رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • مدیر کل

نام رمان: ساختمان سایه

نویسنده: هانیه پروین | کاربر انجمن نودهشتیا

ژانر: عاشقانه، جنایی، معمایی

خلاصه: پس از ماه‌ها دوندگی، وام مسکن به حسابش واریز شده و مائده، صاحب یک واحد هشتاد متری در ساختمان سایه می‌شود. او خیال می‌کند گذشته‌اش را فراموش کرده؛ حال آن‌که آقای گذشته‌، در واحد روبرویی سکونت دارد...

مطالعه رمان در لینک زیر :

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

باید قدردان قلمی بود که در خلق آثار نهایت زیبایی و آراستگی رو به خرج میده تا خواننده به بهترین نوع ممکن و به راحتی با متن ارتباط واقعی پیدا کنه...

 

شخصیت‌پردازی و ایجاد رفتار‌های خاصشون به حد کافی و زیبا در طول داستان به طور ملایم و با ظرافت تمام کار شده بود و طوری نبود که تمام خصوصیات شخصیت‌ها رو یکجا در یک مکان بریزی که واقعا جای تحسین داره...

 

با اینکه به شخصه خیلی مخالف استفاده از "گفت، گفتم یا گفتن" هستم به جز یک یا دو مورد محدود که نبودنشون هم تاثیری نداشت مابقی خیلی قشنگ با متن آمیخته شده بود و مشکلی برای متن ایحاد نمی‌کرد...

 

استفاده از علائم نگارشی و فاصله‌گذاری‌ها بسیار عالی کار شده بود و واقعا تحسین برانگیز. زیبایی استفاده از (...) برای پرش ذهنی در مونولوگ‌ها و استفاده در صحبت کردن با بغض گریه به طور کامل  حرفه‌ای بودن نویسنده رو نشون میداد ولی چند نکته که خیلی به چشم می‌خورد برای نویسنده‌ای با این سطح در نوشتن "کرده‌ است یا شده است" باید باید قبل از "است" نیم‌فاصله گذاشته بشه مانند "کرده‌است یا شده‌است". یک اشتباه تایپی هم در پارت چهارم دید شده که به جای "دوستانِ کم چرپ"، "دوستانِ وم چرب" اومده بود...

 

در بحث گفتن "آلن اسمیت و کتابش، برن به جهنم!" چنانچه شخصیتی واقعی نباشه مشکلی(البته دیگه لازم نبود بگید این جمله معروف، تلقین، ... به اوشون نسبت بدید) نداره؛ ولی اگه شخصیت واقعی هستش بر خلاف قانونه دنیای آکادمیک محسوب میشه و می‌تونستی با نظر شخصیت در مورد تلقین و یقین این سوءتفاهم رو برطرف کنی...

 

بسیار بسیار سعادتمند و خرسند شدم که افتخار مطالعه چنین قلمی رو داشتم؛ قلمی که خود را خدای داستان بدونه و دوست داشته باشه به بهترین نحوه ممکن و اونجوری که باید و مورد علاقه خودشه رو خلق کنه...

 

بسیار حرفه‌ای و با خلاقیت تونسته بودی کاری کنی مخاطبانت سوق پیدا کنن که ته داستان چیه و اصلا چه چیزی قراره اتفاق بیفته که به جا بودن ژانر معمایی و جنایی بودن رو به تصویر میکشه...

 

در پایان...

 

زیباترین دقایق را در مقدس‌ترین مکان‌ها برایتان آرزومندم؛ باشد که روزی چراغ خرد تاریکی ناامیدی را روشن و امید را نمایان سازد

 

راویِ امید 💚 🙏

ویرایش شده توسط راویِ امید
  • لایک 4
  • ذوق زده 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر کل
در ۱۴۰۵/۲/۲۶ در 08:53، راویِ امید گفته است:

باید قدردان قلمی بود که در خلق آثار نهایت زیبایی و آراستگی رو به خرج میده تا خواننده به بهترین نوع ممکن و به راحتی با متن ارتباط واقعی پیدا کنه ...

 

شخصیت‌پردازی و ایجاد رفتار‌های خاصشون به حد کافی و زیبا در طول داستان به طور ملایم و با ظرافت تمام کار شده بود و طوری نبود که تمام خصوصیات شخصیت‌ها رو یکجا در یک مکان بریزی که واقعا جای تحسین داره ...

 

با اینکه به شخصه خیلی مخالف استفاده از "گفت، گفتم یا گفتن" هستم به جز یک یا دو مورد محدود که نبودنشون هم تاثیری نداشت مابقی خیلی قشنگ با متن آمیخته شده بود و مشکلی برای متن ایحاد نمی‌کرد ...

 

استفاده از علائم نگارشی و فاصله‌گذاری‌ها بسیار عالی کار شده بود و واقعا تحسین برانگیز. زیبایی استفاده از (...) برای پرش ذهنی در مونولوگ‌ها و استفاده در صحبت کردن با بغض گریه به طور کامل  حرفه‌ای بودن نویسنده رو نشون میداد ولی چند نکته که خیلی به چشم می‌خورد برای نویسنده‌ای با این سطح، می‌بایست بین کلمه مورد نظر و (...) فاصله گذاشته می‌شد که در هیچ کدام رعایت نشده بود؛ همچنین در نوشتن "کرده‌ است یا شده است" باید باید قبل از "است" نیم‌فاصله گذاشته بشه مانند "کرده‌است یا شده‌است". یک اشتباه تایپی هم در پارت چهارم دید شده که به جای "دوستانِ کم چرپ"، "دوستانِ وم چرب" اومده بود ...

 

در بحث گفتن "آلن اسمیت و کتابش، برن به جهنم!" چنانچه شخصیتی واقعی نباشه مشکلی(البته دیگه لازم نبود بگید این جمله معروف، تلقین، ... به اوشون نسبت بدید) نداره؛ ولی اگه شخصیت واقعی هستش بر خلاف قانونه دنیای آکادمیک محسوب میشه و می‌تونستی با نظر شخصیت در مورد تلقین و یقین این سوءتفاهم رو برطرف کنی ...

 

بسیار بسیار سعادتمند و خرسند شدم که افتخار مطالعه چنین قلمی رو داشتم؛ قلمی که خود را خدای داستان بدونه و دوست داشته باشه به بهترین نحوه ممکن و اونجوری که باید و مورد علاقه خودشه رو خلق کنه ...

 

بسیار حرفه‌ای و با خلاقیت تونسته بودی کاری کنی مخاطبانت سوق پیدا کنن که ته داستان چیه و اصلا چه چیزی قراره اتفاق بیفته که به جا بودن ژانر معمایی و جنایی بودن رو به تصویر میکشه ...

 

در پایان ...

 

زیباترین دقایق را در مقدس‌ترین مکان‌ها برایتان آرزومندم؛ باشد که روزی چراغ خرد تاریکی ناامیدی را روشن و امید را نمایان سازد

 

راویِ امید 💚 🙏

سلام وقت بخیر

اشتباه تایپی برطرف شد و درباره نیم‌فاصله، شروع به ادیت پارت‌ها کردم.

سه نقطه مگه نباید به کلمه قبلیش بچسبه و از کلمه بعدی فاصله بگیره؟ توی تمام کتاب‌‌ها و آموزش‌ها که همینطور بوده.

آلن اسمیت اسم ساختگیه، اصلا کسی به این اسم نمی‌شناسم؛ اگه وجود حقیقی داشت که اصلا به همکارم توهین نمی‌کردم:)

نظرتون دلگرم‌کننده و ململانی بود. از وقت و توجهی که برای ساختمان سایه قائل شدید، خیلی ممنونم. نور بخشیدی به ادامه راهم ^^

  • لایک 2
  • متعجب 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، هانیه پروین گفته است:

سلام وقت بخیر

اشتباه تایپی برطرف شد و درباره نیم‌فاصله، شروع به ادیت پارت‌ها کردم.

سه نقطه مگه نباید به کلمه قبلیش بچسبه و از کلمه بعدی فاصله بگیره؟ توی تمام کتاب‌‌ها و آموزش‌ها که همینطور بوده.

آلن اسمیت اسم ساختگیه، اصلا کسی به این اسم نمی‌شناسم؛ اگه وجود حقیقی داشت که اصلا به همکارم توهین نمی‌کردم:)

نظرتون دلگرم‌کننده و ململانی بود. از وقت و توجهی که برای ساختمان سایه قائل شدید، خیلی ممنونم. نور بخشیدی به ادامه راهم ^^

درود بر شما؛ برای پیگیری و اصلاح سپاس گزارم...

من از دستور زبان قدیمی استفاده کردم؛ سه نقطه در پایان مشکلی نداره چسپیده باشه ولی  الان که دستور زبان فرهنگستان رو چک کردم متوجه شدم مثل همون قواعد انگلیسی باید برخورد بشه. 

 

ویرایش شده توسط راویِ امید
  • لایک 1
  • آتیش 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...