raha 397 ارسال شده در 30 تیر اشتراک گذاری ارسال شده در 30 تیر https://forum.98ia.net/topic/179-رمان-خاص-raha-کاربر-انجمن-نودهشتیا/ لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
مدیر اجرایی A.H.M 414 ارسال شده در 30 تیر مدیر اجرایی اشتراک گذاری ارسال شده در 30 تیر با سلام خدمت نویسنده گرامی، وقت بخیر؛ امیدوارم حالتون خوب باشه ... داستان قشنگه و شوخیهای خوبی رو دربر میگیره و روند منطقی رو هم طی میکنه، تبریک میم بهتون بابت این موضوع ... نکته اولی که به ذهنم میرسه اینه که سعی کنید از ویرگول اینجوری استفاده کنید: سلام، خوبی؟ (نه اینجوری: سلام ، خوبی؟) البته خودم قبلا مثل شما استفاده میکردم بنظرم برای فضای انجمن بهتر بود اما خب قوائد باید رعایت شن دیگه به هرحال ... چیزی که جدیدا متوجه شدم، علاقه شخصیتهای دختر تو رماناست که میخوان موهاشونو دم اسبی ببندن، دلیل خاصی داره؟ دید اول شخص واقعا دوست داشتنیه و به شخصه خیلی دوسش میدارم، نکتهی خوبی که راجب رمان شما وجود داره اینه که به راحتی میشه ارتباط گرفت؛ انگاری مثلا دفترخاطرات یکیو برداشتم و یواشکی دارم میخونم (البته دفتر خاطراتی که برای یکی دیگه نوشته در واقع XD ) یه نکتهی دیگه که بنظرم خوبه راجبش حرف بزنیم، کم کردن تعداد جملات و قشنگتر کردنشونه؛ مثلا: من تیارا احسانی هستم. ۲۰ سالم هست. دانشجوی کارشناسی ادبیات فارسی دانشگاه شهید بهشتی تهرانم. ما اهل رامسر هستیم میتونه تبدیل بشه به: من تیارا احسانی، بیست ساله و دانشجوی کارشناسی ادبیات فارسی دانشگاه شهیدبهشتی تهران، از رامسر هستم. بنظر میاد قشنگتر نشده اما تبدیل به یه جمله منسجمتر شده؟ نشده؟ یا برم اتاق فکر(دست شویی) به برم به اتاق فکر تا یه دست و رویی بشورم من خودم توی طنزنویسی مهارت خاصی ندارم اما قراردادن نکته طنز ماجرا داخل پرانتز بنظرم از میزان طنز بودن ماجرا میکاهه، درست مثل تعریف کردن جوک و سپس شکافتنش میمونه؛ انگاری مزش رو میپرونه ... چندین نوع طنز وجود داره که قطعا شما از من بهتر میدونی اما بنظرم توی یه داستان طنزهای ناگهانی و محیطی خیلی خوب میتونن درآورده بشن (چه فعل خفنی)، یا طنزهایی که تو ناخودآگاه هممون تجربشون کردیم (چقدر سختش کردم، بگذریم ...) راستی، توی فیلم ورود آقایان ممنوع یه نکته جوک زنی مطرح میشه که میگه هیچوقت به جوک خودت نخند، بنظرم شاید بهتر باشه تو بعضی جاهای نوشته هم اینطور باشه و نداشته باشیم: خخخخ.... منو یاد دوران یاهو میندازه … شوخی های تکراری هم از یجایی به بعد، بنظرم جالب نیستن؛ یدفعه دهن اندازه غار باز میمونه بهتر نیست دفعه بعد به قدری باز بمونه که زنبور بتونه توش لونه کنه؟ سعی کنید از کلمات و افعال متفاوتی پشت سرهم استفاده کنید (مثلا تو دو خط 4 تا کرد نداشته باشیم)، به عنوان مثال: بابام علاقه ای به این کار نداره و بیشتر به کار خودش (نمایشگاه موتور و ماشین ) علاقه داره بابام تمایلی به این کار نداره و بیشتر به کار خودش (نمایشگاه موتور و ماشین ) علاقهمنده و ... یکسری ایرادات نگارشی و املایی هم وجود دارن که تو نسخه اول هر داستان و رمانی هست و اوکیه، یه دور که از اول بخونید خوودتون متوجهش میشید. چهرهسازیها خیلی خوب و اوکین، اما به شخصیت پردازی ها و محیطسازی ها هم کمی تا حدی توجه بنمایید 😉 اگر امکانش بود، لطفا از اینتر هم استفاده کنید؛ مخصوصا برای رد و بدل شدن دیالوگها ... بعضی جاها هم پرش زمانی و دیدگاهی داشتیم، مثلا شما توی خاطره که بصورت گذشته صحبت نمیکنی، درسته؟ گفتم : واقعا به به یعنی من عاشقتم مامان خانومی که غذای مورد علاقه ام رو درست کرده به جای کردی، بهتر نیست از کردی استفاده بشه؟ سعی کنید که از علائم نگارشی هم استفاده کنید، طفلکی ها یه گوشه دارن خاک میخورن برای خودشون XD باعث میشه بین جملات و معنیهاشون اشتباهی پیش نیاد، توی بعضی جاها نیازه چندبار جمله خونده بشه تا به اون معنی مورد نظر بشه رسید که زیاد جالب نیست، یجورایی انگاری از حس خوندن میای بیرون! در کل داستان جالبی بود همراه با کلی انرژی خوب و سبک خاص خودتون، قلم و فکر با پتانسیل و استعداد بالایی دارید که قطعا روز به روز رشد کرده و بهتر خواهند شد ... باتشکر و احترام توی طنزنویسی هم میتونید از خانم نویسنده گرامی که در این زمینه صاحب سبک هستند کمک بگیرید. آیدیشون: @M@hta 1 لینک ارسال به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری