رفتن به مطلب
ثبت نام/ ورود ×
در غم ملت عزیز ایران شریکیم🖤 ×
انجمن نودهشتیا
به اطلاع کاربران می‌رسانیم دو انجمنِ نودهشتیا باهم ادغام شده‌اند. با این وجود، تمامی آثار شما محفوظ است و جای نگرانی نیست. در صورتی که مشکل ورود به اکانت خود را دارید، از گزینه "بازیابی پسوورد" استفاده کنید. ایدی تلگرام جهت بروز خطا: @Delbarity

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'نویسندگان انجمن نودهشتیا'.

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • عمومی
    • قوانین نودهشتیا
    • همه چیز در مورد نودهشتیا
    • پرسش و پاسخ
  • تایپ و شروع نویسندگی
    • تایپ رمان
    • داستان کوتاه
    • دلنوشته
    • صفحه نقد رمان ها
    • رمان های متروکه
    • اشعار کاربران
    • رمان های تکمیل شده
  • تالار رمان های برتر
    • رمان های نخبگان برگزیده
    • رمان های مورد تایید مدیران
    • رمان های مورد پسند کاربران
  • تالار خدمات نودهشتیا
    • درخواست ویراستاری
    • درخواست گویندگی اثر
    • درخواست ناظر رمان
    • درخواست طراحی کاور
    • درخواست چاپ رمان
    • درخواست تبلیغات رمان
    • درخواست رصد و بررسی اثر
  • کتابخانه نودهشتیا
    • معرفی و نقد کتاب
    • مصاحبه با نویسندگان نودهشتیا
    • معرفی آثار منتشر شده در سایت اصلی
  • تالار آموزشی
    • متفرقه
    • آموزش نویسندگی
    • آموزش ویراستاری
    • آموزش گویندگی
  • فیلم و سریال
    • معرفی فیلم و سریال
    • تاتر و نمایشنامه
  • موسیقی
  • ورزشی
    • فوتبالی
    • اخبار ورزشی
  • خاطره بازی نودهشتیا
    • چالش نودهشتیا
    • خاطره بازی
  • سرگرمی
    • مشاعره
    • متفرقه
    • هاگوارتز نودهشتیا
    • موسیقی
  • فرهنگ و هنر
    • تاریخ
    • بیوگرافی
    • مذهبی

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me

  1. ساختن پایان‌بندی‌های تأثیرگذار: آخرین میخِ محکم روی ذهن خواننده پایان‌بندی، نقطه‌ای نیست که داستان «تمام» می‌شود؛ نقطه‌ای است که خواننده شروع می‌کند به فکر کردن. نویسنده‌ای که پایان خوب می‌نویسد، نه تنها کتابش را می‌بندد، بلکه ذهن خواننده را باز می‌گذارد. داستایوفسکی جایی گفته بود: «داستان خوب، با آخرین جمله‌اش تمام نمی‌شود؛ در فکر خواننده ادامه پیدا می‌کند.» این جمله، شالودهٔ پایان‌بندی حرفه‌ای است. ۱. پایان‌بندی چرا این‌قدر مهم است؟ پایان‌بندی، خلاصه‌ای از مهارت نویسنده است: اگر ضعیف باشد، کل سفر داستانی بی‌اثر می‌شود. اگر قوی باشد، حتی ضعف‌های میانی را می‌پوشاند. اگر شاهکار باشد… خواننده کتاب را به بغل دستی‌اش می‌دهد و می‌گوید: «بخونش، فقط آخرش رو ببین!» پایان‌بندی مثل تکهٔ آخر پازل است؛ کوچک اما حیاتی. ۲. انواع پایان‌بندی در داستان در ادبیات، پایان‌ها به چند دستهٔ اصلی تقسیم می‌شوند. هرکدام عملکرد و تاثیر متفاوتی دارند. ۱) پایان خوش (Happy Ending) ویژگی‌ها: پیروزی قهرمان حل شدن گره داستان حس رهایی و رضایت مثال: «غرور و تعصب» از جین آستین پایان خوش اگر درست ساخته شود، اصلاً لوس نیست؛ عادلانه است. ۲) پایان تلخ (Tragic Ending) اینجا خواننده از لای انگشت‌ها نگاه می‌کند؛ در عین درد، حس عمق و معنا می‌گیرد. مثال: «۱۹۸۴» جورج اورول پایان تلخ، قدرت دارد. ۳) پایان تلخ–شیرین (Bittersweet) محبوب‌ترین مدل عصر مدرن. نه همه‌چیز خوب می‌شود، نه همه‌چیز می‌میرد. مثال: «بادبادک‌باز» خالد حسینی در این پایان، زندگی ادامه دارد اما با زخمی که به ما آگاهی می‌دهد. ۴) پایان باز (Open Ending) کلاسیکِ ادبیات جدی. نویسنده درِ خانه را نیمه‌باز می‌گذارد؛ خواننده خودش تصمیم می‌گیرد داخل شود یا نه. مثال: پایان «بوف کور» یا «کافکا در کرانه» پایان باز، یک پرسش بزرگ بی‌پاسخ است. ۵) پایان غافلگیرکننده (Twist Ending) اگر درست اجرا شود، شاهکاری لذت‌بخش است. اگر بد اجرا شود، مثل ترقه‌ای است که خیس شده. مثال: «اتاق» اما دوناهیو یا «دختر گمشده» گلیان فلین ۳. اصول کلیدی برای ساختن پایان‌بندی قوی اصل یک: پایان باید منطقی باشد، حتی اگر غیرمنتظره باشد خواننده نخواهد بخشید اگر: شخصیت ناگهان تغییر کند اتفاق بدون زمینه بیفتد معجزه بی‌هشدار رخ دهد اما اگر پایان غافلگیرکننده باشد و تمام سرنخ‌ها از قبل پخش شده باشند؟ خواننده لبخند می‌زند و می‌گوید: «آها… چه باهوش!» هاکسلی می‌گفت: «پایان باید مثل سایه باشد؛ طبیعی اما دنبالِ نور شخصیت‌ها.» اصل دو: پایان باید با «تم» سازگار باشد اگر تم رمان تو دربارهٔ قربانی‌کردن عشق باشد، پایان خوش مصنوعی خواهد بود. اگر تم امید باشد، پایان کاملاً تاریک خیانت به ساختار داستان است. اصل سه: پایان باید سوال بسازد، نه سخنرانی بدترین نوع پایان این است: «و این‌گونه فهمید که عشق مهم‌تر از همه‌چیز است.» این جمله‌ها را باید از پنجره انداخت بیرون. نویسندهٔ حرفه‌ای «پیام» را نمی‌گوید، احساس پیام را می‌سازد. اصل چهار: پایان باید وزن احساسی داشته باشد این حس ممکن است: آرامش شوک غم امید یا حتی یک لبخند تلخ باشد اما حتماً باید یک حس باشد. حس بی‌تفاوتی یعنی پایان شکست خورده. اصل پنج: پایان باید خلاصهٔ سفر شخصیت باشد شخصیت باید در پایان، جایی متفاوت از نقطهٔ شروع ایستاده باشد. حتی اگر جهان تغییر نکند، او باید تغییر کند. ۴. تکنیک‌های عملی برای نوشتن پایان‌های ماندگار ۱. پایان را از اول طراحی کن نویسندگان بزرگ معمولاً پایان را در همان روزهای اول می‌شناسند. این باعث می‌شود مسیر داستان به سمت پایان حرکت کند و هر چیز اضافه، خودبه‌خود حذف شود. ۲. از «اکو» استفاده کن یعنی چیزی که در آغاز کاشته‌ای، در پایان پژواک داشته باشد. مثلاً: جمله‌ای که دوباره تکرار می‌شود شیئی که بازمی‌گردد یک خاطره که کامل می‌شود این تکنیک، پایان را به آغاز گره می‌زند و اثر را بسته و کامل می‌کند. ۳. یک تصویر قوی بگذار، نه یک شعار پایان باید تصویری ماندگار داشته باشد. اورول رمان ۱۹۸۴ را با تصویر نابودی ذهن قهرمان می‌بندد؛ نه با سخنرانی دربارهٔ دیکتاتوری. ۴. آخرین جمله را وسواس‌گونه بساز نویسنده‌ها می‌گویند: «برای نوشتن آخرین جمله، یک روز وقت بگذار.» آخرین جمله باید: موج داشته باشد قابل نقل‌قول باشد حس را منتقل کند دوپهلو و شاعرانه باشد اما نه مبهم بیهوده ۵. اشتباهات معمول در پایان‌بندی که باید از آن‌ها فرار کنید پایان‌دهی ناگهانی، فقط چون نویسنده خسته شده معجزهٔ دقیقهٔ نود پایان‌نامه‌نویسی (توضیح پیام) تغییر شخصیت بدون دلیل تبدیل داستان به سریال ترکی برای ادامهٔ جلد بعدی پایان خیلی خوش برای داستان تلخ پایان خیلی تلخ برای داستان رئالیستی ۶. به‌عنوان جمع‌بندی: پایان خوب چه ویژگی دارد؟ یک پایان موفق، سه کار می‌کند: داستان را می‌بندد (یا ظاهراً می‌بندد) احساس می‌سازد در ذهن خواننده ادامه پیدا می‌کند اگر پایان تو این سه ارزش را داشته باشد، خواننده وقتی کتاب را می‌بندد، چند دقیقه نگاهش را وسط هوا نگه می‌دارد. آن مکث، پیروزی تو است.
  2. چگونه یک رمان اجتماعی بنویسیم؟ نوشتن رمان اجتماعی مثل رفتن به یک مهمانی بزرگ است؛ باید با آدم‌های مختلف حرف بزنی، قصه‌هایشان را بشنوی، حواست باشد که چه کسی با چه کسی مشکل دارد و البته سعی کنی وسط ماجرا گم نشوی! این نوع رمان‌ها آینه‌ای از جامعه هستند، با همه‌ی خوشی‌ها، دردها، تضادها و تغییراتش. اگر دوست داری یک رمان اجتماعی بنویسی که هم جذاب باشد و هم تأثیرگذار، بیا ببینیم از کجا باید شروع کرد. 1. یک مسئله‌ی اجتماعی برای داستانت پیدا کن اول از همه، باید بدانی که داستانت قرار است درباره‌ی چه موضوعی باشد. رمان اجتماعی حول یک مسئله‌ی مهم می‌چرخد، چیزی که مردم با آن درگیرند، از نابرابری و فقر گرفته تا تغییرات فرهنگی و شکاف نسلی. اما یادت باشد که فقط انتخاب یک موضوع کافی نیست، بلکه باید از دل جامعه آن را درک کنی. مثال: فرض کن می‌خواهی درباره‌ی مشکلات جوانان در پیدا کردن شغل بنویسی. خب، فقط این‌که بنویسی «قهرمان قصه‌ام بیکار است و ناامید»، کافی نیست. باید ببینی چرا این مشکل وجود دارد؟ چه تأثیری روی زندگی و روابطش دارد؟ چطور با آن کنار می‌آید؟ آیا جامعه در حال تغییر است یا این مشکل همیشه بوده؟ 2. شخصیت‌هایی بساز که واقعی باشند، نه شعار بدهند یک اشتباه بزرگ در رمان‌های اجتماعی این است که شخصیت‌ها را به آدم‌های خشک و کلیشه‌ای تبدیل کنیم؛ مثلاً یک آدم بدِ مطلق که مسئول همه‌ی بدبختی‌هاست، یا یک قهرمان معصوم که فقط برای عدالت می‌جنگد. اما زندگی این‌طور نیست! آدم‌ها پیچیده‌اند، گاهی اشتباه می‌کنند، گاهی پشیمان می‌شوند، گاهی بین درست و غلط گیر می‌کنند. راهکار: به جای این‌که شخصیتت را فقط بر اساس ایده‌های ذهنی خودت بسازی، نگاهی به اطرافت بینداز. مردم واقعی را ببین، حرف‌هایشان را بشنو، از تجربیاتشان استفاده کن. مثلا اگر شخصیتت یک معلم است که با مشکلات نظام آموزشی درگیر است، با چند معلم صحبت کن، ببین دغدغه‌های واقعی‌شان چیست. چگونه انگیزه نوشتن را حفظ کنیم 3. حرف‌هایت را در قصه بپیچ، نه در سخنرانی! بعضی نویسنده‌ها وسط داستان یادشان می‌رود که دارند رمان می‌نویسند، نه مقاله‌ی اجتماعی! یعنی یکهو یکی از شخصیت‌ها شروع می‌کند به سخنرانی درباره‌ی عدالت، سیاست یا فرهنگ، آن هم به‌طرزی که بیشتر شبیه یک بیانیه است تا دیالوگ طبیعی. این کار نه‌تنها داستان را کند می‌کند، بلکه خواننده را هم پس می‌زند. راهکار: به‌جای این‌که ایده‌هایت را مستقیم بیان کنی، آن‌ها را در رفتار، دیالوگ‌ها و تصمیم‌های شخصیت‌ها نشان بده. مثلا اگر می‌خواهی نقدی به اختلاف طبقاتی داشته باشی، به‌جای این‌که یک صفحه پر از توضیحات درباره‌ی فقر و ثروت بنویسی، صحنه‌ای را خلق کن که در آن شخصیت فقیر مجبور می‌شود با یک چالش واقعی روبه‌رو شود، مثلا با دیدن قیمت بالای یک کتاب، از خریدنش صرف‌نظر کند. 4. جامعه‌ای که توصیف می‌کنی، زنده باشد یکی از ویژگی‌های مهم رمان اجتماعی این است که جامعه‌ی داستان به‌اندازه‌ی شخصیت‌هایش زنده و واقعی باشد. این یعنی چه؟ یعنی شهر، خیابان‌ها، محله‌ها، آدم‌های فرعی و حتی شغل‌ها باید حس واقعیت بدهند. مثال: اگر داستانت در یک محله‌ی قدیمی اتفاق می‌افتد، توصیف‌های دقیق از کوچه‌ها، مغازه‌های کوچک، آدم‌های محلی و حتی لهجه و لحن صحبت کردنشان، باعث می‌شود دنیای داستان واقعی‌تر شود. ۵ روش براش شروع رمان ! 5. به‌جای قضاوت، واقعیت را نشان بده نوشتن رمان اجتماعی وسوسه‌برانگیز است، چون می‌توانی دیدگاه‌هایت را درباره‌ی جامعه بیان کنی. اما نکته‌ای که خیلی مهم است این است که نباید زود قضاوت کنی و یک طرف ماجرا را در نظر بگیری. مثال: فرض کن داستانت درباره‌ی یک دختر و پسر از دو طبقه‌ی اجتماعی متفاوت است که عاشق هم می‌شوند. به‌جای این‌که فقط یکی از این طبقات را قربانی و دیگری را ظالم نشان بدهی، باید پیچیدگی‌های هر دو را بررسی کنی. مثلا شاید پسر ثروتمند داستان هم تحت فشار انتظارات خانواده‌اش باشد، یا دختر فقیر داستان هم گاهی دچار اشتباه شود. 6. پایان‌های واقعی و تأثیرگذار بنویس بعضی‌ها فکر می‌کنند چون دارند یک رمان اجتماعی می‌نویسند، حتماً باید پایان آن غم‌انگیز و تلخ باشد، انگار که هرچه داستان تلخ‌تر باشد، حرفش مهم‌تر است! اما این درست نیست. مهم این است که پایان داستان، باورپذیر و در چارچوب قصه باشد. راهکار: قبل از نوشتن پایان، به تأثیری که می‌خواهی روی خواننده بگذاری فکر کن. آیا می‌خواهی او را به فکر فرو ببری؟ آیا می‌خواهی امید بدهی؟ آیا می‌خواهی نشان بدهی که جامعه در حال تغییر است؟ بهترین پایان، پایانی است که در ذهن خواننده باقی بماند و او را وادار کند که درباره‌ی داستان فکر کند. چطور یک رمان تاریخی خوب بنویسیم ؟! 7. مطالعه کن، مشاهده کن، تحقیق کن نوشتن رمان اجتماعی بدون شناخت عمیق از جامعه، مثل رانندگی در جاده‌ای ناشناخته بدون نقشه است. اگر می‌خواهی درباره‌ی یک موضوع خاص بنویسی، فقط به شنیده‌ها اکتفا نکن، بلکه درباره‌ی آن تحقیق کن. کتاب‌ها، مقالات، فیلم‌های مستند و حتی گفت‌وگو با افرادی که در آن حوزه زندگی کرده‌اند، می‌توانند دیدگاه تو را گسترده‌تر کنند. مثال: اگر داستانت درباره‌ی کارگران یک کارخانه است، بهتر است درباره‌ی شرایط کاری آن‌ها، مشکلاتشان و حتی اصطلاحات رایجی که استفاده می‌کنند تحقیق کنی. این جزئیات باعث می‌شود داستانت واقعی‌تر به نظر برسد. 8. به مخاطب احترام بگذار یک نکته‌ی مهم این است که خواننده‌ی تو انسان باهوشی است. لازم نیست همه‌چیز را برایش توضیح بدهی یا دائم تأکید کنی که «ببین، این داستان چقدر مهم است!». اگر قصه‌ات خوب نوشته شده باشد، خودش حرفش را خواهد زد. خواننده باید بتواند خودش به نتیجه برسد، نه این‌که نویسنده مستقیم نتیجه را در دهانش بگذارد. چطور رمان عاشقانه بنویسم جمع‌بندی نوشتن یک رمان اجتماعی کار ساده‌ای نیست، اما اگر با دقت و ظرافت جلو بروی، می‌توانی داستانی بنویسی که هم تأثیرگذار باشد و هم ماندگار. - موضوعی مهم و واقعی پیدا کن. - شخصیت‌هایت را زنده و چندبعدی بساز. - قصه را به سخنرانی تبدیل نکن. - جامعه‌ی داستان را واقعی نشان بده. - به‌جای قضاوت، پیچیدگی‌های ماجرا را نشان بده. - پایان مناسبی برای داستانت انتخاب کن. - تحقیق کن و شناخت دقیقی از موضوع داشته باش. - به خواننده اجازه بده که خودش فکر کند. و در نهایت، از نوشتن لذت ببر! چون یک رمان اجتماعی خوب، فقط یک داستان نیست، بلکه پنجره‌ای است به دنیای واقعی، با همه‌ی زیبایی‌ها و تناقض‌هایش.
×
×
  • اضافه کردن...