رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ارسال‌های توصیه شده

  • مدیر ارشد

صد نامه فرستادم

و صد راه نشان دادم

یا راه نمی دانی

یا نامه ‌نمی خوانی!

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

شاهیست که تو هرچه بپوشی داند

 

بی‌کام و زبان گر بخروشی داند

 

هر کس هوس سخن فروشی داند

 

من بندهٔ آنم که خموشی داند

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

مرا عهدیست با شادی

 

که شادی آن من باشد

 

مرا قولیست با جانان

 

که جانان جان من باشد

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

هر موی زلف او یکی جان دارد

 

ما را چو سر زلف پریشان دارد

 

دانی که مرا غم فراوان از چیست

 

زانست که او ناز فراوان دارد

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود

دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو

گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود

جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند

عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود

خمر من و خمار من باغ من و بهار من

خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود

جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی

آب زلال من تویی بی‌تو به سر نمی‌شود

گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی

آن منی کجا روی بی‌تو به سر نمی‌شود

دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی

این همه خود تو می‌کنی بی‌تو به سر نمی‌شود

بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی

باغ ارم سقر شدی بی‌تو به سر نمی‌شود

گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم

ور بروی عدم شوم بی‌تو به سر نمی‌شود

خواب مرا ببسته‌ای نقش مرا بشسته‌ای

وز همه‌ام گسسته‌ای بی‌تو به سر نمی‌شود

گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من

مونس و غمگسار من بی‌تو به سر نمی‌شود

بی تو نه زندگی خوشم بی‌تو نه مردگی خوشم

سر ز غم تو چون کشم بی‌تو به سر نمی‌شود

هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد

هم تو بگو به لطف خود بی‌تو به سر نمی‌شود.

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

دلتنگم و دیدار تو درمان من است

 

بی رنگ رخت زمانه زندان من است

 

بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی

 

آنچ از غم هجران تو بر جان من است

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

من پیر فنا بدم جوانم کردی

 

من مرده بدم ز زندگانم کردی

 

می ترسیدم که گم شوم در ره تو

 

اکنون نشوم گم که نشانم کردی

  • لایک 1
لینک ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
×
×
  • اضافه کردن...