رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

نام رمان: دفتر خدمات انتقام شخصی

نویسنده: سید شوخی (A.K)
ژانر: طنز تلخ، کمدی سیاه، اجتماعی و کمی عاشقانه

 

خلاصه:

یه پسر بی‌کار و فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی، بعد از کلی تلاش برای پیدا کردن کار، بالاخره یه راه خلاقانه پیدا می‌کنه:
یه دفتر کوچیک راه می‌ندازه با عنوان "دفتر خدمات انتقام شخصی"
شعارش هم اینه:
"ما با کمال ادب، از طرف شما حال اطرافیانتون رو می‌گیریم!"

مردم می‌تونن بیان و با پرداخت یه مبلغ، به صورت کاملاً قانونی و محترمانه سفارش انتقام بدن. ولی نه انتقام خونین و خشن!
اینجا انتقام‌ها شیک و تمیزن، مثلاً:

خراب کردن سخنرانی استاد مزاحم دانشگاه که نمره نداد، با یه اشتباه فاحش در پاورپوینتش!

درست کردن یه قرار جعلی عاشقانه برای رئیسی که همه رو اذیت می‌کنه

پخش کردن صدای آواز در حمام یکی از بچه‌های خفن مدرسه توی مراسم جشن

و یا حتی فرستادن پیتزای اضافه‌پنیر برای مزاحم تلفنی‌ها با یادداشت: «لبخند بزن، دوربین مخفیه!»

ولی هرچیزی هم که بگوئید، این انتقام‌ها نمی‌تونن دیگه خنده‌دار بمونن! کم‌کم اوضاع از کنترل خارج می‌شه. آدم‌های مرموز و عجیب‌الخلقه می‌آن، درخواست‌ها دیگه شوخی‌وار نیستن؛ همه‌چی جدی و خطرناک می‌شه.
حالا نیما باید بین پول، اصول اخلاقی و خندیدن به دنیای بی‌رحم و پر از فساد، یکی رو انتخاب کنه…
چون وقتی همه‌چیز تبدیل به یه شوخی تلخ بشه، حتی یه دفتر انتقام هم ممکنه صاحبش رو تو خودش هضم کنه!.

مقدمه:

ما تو دنیایی زندگی می‌کنیم که اگه یکی روی پات راه بره، مجبوری لبخند بزنی و بگی: «عیبی نداره عزیزم!»
ولی خب... واقعاً هیچ‌چیز به اندازه یه انتقام حساب‌شده، اونم با چاشنی خلاقیت و ادب، حال آدمو جا نمیاره!

من نیما‌م. یه جوون بی‌کار با مدرک فوق‌لیسانس جامعه‌شناسی و مغزی که بیشتر از کار، دنبال سوتی گرفتن از جامعه‌ست.
با رفیقم نیواد، تو یکی از اون روزهایی که بیکار نشسته بودیم و عمرمون رو تاب می‌دادیم، به این نتیجه رسیدیم:
اگه نمی‌تونیم دنیا رو بهتر کنیم، حداقل می‌تونیم حالشو بگیریم!

اینجا بود که جرقه‌ی تأسیس دفتر خدمات انتقام شخصی تو ذهنمون خورد. جایی برای آدم‌های مظلوم، خسته، له‌شده زیر چرخ‌های زندگی...
و البته برای افرادی که فقط دنبال خندیدن از یه انتقام تمیز و بی‌سروصدا بودن.

ما قول می‌دیم هیچ‌کس رو نمی‌زنیم، نمی‌دزدیم، حتی صدا بلند نمی‌کنیم...
ما فقط دقیق، خلاق، و مودبانه، حال اطرافیانتون رو می‌گیریم!
ولی یادت باشه، اینجا ما انتقام می‌گیریم...
نه با مشت،
با خنده.

در این رمان، شما با دنیایی پر از شوخی، اتفاقات خنده‌دار و لحظات غیرمنتظره روبرو خواهید شد. آماده باشید برای سفری که هرگز فکرش را نمی‌کردید و شاید در دنیای واقعی هیچ‌وقت جراتش را پیدا نکنید. این داستان انتقام، ماجراجویی و البته طنز است.

ناظر: @sarahp

  • لایک 1
  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

v28890__.jpg

با سلام خدمت شما نویسنده‌ی عزیز! ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم. 

★ ☆★ ☆


برای آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی، می‌توانید به تالار زیر مراجعه کنید. 

آموزش نویسندگی «کلیک کنید»

لطفا پیش از نوشتن، قوانین تایپ رمان را با دقت تمام مطالعه کنید تا بی‌هیچ اشکالی رمانتان اتمام و منتشر شود. 

قوانین تایپ رمان «کلیک کنید»


نویسنده‌ی عزیز، از نام رمان تا پایان، یک ناظر همراه شما خواهد بود تا رمان شما بی‌هیچ عیب و نقصی به اتمام برسد.

مدیر منتقد

@Gemma

مدیر راهنما

@sarahp

★ ☆★ ☆

رضایت شما و وجودتون در کنار ما، باعث افتخار ماست. 

 اکنون رمان شما تأیید شده است و قادر به پارت گذاری هستید.


🌹قلمتون مانا

لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...