رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

عنوان: میانبرمرگ

نویسنده: الناز

ژانر: عاشقانه؛ تراژدی

خلاصه: در مسیر ناهموار و پیچ‌در‌پیچ هراس‌آور، فرقه‌ی بی‌باک به دنبال پیروزی‌اند. گرچه‌ با هر پیچ، سایه‌ی بلند گذشته‌یشان، به قصد باختن برای تعقیب آن‌ها پا‌ تند می‌کند. جیغ لاستیک‌ها واهمه را در دل هر تماشاگری می‌کارد‌. سایه‌های تار و مبهم تعشق، عهدشکن و مرگ در کمین‌اند، سوت پایان دست کدام یک از این‌هاست؟ هر لحظه‌ی سرنوشت یک عمر زندگی را می‌سازد چه بسا پایان مسیر، سراب مرگ‌آور نیست؟

چه کسی پاسخگو است؟ سایه‌ها پاسخ ‌را می‌‌دانند!

@FAR_AX

  • لایک 1
  • تشکر 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مقدمه:

در تاریکی شب، صدای موتورهای پرقدرت جاده‌های بی‌انتها را می‌شکافت. هر راننده با نفسی حبس‌شده در سینه و دستانی لرزان بر فرمان، به سوی مقصدی نامعلوم روان بود. میان این تاریکی، نور ضعیف ماه از پشت ابرهای سنگین سرک کشید، گویی که سایه‌های گذشته در پی تعقیب زمان حال بودند. نیکا، با چشمانی پر از تردید و قلبی که برای حقیقت می‌تپید، می‌دانست که هر چرخش فرمان، سرنوشت را تغییر خواهد داد.

گرد و خاک جاده به آرامی به هوا برمی‌خاست و هر لحظه به تعلیقی مرگبار منجر می‌شد. در این میان، صدای ضعیفی در دلش زمزمه می‌کرد: "آیا راهی برای فرار از این دایره مرگ وجود دارد؟" نگاه خیره‌اش به خط افق دوخته شده بود، جایی که امید و ناامیدی به هم گره خورده بودند.

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...