رفتن به مطلب
نودهشتیا را در تلگرام دنبال کنید @dl98ia ×
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • مدیر ارشد
ارسال شده در (ویرایش شده)

93c816_26Negar-1786847935056.png

نام داستان: سان و آز؛ جنون

نام نویسنده: ساناز بندی

ژانر: جنایی روان‌شناختی، فانتزی سیاه، عاشقانه‌ی زهرآگین

خلاصه: 

آز، قاتل سریالی شیکاگو هستم؛ قاتلی که به دست آخرین قربانی‌اش، سان، به قتل رسید.
به یاد دارم که حین آخرین نفس‌ها حسرت می‌کشیدم و پشیمان بودم؛ که چرا قتل‌های بیشتری مرتکب نشدم، که چرا مقتول‌هایم را بیش‌تر شکنجه نکردم و در آخرین لحظه‌ی حیاتم بود که از حسرت‌ها و پشیمانی‌هایم، عقده زاده شد.
سان، نمی‌دانستیم که چشم‌ها دروازه‌ی روحند و من، درست زمانی که پلک روی پلک می‌گذاشتم، با تو چشم توی چشم شدم؛ و روحم از دریچه‌ی نگاهم و از طریق دریچه‌ی نگاهت، به مغزت نفوذ برد.

مقدمه: 

سان، وسوسه‌ها را بِشنو، وسوسه‌ها را بِبین، وسوسه‌ها را بِبو، وسوسه‌ها را بچش، وسوسه‌ها را بِلمس!
این جنون، تقاص توست؛ که خون را بِشنوی، که خون را بِبینی، که خون را بِبویی، که خون را بِچشی، که خون را بِلمسی!
سان چون تو تنم را کُشتی، من تنت را برای کشتار، از آن خود می‌کنم.

ویرایش شده توسط Yammakh

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 1
  • آتیش 2
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

 

g261177_Picsart_26-03-19_02-32-06-139_11

🌸درود خدمت شما نویسنده‌ی عزیز🌸

از اینکه انجمن ما را برای انتشار اثر خود انتخاب کرده‌اید نهایت تشکر را داریم. لطفا قبل از شروع پارت گذاری، ابتدا قوانین تایپ رمان را مطالعه فرمایید.
قوانین تایپ اثر در انجمن نودهشتیا

هنگامی که اثر شما به 30 پارت رسید، در راستای بهبود قلم، می‌توانید درخواست نقد حرفه ای بدهید.
درخواست نقد اثر

با نوشتن 25 پارت از رمان خود، می توانید درخواست طراحی جلد بدهید.
درخواست کاور رمان

بعد از انجام نقد توسط منتقدین حرفه‌ای و ویرایش نکاتِ گفته‌شده، می توانید برای انتقال اثر به تالار برتر درخواست نمایید:
درخواست انتقال به تالار برتر

همچنین پس از اتمام اثر، لطفا در این تاپیک اعلام فرمایید.
اعلام پایان

با تشکر کادر مدیریت نودهشتیا

لحنِ این رمان طنز اما گزنده است؛ چرا که این رمان فریادِ دختریست که هر نوع ستمی را دید، شنید، چشید، بویید و لمس کرد. حتی روزگاری او را دیدند که پژمرده شده، پس از او امیدشان را بریدند، اما در لحظه‌ی آخر دخترک به طور معجزه آسایی جان گرفت و تمام رنج‌هایش را با فریادِ مختص خود نوشت.

لینک: «زندان؛ ن‌ا‌د‌ن‌ز»

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...