑺𝒆𝒐𝒅𝒂. لینک رمان: خوشحال میشم اگر نظرتون رو راجب رمانم بگید🤎🧸 امیدوارم از نظرتون خاص باشه✨ متشکرم 🤍 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 19 مرداد اشتراک گذاری ارسال شده در 19 مرداد (ویرایش شده) های بر نویسندهی هانا، بوکسور قدرتمند، رینگ زندگی 🥊 ۹۹.۹۹ پیرنگت رو میدونم و همرو برام اسپویل کردی اما خب همچنان منتظرم به تحریر دراومدنشون رو هم بخونم. هانا شخصیت قدرتمندیه و از لحاظ روانی خودم رو شبیهش میبینم. حامی هم شخصیت مورد علاقهمه و آرکا هم بچه بدی نیست😂 منتظرم ببینم چیکار میکنی؛ انتظارم انفجاره راستی این نقد نیستا، نقدو توی تاپیک هفتگیم میذارم «بنویس که سبکت رو توی ایده دهی دوست میدارم؛ شخصیتهای دخترت همگی خود ساخته و قدرتمندن و این نشون دهندهی رویاها و اهداف بزرگ سئودا کوچولوئه.» ویرایش شده 19 مرداد توسط گیلاس لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Kim Seoda 386 ارسال شده در 19 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 19 مرداد 8 دقیقه قبل، گیلاس گفته است: های بر نویسندهی هانا، بوکسور قدرتمند، رینگ زندگی 🥊 ۹۹.۹۹ پیرنگت رو میدونم و همرو برام اسپویل کردی اما خب همچنان منتظرم به تحریر دراومدنشون رو هم بخونم. هانا شخصیت قدرتمندیه و از لحاظ روانی خودم رو شبیهش میبینم. حامی هم شخصیت مورد علاقهمه و آرکا هم بچه بدی نیست😂 منتظرم ببینم چیکار میکنی؛ انتظارم انفجاره راستی این نقد نیستا، نقدو توی تاپیک هفتگیم میذارم «بنویس که سبکت رو توی ایده دهی دوست میدارم؛ شخصیتهای دخترت همگی خود ساخته و قدرتمندن و این نشون دهندهی رویاها و اهداف بزرگ سئودا کوچولوئه.» آنیوگاسیو بانوی جوان زیبا 🫠 راستش تایم زیادیه دارم برای نوشتهای که نوشتی برام ذوقققق میکنم 🫠🤍 عاشقتم بانو✨ منتظر اتفاقات ( زامطنفخخک = ذوق ) باششش. پ.ن: بعدشم همشو اسپویل نکردم خیلی اتفاقای اکلیلیشو نگفتم 😁🥲 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
سـانـاز 2,353 ارسال شده در 19 مرداد اشتراک گذاری ارسال شده در 19 مرداد (ویرایش شده) 5 دقیقه قبل، Kim Seoda گفته است: آنیوگاسیو بانوی جوان زیبا 🫠 راستش تایم زیادیه دارم برای نوشتهای که نوشتی برام ذوقققق میکنم 🫠🤍 عاشقتم بانو✨ منتظر اتفاقات ( زامطنفخخک = ذوق ) باششش. پ.ن: بعدشم همشو اسپویل نکردم خیلی اتفاقای اکلیلیشو نگفتم 😁🥲 عشقمی دختر کوچولو 💚🍀 بترکون🥊🩸 ویرایش شده 19 مرداد توسط گیلاس لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظهی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنجهایش را با فریادِ مختص خود نوشت. لینک: «زندان؛ نادنز» لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Kim Seoda 386 ارسال شده در 19 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 19 مرداد 14 دقیقه قبل، گیلاس گفته است: عشقمی دختر کوچولو 💚🍀 بترکون🥊🩸 قربونت بیشم من بانوی جوان 🫠 هانا میترکونه 😁 نه من. 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
راویِ امید 106 ارسال شده در 20 مرداد اشتراک گذاری ارسال شده در 20 مرداد در زندگی آدمهایی هستن که بدون هیچ انتظاری؛ سختیها، بیپولیها و زخمهای زندگی رو بلوکه میکنن. خودشون رو مثل تکیهگاه قرار میدن؛ نه برای قدردانی بلکه برای قویتر شدن ما. بادیگاردهایی که با نقابی از فولاد بر صورت اما از جنس عشق زاده شدهاند... نظم و رعایت نکات نگارشی و فاصلهگذاریها به خوبی تا جای امکان بینقص کار شده بودن.... استفاده از کلمات و جملات روسی برای نشون دادن دو تابعیت بودن شخصیت کار خلاقانه و زیبایی بود. زیبایی و نوشتن تلفظ و معنی بلافاصله بعد از جملات نیز جای تحسین دارن... تصویرسازی از شخصیت اصلی در جایگاه یک بوکسر از زاویه دید راوی اونجوری بود که باهاش ارتباط برقرار کرد و با دقت کار شده بود... اما چند نکته که در این متن زیبا جا داره رعایت بشه: استفاده از Opponent به جای پارت بود که درسته در این کانسپت هر پارت از زندگی یک رقیب محسوب میشه ولی باید به یکسری قواعد هم نگا کنیم. ممنون میشم از مدیران بپرسی ببینی آیا این کاری که کردی مجازه یا باید حتما پارت رو بزاری؟ وقتی یک موسیقی در داستان میاد باید به چند نکته خیلی دقت بشه: - نام کامل آهنگ و نویسنده و گروهش آورده شده یا نه؟! - با نیاوردن متن کامل موسیقی پیرنگ داستان بهم میخوره یا نه؟! - آوردن کامل متن ریتم رمان رو بهم میزنه یا باعث میشه خواننده گمراه و حالت بیروحی و خشک بودن رمان بهش دست بده یا نه؟! معمولا برای اینجور مواقع یک نویسنده ماهر یا بخشی کوچکی از آهنگ رو میاره یا فقط حسی که بیس و محتوای اون آهنگ به شخصیت میده رو ذکر میکنن... توی تمام دفاعیاتی که دانشجوها داشتن و من حضور داشتم یک چیز خیلی مهم بود: آیا این کلمهای که به زبان دیگه اومده خودت به طور کامل میدونی چیه و تخصص داری درش یا اینکه صرفا از جایی آوردیش و قرارش دادی؟... برخی کلمات و نشانهها معنا و مفهوم بدی دارن که اگر به اشتباه کار بشه مشکل ساز میشن و از طرفی برای دوستان ویراستار امکان نگارش و اصلاح درست خارج از توانشان میشه و شاید حتی به زیبایی رمانت آسیب بزنن... ی چیزیم که در پارت ۱۴ خیلی خورد به چشمم: "هر کلمه با مشتی بیرون میریخت، مشتی میکوباند:" بیا بخش دومش رو حذف کنیم: "هر کلمه با مشتی بیرون میریخت:" هیچ آسیبی به مفهوم نرسیده. خوشحال میشم در صورت صلاحدید این مطلب رو هم اصلاح کنی تا متن زیبات، زیباتر بشه... در پایان... رسیدن سخت نیست؛ نرسیدن به هدف و آیندهای که برای تو آرزو و ساخته شده سخته. راویِ امید 💚 🙏 1 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Kim Seoda 386 ارسال شده در 20 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 20 مرداد 28 دقیقه قبل، راویِ امید گفته است: در زندگی آدمهایی هستن که بدون هیچ انتظاری؛ سختیها، بیپولیها و زخمهای زندگی رو بلوکه میکنن. خودشون رو مثل تکیهگاه قرار میدن؛ نه برای قدردانی بلکه برای قویتر شدن ما. بادیگاردهایی که با نقابی از فولاد بر صورت اما از جنس عشق زاده شدهاند... نظم و رعایت نکات نگارشی و فاصلهگذاریها به خوبی تا جای امکان بینقص کار شده بودن.... استفاده از کلمات و جملات روسی برای نشون دادن دو تابعیت بودن شخصیت کار خلاقانه و زیبایی بود. زیبایی و نوشتن تلفظ و معنی بلافاصله بعد از جملات نیز جای تحسین دارن... تصویرسازی از شخصیت اصلی در جایگاه یک بوکسر از زاویه دید راوی اونجوری بود که باهاش ارتباط برقرار کرد و با دقت کار شده بود... اما چند نکته که در این متن زیبا جا داره رعایت بشه: استفاده از Opponent به جای پارت بود که درسته در این کانسپت هر پارت از زندگی یک رقیب محسوب میشه ولی باید به یکسری قواعد هم نگا کنیم. ممنون میشم از مدیران بپرسی ببینی آیا این کاری که کردی مجازه یا باید حتما پارت رو بزاری؟ وقتی یک موسیقی در داستان میاد باید به چند نکته خیلی دقت بشه: - نام کامل آهنگ و نویسنده و گروهش آورده شده یا نه؟! - با نیاوردن متن کامل موسیقی پیرنگ داستان بهم میخوره یا نه؟! - آوردن کامل متن ریتم رمان رو بهم میزنه یا باعث میشه خواننده گمراه و حالت بیروحی و خشک بودن رمان بهش دست بده یا نه؟! معمولا برای اینجور مواقع یک نویسنده ماهر یا بخشی کوچکی از آهنگ رو میاره یا فقط حسی که بیس و محتوای اون آهنگ به شخصیت میده رو ذکر میکنن... توی تمام دفاعیاتی که دانشجوها داشتن و من حضور داشتم یک چیز خیلی مهم بود: آیا این کلمهای که به زبان دیگه اومده خودت به طور کامل میدونی چیه و تخصص داری درش یا اینکه صرفا از جایی آوردیش و قرارش دادی؟... برخی کلمات و نشانهها معنا و مفهوم بدی دارن که اگر به اشتباه کار بشه مشکل ساز میشن و از طرفی برای دوستان ویراستار امکان نگارش و اصلاح درست خارج از توانشان میشه و شاید حتی به زیبایی رمانت آسیب بزنن... ی چیزیم که در پارت ۱۴ خیلی خورد به چشمم: "هر کلمه با مشتی بیرون میریخت، مشتی میکوباند:" بیا بخش دومش رو حذف کنیم: "هر کلمه با مشتی بیرون میریخت:" هیچ آسیبی به مفهوم نرسیده. خوشحال میشم در صورت صلاحدید این مطلب رو هم اصلاح کنی تا متن زیبات، زیباتر بشه... در پایان... رسیدن سخت نیست؛ نرسیدن به هدف و آیندهای که برای تو آرزو و ساخته شده سخته. راویِ امید 💚 🙏 سلام هیونگ عزیز🤍 از اینکه نکتههایی رو در رابطه با زمان گفتید مشکرم🤍 بله در رابطه با کلمه Opponent از بانو پروین میپرسم. و اینکه آهنگی که گذاشتم قراره توی پارتهای آینده حضور داشته باشه برای همین کاملش رو گذاشتم. و اینکه اسم گروه و آهنگ رو کامل گذاشته بودم پارت 9. و آهنگ به زندگی هانا میاد. ( Good Boy ) و اینکه میتونید بگید کدوم حرفها و... موجب بد برداشت شدن میشه؟ میتونید یه مثال بزنید؟ و اینکه هانا ولچنکو دینش مسیح هستش، اگر منظورتون لباسهاش و ویسکی و... هستش اینها مشکلی ندارن از دید من و در دین مسیح 😅 حتما پارت 14 رو درست میکنم 🤍 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Kim Seoda 386 ارسال شده در 20 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 20 مرداد 30 دقیقه قبل، Kim Seoda گفته است: سلام هیونگ عزیز🤍 از اینکه نکتههایی رو در رابطه با زمان گفتید مشکرم🤍 بله در رابطه با کلمه Opponent از بانو پروین میپرسم. و اینکه آهنگی که گذاشتم قراره توی پارتهای آینده حضور داشته باشه برای همین کاملش رو گذاشتم. و اینکه اسم گروه و آهنگ رو کامل گذاشته بودم پارت 9. و آهنگ به زندگی هانا میاد. ( Good Boy ) و اینکه میتونید بگید کدوم حرفها و... موجب بد برداشت شدن میشه؟ میتونید یه مثال بزنید؟ و اینکه هانا ولچنکو دینش مسیح هستش، اگر منظورتون لباسهاش و ویسکی و... هستش اینها مشکلی ندارن از دید من و در دین مسیح 😅 حتما پارت 14 رو درست میکنم 🤍 و اینکه نوشتن Opponent بجای پارت مشکلی نداره 🤍🫂✨ 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
راویِ امید 106 ارسال شده در 20 مرداد اشتراک گذاری ارسال شده در 20 مرداد 26 دقیقه قبل، Kim Seoda گفته است: سلام هیونگ عزیز🤍 از اینکه نکتههایی رو در رابطه با زمان گفتید مشکرم🤍 بله در رابطه با کلمه Opponent از بانو پروین میپرسم. و اینکه آهنگی که گذاشتم قراره توی پارتهای آینده حضور داشته باشه برای همین کاملش رو گذاشتم. و اینکه اسم گروه و آهنگ رو کامل گذاشته بودم پارت 9. و آهنگ به زندگی هانا میاد. ( Good Boy ) و اینکه میتونید بگید کدوم حرفها و... موجب بد برداشت شدن میشه؟ میتونید یه مثال بزنید؟ و اینکه هانا ولچنکو دینش مسیح هستش، اگر منظورتون لباسهاش و ویسکی و... هستش اینها مشکلی ندارن از دید من و در دین مسیح 😅 حتما پارت 14 رو درست میکنم 🤍 درود بر شما ... حسی که موسیقی به شخصیت میده رو باید پررنگتر کنی؛ اینکه خواننده یک سری کلمات رو بدون تصورشان از موزیکش بخونن فکر کنم یکم خشک به نظر بیاد... هر حرف و چیزی که خودت نتونستی بنویسیش و از گوگل ترنسلیت یا چیزی شبیه به اون به دست آورده باشی... فکر نکنم حرفی در مورد پوشش و نوشیدنی زده باشم احتمالا جایی رو اشتباه متوجه شدین... رمان زیبا و متفاوتی بود خیلی دوست داشتم. منتظر ادامه کارت هستم... و در پایان... من اوپا هستم ;) راویِ امید 💚 🙏 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Kim Seoda 386 ارسال شده در 20 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 20 مرداد 42 دقیقه قبل، راویِ امید گفته است: درود بر شما ... حسی که موسیقی به شخصیت میده رو باید پررنگتر کنی؛ اینکه خواننده یک سری کلمات رو بدون تصورشان از موزیکش بخونن فکر کنم یکم خشک به نظر بیاد... هر حرف و چیزی که خودت نتونستی بنویسیش و از گوگل ترنسلیت یا چیزی شبیه به اون به دست آورده باشی... فکر نکنم حرفی در مورد پوشش و نوشیدنی زده باشم احتمالا جایی رو اشتباه متوجه شدین... رمان زیبا و متفاوتی بود خیلی دوست داشتم. منتظر ادامه کارت هستم... و در پایان... من اوپا هستم ;) راویِ امید 💚 🙏 سلامی دوباره خدمتتون🫠 ممنونم بابت راهنماییتون راجب موزیک مورد نظر🤍 من کلا زبان دیگه رو از دیپ سیک میگیرم ترجمه و... رو. و اینکه... من نمیدونم منظورتون از جایی که موجب اشتباه گرفتن منظور باشه کجاست و اون رو مثال زدم چند بار متن رو خوندم ولی به نتیجه نرسیدم😅 بله فکر کردم اگه بهتون بگم اوپا بد برداشت بشه، برای همین از هیونگ که هرچند بی ربط بود استفاده کردم🫠😂 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
راویِ امید 106 ارسال شده در 20 مرداد اشتراک گذاری ارسال شده در 20 مرداد 2 ساعت قبل، Kim Seoda گفته است: هانا ولچنکو دینش مسیح هستش، اگر منظورتون لباسهاش و ویسکی و... هستش اینها مشکلی ندارن از دید من و در دین مسیح 😅 منظورم این قسمت بود که من به پوشش یا خوراک کسی گیر ندادم... ۱ ساعت قبل، Kim Seoda گفته است: بله فکر کردم اگه بهتون بگم اوپا بد برداشت بشه، برای همین از هیونگ که هرچند بی ربط بود استفاده کردم🫠😂 کار اشتباهی نکردی عزیزم راحت باش💚🙏 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
Kim Seoda 386 ارسال شده در 20 مرداد سازنده اشتراک گذاری ارسال شده در 20 مرداد 1 ساعت قبل، راویِ امید گفته است: منظورم این قسمت بود که من به پوشش یا خوراک کسی گیر ندادم... کار اشتباهی نکردی عزیزم راحت باش💚🙏 بله منم متوجه شدم 😅🤍 منظورم این بود که مثلا منظورتون پوشش و... بودش؟ سوالی بود. چون که نمیدونم کجاست مشکل داره از اون لحاظ، چند بار هم متن رو خوندم 🫠 کومائویو اوپا 🤍✨ 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری